اول ماه مه و جنبش کمونیستی کارگران

در

                             

                                اول ماه مه و جنبش کمونیستی کارگران

از اول ماه مه 1886 صدوسی و یک سال میگذرد. در این روز کارگران کارخانه صنایع کشاورزی شیکاگو برای دستیابی به حقوق حداقلی، پائین آوردن ساعات کار روزانه از دوازده به هشت ساعت و برخی امتیازات رفاهی دیگر به اعتراض و اعتصاب و تظاهرات پرداختند که به خون کشیده شد. اما این مبارزه مصممانه رژیم چپاولگر و کارفرمایان را به وحشت انداخت و برای کارگران پیروزی هایی فراهم آورد.

کنگره افتتاحیه انترناسیونال دوم کمونیستی در سال 1889 روز اول ماه مه را به عنوان « روز جنبش کارگران» اعلام کرد که پس از آن – از سال 1890 – تا کنون برگزار میشود و در برگزاری آن وقفه ای ایجاد نگشته است و تا به امروز در بسیاری نقاط جهان این روز فرخنده را جشن می گیرند. آنها که تاریخ را نمی دانند که این جشن یادگار و ابتکار کمونیست هاست و این یک روز تعطیلی و بسیاری حقوق دیگری را که کارگران و زحمتکشان بدان دست یافته اند مدیون مبارزه سترگ کمونیست ها و کارگران آگاه هستند.

کمونیست  ها پیوسته این روز را به نشانه خیزش و وحدت پرولتاریا برگزار می کنند. اما رهبران غیر کمونیستی و ضدکمونیستی آن را به جشنی بی رمق مبدل ساخته اند که بی شباهت به اعیاد مذهبی نیست. اینان می خواهند همین طور بماند که هست، بعضی از آنها امیدوارند بدتر از این نشود که هست. بدیهی است به پیروزی هیچ جنبشی نباید دل بست که رهبریش در کف اینان باشد.

کمونیست ها اما، باید پیوسته به یاد آورند که این روز، جشن وحدت و اعتراض است، برای چند ساعت بیشتر استراحت و تفریح نیست. برای نوشیدن چای و شیرینی نیست، برای تحمل مقدورات الهی نیست که زنجیری که چپاولگران جهانی به دست و پای کارگران و زحمتکشان دینا بسته اند، همین طور بسته بماند و بسته تر گردد.

در سراسر جهان همه ساله ملیون ها کارگر برای افزایش بهره سرمایه داران و کارفرمایان بیکار میشوند و بدین سبب، بهره کشی از آنان شدت بیشتری می یابد. این سیستم چپاول، بیحد و مرز است. جامعه انسانی را به سوی بحران، به سوی جنگ و نابودی، و دست کم، گرسنگی و بی آیندگی می کشاند. سر دستگان و چماقداران بد ترکیب امپریالیستی همه روزه با جرات بیشتری، بشریت را به این ورطه خطرناك می کشند. بشریت شگفت در آن است که اینان با چه وقاحتی سرو صدا و جیغ و داد راه می اندازند و دروغ می گویند، می زنند و می کشند و می چاپند و « هنوز دوغورت و نیمشان» باقی است. این واقعیت موجود، بسیاری انسانها را دچار یاس و ندانم کاری کرده، عربده های گوشخراش و چاقوکشی های امپریالیستی را پایان تاریخ، محو آدمیزاد، جنگ های خانمان و جهان برانداز می بینند. برخی هم در انتظار مسیحا نشسته اند و همه اینها را نشانه ظهور عنقریب حضرت صاحب الزمان می خوانند.

اما کمونیست ها و کارگران آگاه به منافع طبقاتی خود، از آینده بشریت نومید نمی گردند. همه اینها را نشانه افول قدرت امپریالیستی می دانند که کفگیرش به ته دیک رسیده و میخواهد سرنوشت بشریت زیر دست خود را با چنگ و دندان نگاه دارد و این بشریت زیر دست نمی خواهد بدان تن در دهد.

بهر صورت این گیرو دار، کشاکش سرنوشت ساز است. کارگران و زحمتکشان و تمام نیروهای پیشرو جهانی می توانند و باید آن را به سود خود بپایان رسانند و تا به پایان نرسانند همین خواهد ماند که هست و بهتر از این نخواهد شد.

پایان پیروزمندانه این نبرد طبقاتی در شرایطی ممکن خواهد شد که رهبری سرنوشت بشریت از کف طبقات چپاولگر بیرون و در اختیار طبقه کارگر قرار گیرد.

کمونیست ها تضاد طبقاتی را موتور حرکت و پیشرفت جوامع بشری می دانند .سرنوشت و آینده بشریت را بدان وابسته می دانندکه کدام طبقه قدرت رهبری را در دست داشته باشد. اگر رهبری در کف سرمایه داران بماند آینده بشریت هولناك و سوزناك خواهد بود. بینوائی، گرسنگی، قحطی، جنگ، بیخانمانی، ویرانی و نابودی محیط زیست …. فزونی خواهد یافت و فزون بر آن جهل و خرافات و حماقت و فتنه انگیزی نیروهای عقب مانده دینی و دنیوی بر روح و اخلاق بشریت تسلط هرچه بیشتر خواهد یافت.

پس چه باید کرد؟ چگونه می توان ورق را برگرداند؟ شرط اولش آن است که بازیگران نوینی به صحنه بیایند که چشم و گام به پیش دارند . به آنچه هست بسنده نمی کنند. پیشروی های نیم ذرعی و در جازدن را کار ساز نمی دانند. به خیزش و انقلاب دست می برند.  بنای محکوم به ویرانی را اول از پی اش ویران میکنند. چنین اندیشه ای ناشی از بلند پروازی نیست، از نگرشی واقع بینانه به تاریخ، به پیشرفت جهان و نجات بشریت سرچشمه می گیرد.

می بینیم و می دانیم که جهانخواران پوزه را تا آخر زوایایش گشوده، در تلاش بلعیدن بشریت هستند. در سده گذشته جنبش جهانی کارگری و کمونیستی گام های بزرگی در جهت دریدن این پوزه بلعنده برداشت، به پیروزیهای شگرفی نیز دست یافت. فاشیسم هیتلری، موسولینی، چیان کایچکی را برانداخت. استعمار کهن را به زانو در آورد. پشت دشمنان طبقاتی را به لرزه در آورد. اما به سرانجام پیروزی نرسید و شکست یافت. به علل این شکست باید برخوردی جدی داشت که جایش اینجا نیست. اما جهانخواران به هر صورت این شکست را جشن گرفتند و آن را به عنوان پایان تاریخ نمایاندند. اما امروز می بینیم که این تراژدی، ثبات و استیلای کامل و نهایی آنان را تضمین نکرد. بحران جهانی شان به گونه دیگری آغاز شد و نشان داد که سیستم سرمایه داری علت اصلی بحران ناگزیر را در درون خود دارد. این کوسه درنده یگانه کوسه دریا نیست، کوسه های دیگری دور و برش هست که از این طعمه سهم خود می خواهند و به نوبه خود سر سازش با کوسه های دیگر ندارند و به جان یکدیگر می افتند.

از سوی دیگر کارگران و زحمتکشان جهان این کوسه های درنده را هر لحظه بهتر می شناسند، به خود می آیند و به موقعیت خود آگاهی می یابند. امروز در سراسر جهان به خود آمده، نه تنها برای افزایش دستمزد و امکانات رفاهی و بیمه و غیره، که برای رهائی از خطر جنگ های خونین و چپاولگرانه، برای محو سلاحهای امحاء بشری، برای تحقق حقوق انسانی در دفاع از سرنوشت خویش، برای کوتاه کردن دست جهان خواران و محکوم ساختن نیروهای امپریالیستی در محو کشورها و ملتها به پا می خیزند.

در ایران کارگران کارخانه ها، معادن، کارگران و کارمندان شعبات خدماتی، در عرصه آموزش و درمان، کارگران حمل و نقل وغیره به رغم فاشیسم جمهوری اسلامی به اعتراض و اعتصاب و مقاومت ادامه می دهند و به تدریج متشکل می گردند. اما رژیم جمهوری اسلامی از تشکل کارگری مثل جن از بسماالله می ترسد و جلوی آن را می گیرد. اما کارگران و زحمتکشان برای دستیابی به این حق در تلاش اند. سرکوب می شوند، به زندان می افتند، اما به زانو در نمی آیند و پیام شادباش اول ماه مه را از زندان هم به بیرون می فرستند.

جنبش کارگران جهان – و ایران – بدبختانه از یک رهبری متمرکز بهره مند نیست و هنوز در تفرقه و پراکندگی است و اگر این گونه بماند، نیرویش شکننده نخواهد شد. کمونیستهای جهان – و ایران – وظیفه دارند این ستاد متمرکز، یعنی حزب پولادین طبقه کارگر را بر پا سازند و رهبری آن را به عهده گیرند. پراکندگی آنان به سود دشمنان بشریت، دشمنان طبقاتی است.

کمونیست ها کم نیستند. اما دشمنان طبقاتی میانشان چنان تخم بدبینی پاشیده اند و شستشوی مغزی را بدان جا رسانده اند که اکثریت آنان دچار ندانم کاری گشته، نمی دانند چه باید کرد. نمی دانند که چاره کار تنها در آن است که دست یکدیگر بفشارند و به سوی وحدت ناگزیر و بی بدیل کمونیستی گام بردارند. هنوز نمی دانند که باید طلسم موجود را شکست.

« پیوند در جهت وحدت کمونیست های ایران» از چند سال پیش در همین تلاش به سر می برد و متاسفانه تا کنون با استقبال سازمان های موجود کمونیستی مواجه نیست. «پیوند.» نمی خواهد تشکیلات جدیدی برپا کند، در این هوس که به احیاء حزب واحد طبقه کارگر منجر گردد و بدین ترتیب محفل دیگری بر محافل موجود بیفزاید. هدف ما تنها برانگیختن تمام نیروهای موجود کمونیستی – احزاب، سازمان ها، گروه ها، محفل ها و شخصیت کمونیستی – است که گرد هم آیند، با یکدیگر نزدیک و سپس متحد شوند. از وحدت و یکپارچگی نیروهای موجود کمونیستی است که یگانه حزب پولادین طبقه کارگر برپا خواهد خاست.

همکاری، همدلی همیاری با کارگران،هر نوع کوشش فکری و عملی برای گسترش اندیشه کمونیستی، بسیار ارزنده و صرفنظر ناکردنی است. اما بدون وحدت کمونیستها که در برابر دشمن طبقاتی عرض اندام کند، بدانجا نخواهد کشید که باید کشیده شود.

نکت های دیگر اینکه برگزاری جشن اول ماه مه به عنوان «روز جنبش کارگری» شایسته تقدیر هست، اما نباید از آن مراسم متعارف ساخت و بدان اکتفا کرد. این روز باید – همانطور از اول قرار گذاشتند – روز جنبش و خیزش باشد. هر دفعه اش گامی باشد به پیش، برای طبقه کارگر و حزب طراز نوین او. دهها سال پیش از اینکه روزی به عنوان روز جنبش کارگران – اول ماه مه – معین شود، آموزگاران جنبش کارگری و کمونیستی – مارکس و انگلس – ندا داده بودند که «کارگران جهان متحد شوید» و اگر امروز بودند ندا می دادند که «کمونیستای جهان متحد شوید». شعار دومی برای به روز ساختن آن شعار اصلی و اولی است. ما به مناسبت اول ماه مه 2017( 11 اردیبهشت1396 ) تکرار میکنیم و ندا میدهیم:                             زنده باد طبقه کارگر ایران و سراسر جهان

        پیروز باد نبرد طبقه کارگر برای ساختمان دنیایی بهتر و پیروزی زندگی بر مرگ

    برقرار باد وحدت کمونیستها برای ایجاد حزبی که طبقه کارگر را سازماندهی و رهبری کند

                               پیوند در جهت وحدت کمونیست های ایران

                                         14/4/2017

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s