انقلاب اکتبر جاودانه است بمناسبت صدمین سالگرد انقلاب اکتبر

در

انقلاب اکتبر جاودانه است

بمناسبت صدمین سالگرد انقلاب اکتبر

در سال 1914 جنگ جهانی اول که تحت نام دفاع از میهن توسط سرمایه داری و جیره خوارانش بویژه سران انترناسیونال دوم در بوق و کرنا جارزده میشد. اما در واقعیت این جنگ برای تقسیم  مجدد جهان بود. سرمایه داری برای بدست آوردن مناطق تحت نفوذ و مستعمرات از مردم جهان بویژه کارگران و زحمتکشان بمثابه گوشت دم توپ استفاده می کرد. کائوتسکی و دیگر شرکا با تزهای من در آوردی خاک به چشمان طبقه کارگر و زحمتکشان می پاشیدند. این جنگ امپریالیستی – نه میلیون و نهصد و یازده هزار (9911000) کشته، بیست و یک میلیون و دویست ونوزده هزار و پانصد(21219500) زخمی  و هفت میلیون هفتصد و پنجاه هزار – مفقود اثر بجا گذاشت.

در چنین اوضاعی لنین در پیشاپیش حزب سوسیال دموکرات کارگران روسیه در مقابله با رهبران سازشکار انترناسیونال دوم با ارائه تز «تبدیل جنگ جهانی به جنگ داخلی» را تنها راه رهائی از جنگ، گرسنگی، استثمار، در شکست بورژوازی خودی و بدست آوردن صلح، در کسب قدرت سیاسی در پروسه یک قیام  همگانی راهکاری در برابر کارگران، دهقانان و مردم زحمتکش جهان قرار داد.

پیش در آمد انقلاب اکتبر به قدرت رسیدن  الکساندر کرنسکی در فوریه 1917 بود. پابندی کرنسکی به ادامه جنگ امپریالیستی زمینه ساز یورش طبقه کارگر تحت رهبری حزب بلشویک به دژ بورژوازی شد.

انقلاب اکتبر بر پایه سه نکته استراتژی حزب بلشویک: 1- گذار از انقلاب بورژوازی در فوریه 1917 به انقلاب کارگری، 2- اتحاد کارگران و دهقانان و سربازان و 3- دیکتاتوری پرولتاریا شکل گرفت. مخالفان انقلاب اکتبر بویژه رهبران انترناسیونال دوم به گفته های مارکس و انگلس که انقلاب در تمام کشورهای متمدن و پیشرفته یعنی حداقل در انگلستان، امریکا، فرانسه، آلمان و… باهم صورت خواهد گرفت، آویزان شدند و با تز لنین مخالفت کردند. لنین می گوید: ما همیشه گفته ایم که ما فقط یک حلقه تنها در زنجیر انقلاب جهانی بشمار می رویم … ما همیشه بیاد داشته ایم و هرگز فراموش نخواهیم کرد که امر ما امریست بین المللی و این که تا انقلاب در تمام سر زمین ها و از جمله غنی ترین و متمدن ترین آنها بوقوع نپیوندد، پیروزی ما یک نیمه پیروزی و شاید  کمتر نیز باشد.

همه کس مشکلات یک انقلاب را می داند. ممکن است انقلاب در یک کشور با موفقیت برجسته ای شروع شود و بعدا وارد مراحل دردناک گردد؛ زیرا پیروزی نهائی فقط در سطح طبقه کارگر روسیه با آگاه بودن از مشکلات برسر راه بدون واهمه از لعن و نفرین جیره خواران سرمایه داری و نیش زبان ترسوهای بی عمل دراکتبر 1917 تحت رهبری حزب بلشویک با به زیرکشیدن بورژوازی ازاریکه قدرت پروسه غلبه برجبر اجتماعی را با برافراشتن پرچم سرخ طبقه کارگر در یک ششم ارض کره زمین آغاز کرد.

انقلاب اکتبر به خواست مارکس مبنی بر تغییر جهان و نه تفسیر آن جامه عمل پوشاند.

طبقه کارگرروسیه با به سرانجام رساندن انقلاب اکتبر بر ایده ابدی بودن سرمایه داری نقطه پایانی گذاشت و درعمل ثابت کرد به شیوه بهتری می توان جهان را ساخت و آلترناتیو سرمایه داری، سوسیالیسم است.

انقلاب سوسیالیستی اکتبر با سرنگونی بورژوازی دروان نوینی را در تاریخ بشریت در گذر از سیستم سرمایه داری آغاز کرد. که بشارت دهنده رهائی انسان از خودبیگانگی واستثمار بود. ازاین منظر می توان گفت درطول تاریخ مبارزه طبقاتی جوامع بشری، هیچ نیروئی همانند طبقه کارگر روسیه وهیچ حزبی به اندازه حزب بلشویک، چرخ تکامل تاریخ را به پیش نه برده است.

باپیروزی انقلاب اکتبر مارکسیسم ازچنبرسازش طبقاتی رهبران انترناسیونال دوم رها شد و با منطبق شدن با شرایط جدید مبارزه طبقاتی، به لنینیسم تکامل یافت.

دراکتبر1917طبقه کارگر روسیه تحت رهبری حزب بلشویک با تغییر نظام اجتماعی موجود در روسیه تزاری آگاهانه جامعه نوینی پی ریزی کرد، که خواست و آرمان دیرنیه بشریت تا به امروز است.

انقلاب اکتبر برپایه ی کار تئوریک و عملی لنین با درس آموزی از کمون پاریس به پیروز رسید. دولت برآمده از انقلاب کارگری در نخستین مصوبه  کاریش با خاتمه دادن  به جنگ از جانب خود، از سربازان در گیر در جبهه های جنگ امپریالیستی خواست، با پایان دادن به عملیات جنگی به برادر کشی خاتمه دهند و لوله های تفنگ خود را به طرف دشمنان داخلی خود بر گردانند. در حقیقت فراخوان نخستین دولت کارگری به کارگران جهان  قیام علیه سیستم سرمایه داری و انقلاب سوسیالیستی بود.

انقلاب اکتبر با غلبه بر جبر اجتماعی به کارگران و زحمتکشان جهان در عمل نشان داد که می توان به شیوه ی انسانی خارج از ستم و استثماری سرمایه داری پایه های زندگی نوینی را براساس عدالت اجتماعی، برابری و آزادی پی ریزی کرد.  ازاین رو انقلاب اکتبر امری تاریخی، انسانی و طبقاتی برای کارگران و مردم آزادیخواه جهان در سیر تاریخ به شمار می رود.

 

انقلاب اکتبر و گسترش آن برای جهان سرمایه داری غیر قابل قبول بود. سرمایه داری زخم خورده روسیه با کمک کشورهای امپریالیستی تدارک جنگ داخلی برای بازپس گیری بهشت از دست رفته خود را تدارک دیدند. جنگ داخلی با تجاوز 14 کشور ارتجاعی و امپریالیستی جهت به زانو در آوردن نخستین نظام شورائی در یک نبرد قهرمانانه با شکست متجاوزین خاتمه یافت .

طبقه کارگر پیروزمند شوروی برای تحکیم دستاوردهای انقلاب و ساخت کشور یکشنبه های سرخ را سازماندهی کرد. اما مبارزه در راه غلبه بر مشکلات به ارث رسیده از رژیم گذشته  و تحکیم دستآوردهای انقلاب، سخت، بغرنج و ناشناخته بود. نا شناخته از نظر پیدا کردن راهکارهایی برای 1- روند پیشبرد مبارزه طبقاتی درجامعه و در درون حزب طبقه کارگر 2- گسترش و تحکیم رابطه حزب طبقه کارگر بمثابه حافظ منافع آنی وآتی  طبقه کارگر با دولت کارگری بمثابه حافظ منافع حق شهروندی تمام مردم  3- رعایت و نهادینه کردن اصول و ساختمان تشکیلاتی حزب بویژه در مناسبات بین مرکزیت و دمکراتیک 4- تلاش در نوسازی حزب براساس آموزش سیاسی و طبقاتی 5- برنامه ریزی برای جذب خون تازه ودفع خون کثیف 6- داشتن دورنما در زمینه، تولید و باز تولید چرخش رهبری 7- سازماندهی تولید براساس مصرف و نیاز جامعه و چگونگی مصرف ارزش اضافی تولید شد درجامعه  8- بررسی حل مناسبات درست بین زیربنای اقتصادی و رو بنای سیاسی 9- ایجاد شرایط و امکانات برای مبارزه با نیروی عادت، فرهنگ و سنت های مرد سالاری 10- تداوم بخشیندن به مبارزه با بورکراسی موجود در دستگاه دولتی و در جامعه 11- سازماندهی پیشبرد فرهنگ پویا و پرولتری برپایه رشد آگاهی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی 12- سرعت بخشیدن به روند حل تضاد کار یدی با کار فکری و … لنین در مورد ناشناخته ها و کمبودها و ندانم کاریهای بلشویکها در دوران بعد از جنگ داخلی در سال 1921 می گوید: بگذار سگان و خوکان بورژوازی محتضر و دموکراسی خرده بورژوائی که ازدنبال این بورژوازی میرود به خاطر ناکامیها و اشتباهات مرتکبه درامرساختمان نظام شوروی ما بارانی ازلعنت و دشنام و استهزا برسرما ببارند. ما دقیقه ای فراموش نمیکنیم که ناکامیها و اشتباهات ما واقعا زیاد بود و زیاد است. و اصولا مگر می شود در یک چنین امرتازه ای که برای تاریخ جهان تازه است یعنی درامر ایجاد طراز تا کنون نادیده سازمان دولتی، بدون ناکامی و اشتباه خودمان و بهبود انطباق عملی اصول شوروی، انطباقی که بسیار و بسیار از حدکمال دوراست، مبارزه خواهیم کرد. ولی ما حق داریم به خود ببالیم که سعادت شروع ساختمان دولت شوروی و بدینوسیله شروع دوران نوین درتاریخ جهان، دوران سلطه ی طبقه ی نوین که درکلیه ی کشورهای سرمایه داری ستمکش است و همه جا بسوی زندگی نوین، بسوی پیروزی بربورژوازی، بسوی دیکتاتوری پرولتاریا، بسوی خلاصی انسانیت ازیوغ سرمایه و جنگهای امپریالیستی گام برمیدارد، نصیب ما شده است.

نخستین حکومت کارگری با لغو مالکیت خصوصی بر وسایل تولید و مبادله، ازبین بردن بیکاری، ریشه کن کردن بیسوادی، کم کردن اختلاف بین مزدها، ازبین بردن مزایای موجود درنظام قبلی، مزد برابر درمقابل کار برابر برای زنان، صنعتی کردن کشور، رایگان شدن تحصیل در مدارس و دانشگاهها، تامین بیمه وبهداشت مجانی برای همه، تامین مسکن و کار برای همه؛، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن و به رسمیت شناختن حق ملل در تعیین سرنوشت خویش بر مبنای اتحاد وهمکاری داوطلبانه بین ملل، ایجاد انترناسیونال کمونیستی و کمک به احزاب تازه تاسیس شده درجهان، کمک به جنبشهای ضداستعماری جهان و دفاع از استقلال آنان دریچه نوینی در برابر کارگران و زحمتکشان جهان گشود و در مبارزات آنان برای بدست آوردن عدالت اجتماعی، برابری و آزادی تاثیر انکار ناپذیری گذاشت که تا امروز الهام بخش جامعه ی بشری است.

با لغو مالکیت خصوصی و سازماندهی یکشنبه های کمونیستی روند رشد اقتصادی شتاب گرفت، بطوریکه کارگران و زحمتکشان اتحاد جماهیر شوروی طی بیست سال کار سخت از یک کشور فئودال – امپریالیستی کشوری پیشرفته صنعتی ساختند. «در این دوره ۹۰۰۰ مؤسسه بزرگ صنعتی ساخته شد و تولید وسائلی که صنایع مادر را تولید میکرد ۱۳/۴ بار نسبت به سال ۱۹۱۳ افزایش یافت. توسعه متالوژی و صنایع ماشین آلات دقیق در اتحاد شوروی در سال ۱۹۴۰ نسبت به سال ۱۹۲۰ ٬ ۳۸ بار افزایش یافت. در همین دوره  تولید ماشینهای انجین سازی و ماشینهای ویژه کار در معادن ۵۱۲ بار افزایش یافت. حجم تولیدات صنعتی در اتحادشوروی در سال ۱۹۳۷ رتبه یکم در اروپا و رتبه دوم در بود. همچنین در همین سال تولید ماشینهای حمل و نقل (باری) رتبه یکم در اروپا و دوم را در جهان بخود اختصاص داد.»

رشد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شوروی مصادف است با بروز بحرانهای اقتصادی و اجتماعی جهان امپریالیستی و سر بلند کردن فاشیسم در آلمان، ایتالیا و رشد نظامیگری در ژاپن.

در شرایطی که دولت های فاشیستی خود را برای جنگ و تقسیم دوباره جهان آماده می کردند، دول غربی با پیشنهاد دولت شوروی برای ایجاد یک جبهه ضد فاشیستی موافقت نکردند. دولت مردان جهان امپریالیستی بویژه فرانسه، انگلیس و ایتالیا با هدف سوق دادن ماشین جنگی آلمان بطرف کشور شوراها در کنفرانس مونیخ منطقه آلمانی نشین سودت در چک را به آلمان هتیلری واگذار کردن و آلمان متعاقب آن کل چکسلواکی را اشغال کرد.

در طول سالهای 1935 تا 1938 امپریالیست ها در تقویت ماشین جنگی فاشیست ها به امید این که ارتش آلمان نازی در جنگ با شوروی تا سرنگونی  و تخریب زیر ساخت های آن پیش رود، هرچه در توان داشتند به آلمان کمک کردند.

آلمان نازی بعداز اشغال لهستان و فرانسه در سال 1941به اتحاد جماهیر شوروی حمله کرد.

طبقه کارگر شوروی در جنگ با فاشیست ها حماسه ها و شگفتی ها بسیاری آفرید نبرد استالین گراد که منجربه شکست ارتش تجاوزگر آلمان نازی شد، درخشنده ترین این نبردها بود.

طبقه کارگر شوروی و اعضای حزب بلشکویک بهای سنگینی برای حفظ کشور شوراها و نجات بشریت از شر فاشیست ها پرداختند. بیش از 25 میلیون از پیشرو ترین مردم شوروی و اعضای حزب بلشویک در دفاع از دستاوردهای انقلاب اکتبر، ساختمان سوسیالیسم و آزادی سازی اروپا جان دادند.

در پس از جنگ دوم جهانی و با از بین رفتن فداکارترین اعضای حزب، فرصت طلبان، رفیقان نیمه راه و مهمانان ناخوانده در ارگانهای حزبی و دولتی جا خوش کردند.  بمرور زمان سازماندهی تولید برای سود، جای تولید برای مصرف احتیاجات مردم را گرفت. سه گذر مسالمت آمیز، جانشین سیاست پرولتری شد. رویزیونیست خروشحفی با استناد به انحرافات پدید آمده در حزب، قدرت سیاسی را قبضه کرد. نهایتا  گورباچف، در کنگرهٔ بیست و هفتم حزب کمونیست اتحاد شوروی در فوریه ۱۹۸۶ با دو تز تحت عنوان پرسترویکا (اصلاحات اقتصادی) و گلاسنوست(فضای باز سیاسی) زمینه ی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را فراهم کرد و متعاقب آن در هشتم دسامبر 1991 یلتسین با همراهی روسای جمهوری اوکراین و بلاروس با بنا نهادن کشورهای مستقل همسود تیرخلاص را بر پیکر اتحاد جماهیر شوروی زدند. بدین ترتیب دژ طبقه کارگر و اولین کشور سوسیالیستی عمدتا از درون توسط سرمایه داری تصرف شد.

جهان سرمایه داری، با فروپاشی شوروی « پایان تاریخ و جهان تک قطبی» را جار زد، جیره خواران بورژوازی دوران انقلابات سوسیالیستی را تمام شده و انقلاب اکتبر را کودتا نامیدند. روسپیان سیاسی در به زیر کشیدن پرچم سرخ در مقابل سرمایه خوش رقصی ها کردند.غافل از اینکه کمونیستها را می توان کشت ولی کمونیسم را هرگز نمی توان، کشورهای سوسیالیستی را می توان در یک اتحاد نانوشته و نا مقدس داخلی و خارجی به عقب راند،اما مگر می شود عشق طبقه کارگر و میلیونها انسان مترقی را به انسانیت، به آزادی، به برابری و عدالت اجتماعی را در دلها خاموش کرد.

از این منظر پیام انقلاب اکتبر عشق به آزادی، رهائی انسان از خود بیگانگی و نجات بشریت از بند استثمار سرمایه داری بود و خواهد ماند. و یاد تمام رزمنده گان حزب بلشویک که توانستند در یک نبرد طبقاتی با برافراشتن پرچم سرخ در یک ششم کره زمین، دریچه نوینی در برابر مردم جهان بگشایند، در قلب انسان ها با عشق و احترام زنده خواهد ماند.

پیوند- درخدمت وحدت کمونیست های ایران

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s