پیوند – در خدمت وحدت کمونیستهای ایران

به یاد آن «ببرهای عاشق» ناصر زرافشان

به یاد آن «ببرهای عاشق»

ناصر زرافشان

… وینان
دل به دریا افکنان اند،
به پای دارنده ی آتش ها
زنده گانی
دوشادوش مرگ
پیشاپیش مرگ
. . . .
در برابر تندر می ایستند
خانه را روشن می کنند
و می میرند

امسال تابستان سی امین سالگرد فاجعه ی بزرگ قتل عام زندانیان سیاسی ایران در سال ۶۷ است. بنا به موازین حقوقی بین المللی مسئولیت سلامتی و حفظ جان زندانی به عهده ی مرجعی است که او را زندانی کرده، زیرا زندانی کننده آزادی زندانی را سلب و اختیار او برای زندگی به میل و انتخاب خویش را از او گرفته، و شکلی از زندگی را که خود تعیین کرده به او تحمیل می کند از این رو مسئولیت آنچه برای زندانی پیش آید را هم به عهده دارد. اما در ایران، چه در رژیم گذشته و چه در رژیم کنونی، حکومت گران، زندانیان سیاسی را گروگان های سیاسی خود می دانستند و می دانند و در رفتار با آنان حتی برای اصول خود و احکامی که در دادگاه های خود در مورد آنها صادر کرده اند هم پشیزی ارزش و اعتبار قائل نیستند. در رژیم گذشته در سال ۱٣۵٣ هنگامی که چریک های فدایی خلق سرتیپ زندی پور، رئیس شکنجه گاه موسوم به «کمیته مشترک» را اعدام کردند، چون عوامل آن رژیم از توانایی شناسایی و مقابله کردن با آنان عاجز بودند، زنده یادان بیژن جزنی، حسن ضیاء ظریفی، مشعوف کلانتری، عباس سورکی، عزیز سرمدی، احمد جلیل افشار و محمد چوپان زاده را که سال ها بود در زندان به سر می بردند و دوران محکومیت آنان رو به اتمام بود، همراه با دو تن از مجاهدین خلق – کاظم ذوالانوار و مصطفی جوان خوشدل از زندان خارج ساختند و آنان را در شیب تپه ی مشرف به زندان اوین، به رگبار بستند. در جمهوری اسلامی و در پایان جنگ ایران و عراق هم در تابستان ۶۷ هنگامی که مجاهدین خلق از عراق تهاجمی را علیه ایران آغاز کردند، گرچه این تهاجم پس از مدت کوتاهی با شکست مواجه شد، رژیم در مرداد ماه آن سال زندانیان مجاهد و در شهریور ماه زندانیان چپ را به شکل فجیعی قتل عام کرد.

آنچه گفته شد مربوط به مسئولیت این کشتارها از دیدگاه حقوقی است. اما ارزیابی مسائل از دیدگاه حقوقی معمولاً سطحی و گمراه کننده است، زیرا ماهیت و ریشه ی تاریخی – طبقاتی آنها را از نظرها پنهان می سازد. موازین حقوقی ضوابطی است که طبقات مالک و حاکم، خود برای محافظت از نظمی که به جامعه تحمیل کرده اند و برای تنظیم روابط میان خودشان وضع کرده اند. از دیدگاه تاریخی و طبقاتی، این جنایت سیاه، کشتار نیروهای بالنده و سازندگان تاریخ آینده ی جامعه به دست ارتجاعی است که دوره ی آن در تاریخ سپری شده اما ظرفیت درک این واقعیت و آمادگی پذیرفتن آن را ندارد و از این رو برایش راهی جز کشتن و منهدم کردن آنچه غیر از خود او است باقی نمانده است.

نخبگان یک نسل را که از میان مردم برخاسته و آتش مردم دوستی و بهروزی زحمتکشان در سینه های آنان شعله ور بود، به زیر خروارها خاک سیاه فرستادند و آنان را هم که جان به در برده بودند آواره غربت کردند تا بعداً بتوانند در دولت هاشمی رفسنجانی، نور چشمی های خود را فله ای به انگلیس – مهد سرمایه داری نولیبرال – بفرستند تا در آنجا سیاست های نو لیبرالی «تعدیل ساختاری» و «شوک درمانی» را فرا گیرند و چنین شد که وقتی آنان برگشتند با اشغال مواضع کلیدی اقتصاد کشور در سازمان های دولتی و نظام بانکی، بورس و به قول روزنامه نگاران قلم به مزدشان «پارلمان بخش خصوصی!» را اشغال و اقدام به خصوصی سازی اموال عمومی، قطع بودجه ی خدمات عمومی در عرصه های بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و دانشگاه ها و سایر خدمات اجتماعی – که استفاده کنندگان از آنها طبقات زحمتکش جامعه بودند – «آزاد سازی» تجارت خارجی یعنی خام فروشی و واردات بی رویه ی کالاهای مصرفی تجملی، در مقابل ثروت های طبیعی به ویژه نفت خام (که موجب رکود اقتصاد داخلی و گسترش بیکاری و رشد لایه های دلال و غیر مولد و انگل است) و در نتیجه رواج بیشتر فساد مالی و دلالی ها و سوء استفاده های کلان که زایده ی این گونه معاملات خارجی است و غارت قدرت خرید مردم از طریق تورم و سیاست های پولی نولیبرالی کردند، که نتیجه مستقیم این سیاست ها در عرصه ی اجتماعی رواج فردگرایی و اخلاقیات مبتنی بر نفع شخصی، اندیشه به خود و بی اعتنایی به مصلحت

دسته‌بندی شده در: یاد بود, عمومی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: