پیوند – در خدمت وحدت کمونیستهای ایران

فرهنگ گرایی در نظام جهانی سرمایه نگاهی مجدد بر تز «برخورد تمدن ها»

فرهنگ گرایی در نظام جهانی سرمایه

نگاهی مجدد بر تز «برخورد تمدن ها«

در پرتو افزایش و گسترش امپراتوری آشوب و نزدیک به یک ساله شدن عمر رژیم نئوفاشیستی دانلد که خود معلول نفوذ و گسترش امپراتوری آشوب در شکم خود هیولای نظام جهانی سرمایه سه ترامپ(سره است) برماست که نگاهی مجدد به چند و چون پیدایش تز و سیاست های «برخورد تمدن ها» و اشاعه که آن در جهان بویژه در کشورهای دربند پیرامونی و نیمه پیرامونی بیاندازیم. مبرهن و روشن استتشدید و گسترش امپراتوری آشوب در جهان معاصر منبعث از پیاده کردن تئوری های فرهنگ گرائی و برخورد و تلاقی تمدن ها توسط معماران و اولیگارشی های حاکم در کشورهای سه سره امپریالیستی نظام جهانی سرمایه در سراسر جهان است.

بل ملاحظه ای از نویسندگان، سیاستمداران، ژورنالیست ها و در کشورهای پیشرفته سرمایه داری، تعداد قااستادان دانشگاه معتقدند که علت اصلی و بنیادی مشکلات، بحران ها، تلاقی ها و جنگ های خانمانسوز شروع شده 2008محلی و منطقه ای در اکناف جهان چیزی بجز بحران عمیق نظام امپریالیستی که از ناسازگاری ها و برخورد «تفاوت ها» و ناهمگونی های ناشی از هویت های است و عقب افتادگی ها، گوناگون و عادات سنتی موجود در بین مردمان این مناطق و کشورها نیست. طرفداران این طرز تفکر برای تشریح و توجیه بحران ها و جنگ های جاری در جهان به عناصر مختلف فرهنگ و تمدن، بویژه و آنها را مافوق تاریخ و ماورای مراحل تاریخی قرار می دهند. به عبارت دیگر، این مذهب، استناد کردهدست اندرکاران، که نگارنده در این نوشته از آنها به عنوان «فرهنگ پرستان» و یا فرهنگ گرایان اسم شم خواهم برد، بر آن هستند که این فرهنگ است که تاریخ را تعریف کرده و به آن ویژگی، جهت و چانداز می دهد و نه بر عکس.

ساموئل هانتینگتن، از استادان معروف دانشگاه هاروارد، بدون شک یکی از برجسته ترین نمایندگان این نظرگاه است. بررسی مقاله معروف او تحت نام «برخورد تمدن ها» و آثار دیگر دست اندرکاران این نه تنها عقب افتادگی ها، ناسازگاری ها و تفاوت های نظرگاه بروشنی نشان می دهد که این فرهنگ گرایانهویتی قومی و مذهبی را عامل اصلی مشکلات، بحران ها و جنگ های عدیده ای که هر روزه بشریت بویژه مردم لگد مال شده این کشورهای حاشیه ای جهان سوم با آنها روبرو هستند، می دانند، بلکه تنها راه جنگ ها را قبول بی قید و شرط گسترش سرمایه جهانی از طرف این مردم خروج از این بحران ها وجهانی( مثل -اعلام می کنند. به نظر اینان حتی علت ظهور و رشد مجموعه ای از ارزش های انسانی اصول مدنیت، حقوق بشر، آزادی و برابری، حق تعیین سرنوشت و ارتقاء سطح زندگی) نیز ناشی از یه و گسترش سرمایه داری بازار » آزاد» است. در پرتو این جهان بینی، تعداد زیادی جهانی تر شدن سرمااز این فرهنگ گرایان رشد دموکراسی و سرمایه داری را لازم و ملزوم و مکمل یکدیگر محسوب داشته و ی یک رابطه ناگسستنی و ضروری بین آن دو را در اذهان عمومی ترسیم می کنند. ولی تاریخ جوامع بشرعکس این ادعا ها را نشان می دهد.

به نظر نگارنده کسب آزادی های دموکراتیک و دیگر ارزش های جهانشمول انسانی در جریان مبارزات طولانی طبقاتی تاریخی توسط توده های مردم علیه نابرابری ها و استثمار رژیم سرمایه میسر گشته و ن مبارزات بوده و نه محصول «طبیعی» و «خودبه خودی» پدیده دموکراسی درهرجامعه طبقاتی منتج از ایو اجتناب ناپذیر گسترش و جهانی شدن سرمایه، که فرهنگ گرایان ادعا می کنند. هم چنین نگارنده معتقد است که عامل اصلی بحران ها و جنگ ها، بر خلاف تصور فرهنگ گرایان، همانا تشدید پروسه جهانی گاری های فرهنگی» و بر خورد تمدن ها در آن جوامعشدن سرمایه است و نه «ناساز.

تاریخ پانصد سالۀ سرمایه داری نشان می دهد که این نظام نیز مثل نظام های پیشاسرمایه داری فقط در و مترقی در پیشرفت و رفاه و امنیت بشر بازی یک دورۀ کوتاهی در اوان تکامل تاریخی خود نقش مثبت ان به مانعی بزرگ در مقابل پیشرفت و ترقی بشریت تبدیل شده است. ولی کرده و بعداٌ به مرور زممشخصۀ اصلی این نظام همانا هژمونی اقتصاد سرمایه برکلیه شئون زندگی بشر از طریق پروسه تاریخی و طولانی کالاسازی (تبدیل تدریجی تمام تولیدات مادی و معنوی بشر به کالا جهت صرفاٌ داد و ستد) است را از تمام نظام های دیگر متمایز می سازد. هژمونی سرمایه و پروسه جهانی شدن آن منجر به که آن ایجاد و شیوع شکاف و قطب بندی که منجر به تعمیق شکاف بین فقر و ثروت، تباهی و خرابی محیط تهای این زیست گشته و نتیجتاٌ نظام سرمایه را در تضاد و تعارض با پیشرفت و ترقی بشر می اندازد و مننظام، برخلاف نظام های پیشاسرمایه داری، به خاطر داشتن خصوصیت پراگماتیستی از همان اوان تاریخ به این سو، هر زمانی که توسط نیروهای ضد خود (قربانیان متشکل نظام 1880رشد خود، بویژه از دهۀ ستم اجتماعی و استثمار طبقاتی جهانی) به مصاف و جدال طلبیده شده، قادر شده که از میزان خرابی ها وکاسته و موقتاٌ حل نهایی تضاد را به نفع بقای خود به تعویق اندازد.

)، سرمایه در روند جهانی شدن هژمونی خود با ایجاد 1775 – 1914در جریان (قرن نوزدهم طولانی) (ر کشور های آفریقا و انقلاب صنعتی ، پرولتریزه ساختن اول غرب اروپا و سپس شمال آمریکا و استعماآسیا توانست بدون یک مانع جدی یک دوره ای از تفوق و هژمونی بدون قید و شرطی را در بخش بزرگی آغاز «عهد زیبا» را جشن بگیرد. ولی «عهد زیبا»، که در 1880از جهان مستولی ساخته و در اوسط دهۀ ایه داری تبدیل گشت، توهم و سرابی عمل به «صلح مسلح» و مسابقه تسلیحاتی بین کشورهای قوی سرمبیش نبود. زیرا همانطور که تاریخ نشان می دهد مسابقه تسلیحاتی و رقابت های لجام گسیخته بین کشورهای سرمایه داری(بویژه بر سربازارهای مستعمراتی) جهان را به سوی جنگ جهانی اول، انقلاب کشورهای مستعمره سوق داد. با اینکه بعد از سوسیالیستی و سپس اشتعال جنبش های ضد استعماری درپایان جنگ جهانی اول، با محاصره شوروی جوان و سرکوب موقتی جنبش های ضد استعماری و ایجاد «کمربند بهداشتی» نظام جهانی دوباره تفوق و هژمونی خود را باز یافت ولی ادامه قیام ها و رشد یک ، شرایط را این دفعه برای 1930بحران بزرگ اوایل دهۀ رسته بحران های مالی و اقتصادی، بویژه ظهور و رشد فاشیزم در سطح جهانی و سپس اشتعال جنگ جهانی امپریالیستی دوم مهیا ساخت.

بنابراین در تاریخ پانصد سالۀ سرمایه داری تنها دوره ای که در آن نظام جهانی سرمایه با مقاومت و 45بُعد و حجم ویرانی و استثمار آن نیز محدود و معین مانده دورۀ مصاف جدی روبرو گشته و در نتیجه بود که بعد از پیروزی بر فاشیزم و پایان جنگ شروع گشته و با سقوط 1945- 1991سالۀ «جنگ سرد» بپایان می رسد. در این دوره، گسترش و حرکت سرمایه در جهت جهانی 1991و فروپاشی شوروی در ع بزرگ و جدی روبرو گشت. در نتیجه نظام جهانی سرمایه در این دوره از آن شدن با مقاومت سه مانآزادی و بی قید و شرطی که در دوره های قبلی از آن برخوردار بوده تا اندازۀ زیادی محروم ماند. این سه جه مانع و یا ستون های اساسی مقاومت که قادر شدند با جدال های جدی خود به مقدار قابل توجهی از درسبعیت و لجام گسیختگی گسترش سرمایه کاسته و از اجرای سیاست های تخریبی و بحرانی و جنگ های خانمانسوز آن پیشگیری کنند ، عبارت بودند: قدرت شوروی در بلوک شرق (سوویتیسم) اقتدار و محبوبیت هائی بخش ملی دولت های رفاه سوسیال دموکراسی امپریالیستی در بلوک غرب و اوجگیری جنبش های ردر کشورهای پیرامونی و توسعه نیافته جهان سوم.

واقعیت این است که هیچ یک از این دو ستون اصلی مقاومت نتوانستند که رشته های خود را از منطق حرکت سرمایه و حوزه نظام جهانی گسسته و به آلترناتیو جدی و اصیل در مقابل رژیم سرمایه تبدیل دو دهۀ بعد از جنگ جهانی دوم این دو ستون توانستند به مؤفقیت هائی در زمینه های گردند. با اینکه در قاطعیت و کارآئی خود را در ایستادگی و 1973 – 1991فرهنگی و سیاسی نائل آیند ولی بتدریج در دورۀ

وجودیت و مبارزه علیه نظام حاکم از دست دادند. باید باز اذعان کرد که این دو ستون مقاومت در دورۀ م) مؤفق شدند که محدودیت های قابل توجهی را بر روی 1960و 1950رشد خود(بویژه در دهه های حرکت بی امان و گسترش جهانی سرمایه و پروسۀ پولاریزاسیون آن تحمیل کنند. این سلسله مقاومت ها از شدت و تندی گسترش در پروسۀ تکاملی خود هر یک بنوبۀ خود در آسیا، آفریقا و اروپا قادر شدند که سرمایه در حیطه های مختلف بویژه در عملکرد بی رحمانه بازار «آزاد» تخریب محیط زیست و بالاخره تعمیق شکاف بین فقر و ثروت و ایجاد فاصله های طبقاتی به مقدار قابل توجهی بکاهند. بعبارت دیگر، تا می کردند، نظام جهانی امپریالیستی نیز زمانی که این جنبش ها و ستون های مقاومت بطور جدی عملبالاجبار دست به عقب نشینی زده و گسترش و استثمار سرمایه را همراه با مصالحه و ملاحظه و با اعطای امتیازات اقتصادی و فرهنگی به کارگران کشورهای متروپل «مرکز» و خلق های کشورهای «وط و فروپاشی این ستون ها ی مقاومت نظام حاکم پیرامونی » جهان سوم به پیش می برد. با افت و سقدوباره منطق و استراتژی مصالحه و ملاحظه تاریخی را بکناری نهاده و این دفعه هارتر و بی قید و شرط تر و بدون واهمه از مانعی به سرعت حرکت و جهانی شدن خود دو چندان و بطور لجام گسیخته تر افزود. ، به نفوذ 1775 – 1914م حاکم بدون مانع جدی مثل قرن نوزدهم طولانی امروزه در سراسر جهان ، نظاو حرکت بی مانع خود رونق بخشیده و در سایۀ شعار «پایان تاریخ» و ظهور «آخرین انسان» پیروزی بازار «آزاد» نئولیبرالیسم و استقرار «مدیریت جهانی» و گسترش «فرهنگ جهانی» و مؤفقیت های «بانک ارت جهانی» را جشن گرفته است. بهمین علت نیز در دو دهۀ گذشته بویژه در دورۀ بعد از جهانی» و «تج»جنگ سرد» و فروپاشی شوروی، میزان و بُعد شکاف بین فقر و ثروت، اشتعال جنگ های خانمانسوز «فرهنگی» و «قومی» و «مذهبی» تخریب محیط زیست، عروج بنیادگرائی مذهبی و بالاخره اوج گیری شه های نئوفاشیستی و اولترا ناسیونالیستی در سایۀ رهبری بلامنازع سرمایه و بازار «آزاد» به شکل و اندیگونه ای فلاکت بار تر در اکثر جوامع افزون تر و عمیق تر گشته و جهان را به سوی گسترش امپراتوری آشوب سوق داده است.

رش و گسترش بی امان سرمایه به مقاومت و جدال قربانیان نظام جهانی بالطبع و بطور یقین در مقابل یودست خواهند زد. هم اکنون ما شاهد بروز بخشی از این مقاومت ها در اکناف مختلف جهان هستیم. ولی این مقاومت ها چه نوع منطقی در جریان مخالفت خود با سرمایه ارائه خواهند داد؟ آیا آنها مؤفق خواهند (آمریکا) امتیاز و یا مصالحه ای را به نفع قربانیان و دیگر توده های گشت که از سرکرده نظام جهانیلگدمال شده اخذ کنند؟ در درازمدت، این مقاومت ها چه نوع نظامی را در سرلوحۀ استراتژیکی خود به عنوان یک آلترناتیو جدی و اصیل در مقابل حاکمیت سرمایه عرضه خواهند کرد؟ استراتژی های مدل های رهائی بخش که مؤفق شده بودند در دورۀ «جنگ سرد» (بویژه در دورۀ «طلائی» شوروی و جنبش1975 – 1945 ) توده های وسیعی از مردم جهان را در پنج قاره علیه حاکمیت سرمایه داری غرب (امپریالیسم) بسیج و متشکل سازند، امروز اعتبار خود را از دست داده و عملاٌ با اُفت و فروپاشی و لال روبروگشته اند. آنچه که امروز تم های اصلی بخش بزرگی از حرکت های اجتماعی و سیاسی اضمحرا تشکیل می دهند عبارتند از جنبش های پراکنده برای کسب دموکراسی و آزادی ، جنبش های ضعیف . وقایع شووینیزم ملی و بنیادگرائی مذهبی -برای ایجاد محیط زیست بهتر و جنبش های دو نوع طرز تفکر متلاطم بیست سال گذشته در مناطق بالکان(یوگسلاوی)، قفقاز(آذربایجان و ارمنستان و گرجستان) کردستان (عراق و ترکیه) و آفریقای مرکزی(بوروندی، رواندا و زئیر) نشان می دهند که دو طرز تفکر رهنگی مافوق طبقاتی فوق الذکر به عنوان محمل هائی در دست نظلم حاکم در درون جنبش های ملی و فکشور های این مناطق رسوخ کرده و به موانع بزرگی در مقابل نیروهای مترقی و رو بجلو تبدیل گشته اند. رهبری این جنبش ها به عوض همبستگی و اتحاد در جهت تقابل با نظام حاکم سرمایه علیه یکدیگر به ه خاک ذلت و فقر و ناامنی کشانده اند. تعرض برخاسته و زندگی میلیون ها انسان را در آن مناطق ب

همانطور که در اول این نوشته شرح داده شد خیلی از دست اندرکاران در غرب ، کم و کیف و علل بروز و رشد این جنبش های شووینیستی و بنیادگرائی ملی و قومی و مذهبی و پیامدهای فلاکت بار و اسفناک جستجو کرده و بر روی «اختلافات» و «ناسازگاری های» آنها را در حیطه های فرهنگی، بویژمذهب فرهنگی موجود در درون و میان مردمان کشورهای درگیر تأکید می ورزند.

این نظرگاه که اختلافات فرهنگی و تفاوت های هویتی نه تنها مهم بلکه اساسی و غالباٌ غیر قابل تغییر ندارد. این طرز تفکر پایۀ مشترک تعصبات و هستند ، یک اندیشه ناب و جدید نبوده و تازگی هم برخوردهای متخاصم بین گروه ها و فرقه های مختلف در سرتاسر تاریخ بشری بوده است. تمام مذاهب، بویژه ادیان ابراهیمی، اکثراٌ ایدئولوژی های خود را در چارچوب اینکه به «پایان تاریخ» رسیده و آخرین خود آورده اند، تعریف و توصیف می کنند. در صورتیکه لازمه پیشرفت، اندیشه و «خاتم الانبیا» را با ترقی و تکامل مبارزه علیه هر نوع تعصب و تحجر فرهنگی است. هم فرهنگ ها و هم مذاهب بدون خواست ما دائماٌ در حال تغییر بوده و بهیچ وجه ساکن و ایستا نیستند و مطمئناٌ این تغییرات نیز می توانند وح مورد تحلیل و شناخت قرار بگیرند. در هر حال، منظور نگارنده در اینجا این نیست که این بطور مشرامر فوق الذکر را دوباره اثبات کند، بلکه هدف اینست که با دید انتقادی نشان بدهد که چرا امروزه فرهنگ ه مذهب، جنبه «مافوق گرایان کوشش فراوان می کنند که به مردم القاء کنند که حیطه های فرهنگی، بویژتاریخی» داشته و تاریخ بشری تابعی از فرهنگ ها بوده و در واقع بوسیله آنها شکل و جهت می گیرد.

تئوری هایی که بر فرهنگ ها و هویت های متفاوت تکیه می کنند و بر روی نقش آنها در زندگی بشر ی های متعددی که فرهنگ های مختلف با هم تأکید می ورزند، قاعدتاٌ به تشابهات و همگونی ها و هم خواندارند، کم بهاء می دهند. زیرا اعتقاد بر این دارند که آنچه تعیین کننده است اختلافات و تفاوت های موجود بین آنهاست. هانتیگتن در مقاله «برخورد تمدن ها» می گوید که این اختلافات ریشه ای هستند زیرا که آنها ی گیرند که رابطه انسان را با «طبیعت»، «خدا» و «قدرت» تعریف و تعیین می حیطه هایی را در بر مکنند. این بینش ، فرهنگ را تا سطح مذهب پائین آورده و در واقع آن دو را یکی فرض می کنند. در صورتی که مذهب بخشی از فرهنگ هر ملتی است و نه کل آن . در ضمن به نظر می رسد که هانتیگتن و تصور ایستا و غیر قابل انعطاف از مذهب و فرهنگ به خواننده تلقین می کندیک برداشت .

در بخش دوم این نوشتار به بررسی دیگر مؤلفه های فرهنگ گرائی و سیاست های «تلاقی تمدن ها» ) خواهیم پرداختمنجمله رابطۀ فرهنگ و مذهب ، بویژه در کشورهای پیرامونی (جنوب گلوبال.

1395ماه آذر –ن.ناظمی

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: