پیوند – در خدمت وحدت کمونیستهای ایران

دَر باره یِ تِروريسم هوشنگ گلاب دژ

US-ATTACKS-TOWER-FALLS

(FILES)The first tower of the World Trade Center collapses after being hit by a hijacked commercial aircraft 11 September 2001 in New York. September 11, 2008 marks the seventh anniversay of the terrorist attacks in New York City, at the Pentagon, and in Shanksville, Pennsylvania. AFP PHOTO/Helene SELIGMAN

دَر باره یِ تِروريسم

هوشنگ گلاب دژ

 

( پس از رویداد ۱۱سپتامبر۲۰۰۱، که بهانه ای شد در دست« بوش» و دارو دسته ی جنگ افروزِ حاکمه ی آمریکا برای تجاوز به افغانستان و عراق و اشغال این دو کشور؛ رسانه های گروهی غرب به دو پاره شدند. گروهی در کنارِ« بوش» و هم پاله گی هایش جا گرفتند و به تأیید و تشویقِ او وسیاست های جنگ طلبانه اش دست زدند. گروهی هم به روشنگری و افشای اَهدافی که در پشت این اقدامات قرار گرفته بود؛ پرداختند. من و دوستی، ۳ تا از مقاله هائی را، که آدم های متفاوتی نوشته بودند که دیدگاه هایشان با دیدگاه « بوش» و«هیئتِ حاکمه»ی آمریکا متفاوت بود؛ به فارسی برگرداندیم. این برگردان ها را،همان زمان در سایت خبری« گویا نیوز» انتشار دادیم. من مقاله ای هم، پیش ازحَمله ی آمریکا و متحدینش به عراق نوشتم؛ که در همان جا آمد. ۶ سال پس از آن:«لشکر کشی به افغانستان و عراق و اشغال این دو کشور، که به بهانه ی دروغینِ« مبارزه با تروریسم» انجام گرفت؛ نه تنها به آن چه « تروریسم» خوانده می شد پایان نداد، که به گسترش و تعمیق آن کمک کرد.«تروریست های اسلامی» دست ساخته امپریالیسم امریکا و شرکا، درهر نقطه ای ازجهان از« بالی» اندونزی،« شارم الشیخ» مصر، و« مراکش» و« تونس» و« الجزیره» و « استانبول» ترکیه گرفته تا«لندن» و« مادرید» و..؛ به هر هدفی از نظامی تا غیرنظامی که فراچنگ آورند، حمله می کنند.« طالبان»، درهر نقطه ی افغانستان حضور دارد و به هر جا که بخواهد ضربه می زند.عراق به باتلاقی تبدیل شده که نیروهای اشغالگر را بیش از پیش در کام خود فرو می کشد.« پاکستان» هم به صورت« پشتِ جبهه» ی کنونی« طالبان»؛ می رود تا با بلعیدن دلارهای آمریکائیِ« عربستانِ سعودی»، به صورت مرکز« فرماندهی» رسمی« فوندامنتالیسم اسلامی» در آینده ی نردیک؛ عمل کند. پیاده کردن طرح حمله به« ایران» در یک سالِ باقی مانده از دوران ریاست جمهوری« بوش»هم، می تواند به تیره تر کردن بیش از پیشِ فضای سیاسی موجود چون عاملِ یاری دهنده به تسریع این رَوَند؛ به انجامد. مقاله هائی که نام بردم، این وضع را پیش بینی کرده بودند» و تازه در آن زمان هنوز صحبتی از موجود عجیب الخلقه ای به نام« داعش»نبود… به هر روی برگردان ها و مقاله را، در این جا، در پی هم؛ می آورم. با گذشت نزدیک به۱۷ سال از رخداد ۱۱ سپتامبر، از آن جا که تفییری در ماهیت و چند و چون امپریالیسم آمریکا و گرگتازی های آن رخ نداده است و نیز احتمال پیاده شدن همین سناریوها در حال حاضردر ارتباط با ایران هم بعید به نظر نمی رسد؛ فکر می کنم این مقاله ها و محتوای آنها کماکان ارزش خواندن و چاپ و پخش داشته باشند. به هر روی امیدوارم که پسند افتند.(

*

نخست، برگردان ها:

[آنچِه دَر زير می آيَد، بَرگَردانی اَست اَز سِه مَقالِه اَز روزنامِه یِ سوئدیِ (DN)« داگِنز نيهِتر» Dagens Nyheter( خَبَرهایِ روز) ؛ کِه بِه هَمراه وَ با کُمَکِ دوستِی، اَنجام گِرِفتِه اَست. اين مَقالِه ها، پَس اَز رويدادِ فاجِعِه بار وَ تاريخیِ ۱۱ سِپتامبر ۲۰۰۱ نِوِشتِه شُده ، وَ هَمان زَمان هَم بِه فارسی بَرگَرداندِه شُد. اَمّا ، دَر اِنتِشارِ بيرونیِ آن، بِه عِلَلی کِه بيرون اَز اِرادِه وَ اِختيارِ مَن بود، دِرَنگ شُد. اينک کِه آهَنگِ چاپ وَ پَخشِ آن ، کردِه اَم ؛ بَد نديدَم کِه نظَرِ خودَم را هَم ، دَر بَر خورد بِه تِرور وَ تِروريسم ، بِه پَيوَستِ آن ، بياوَرَم . شُما می توانيد، دَر صورَتِ تَمايُل، نظَرِ مَرا، کِه دَر پايان ، آمَدِه اَست ؛ پَس اَز فَراغَت اَز مُطالِعِه یِ اين تَرجُمِه ها، بِخوانيد. با سِپاسِ بی پايان؛ و پوزش برای درازی سخن.]

¤ ¤

مَقالِه یِ نُخِست :

« با بکاربردن خشونت نمی توان تروريسم را ريشه کن کرد! »

* از: اَندرو سيلک Andrew Silke

– کارشناسِ تروريسم – انگليس

برگرفته از روزنامه ی صبح سوئد: (Dagens Nyheter )

چهارشنبه ۲۴ اکتبر۲۰۰۱

* لندن.« امکان ندارد که تروريسم را با ابزارِ نظامی ريشه کن کرد. حمله به افغانستان احتمالاً به شکل گيری گروههای تروريستی بازهم بيشتری خواهد انجاميد.». اين چيزی است که اَندرو سيلک، کارشناسِ بريتانيايیِ تروريسم به آن باوردارد. اَندرو سيلک در اساس روانشناسِ حقوق و همکارِ انستيتویِ اسکارمان در لِستر(Leicester)، می باشد. او در باره یِ روانشناسیِ تروريسم پژوهش هايی انجام داده و پيشتر رايزنِ سازمانِ مِلَلِ متحد بوده است.

او می گويد:«عَمليّاتِ نِظامی درافغانستان در مُتِوَقِّف کردنِ تروريسم موفّق نخواهدشد» و « اِحتِمالاً اين می تواند به درهم شکستنِ گروه های« اَلقاعده» بيانجامد. اما بجای آنها گروه های جديدی پاخواهند گرفت.» 
اين اَمری طبيعی است که شخص اِعتقاد داشته باشد که تروريست ها افرادی کجرو(مُنحرف) و يا روان پَريش(بيمارانِ روانی) هستند. اما هيچ تحقيقی که چنين چيزی را نشان بدهد وجود ندارد.

هيچ « خصوصّياتِ فردیِ تروريستیِ » ويژه ای وجود ندارد. اين درمورد خَلبان هايی که اقداماتِ اِنتحاری(عليه برج های مانهاتان) را انجام دادند نيز صِدق ميکند.

او می گويد: دَرعَوَض تروريست ها تَغيير می کنند. و تَصويری از گری آدامس – رَهبرِ حِزبِ شين فين – را نِشان می دهد که پيش تَر رَهبر (IRA) اَرتشِ غَيرِقانونیِ جُمهوریِ ايرلند بود. کسانی که تروريست می شوند از آغاز به گونه ای از اقليّت ها تعلّق دارند که دلايلِ واقعی برای ناخشنودی داشته وَ موردِ بی عدالتی قرارگرفته اند.

اين ، دَرموردِ همه صِدق نمَی کند. هَمچُنين کسانی نيز هَستند که درخانواده های متوسّط رُشد کرده اند و به گروه خاصّی تعلّق ندارند اما بِه طَورِ نِمونه به يک جريانِ ايدئولوژی سياسی راديکال کشانده شده اند. تعدادِ بسيار اندکی که تروريست می شوند در يک چيز (صرفنظر از ريشه ومنشاءآنها) مشترکند، وآن اينست که آنها دَر جريانِ رويدادهائی قرار داشته اند که بَر آنها تاثير گذاشته و آنها را تَغيير داده است. اين اَمر میتواند يک پروسه چند ساله را شامل بشود.

اجازه بدهيد فرض کنيم که شما دريک خانواده کاتوليک دَر ايرلندِشمالی بِه دُنيا آمده ايد. شُما تَوَسُّطِ پُليس مَوردِ خُشونَتِ بيش از َحّد قرار می گيريد يا شاهدِ کتَک خوردنِ شديدِ دوستِ خود می شويد. يا اينکه حادثه ای بَر رویِ پَرده یِ تلويزيون مشاهده می کُنيد که بَرای عدّه ديگری ازکاتوليک ها، شايد برای نزديکان و يا عزيزانِ شُما اِتفاق می افتد. اين که آن گاه تصميم بِه انِتقام بگيريد دَرنفسِ خودش يک واکنشِ طبيعی است. اما يک چنين حادثهای می تواند سَبَب شَوَد تا شما به يک گروهِ تروريستی بِه پَيونديد. برای فلسطينی ها تَصويرهای تلويزيونی اَز پِسَرِ ۱۲ساله که مَوردِ ِاصابَتِ گُلوله قرارمی گيرد می تواند چُنين حادثه ای باشد.

اَمّا آيا هيچگونه کِشِشِ شخصيّتیِ مُشتِرِک برای افرادی که تروريست می شوند وجودندارد؟ بسياری از پژوهشگران اِظهارنظَر می کنند که مَعمولاً اين گونه افراد، اِعتماد بِه نَفسِ ضعيف و آگاهیِ پايينی اَز خودشان دارند. بَنا بَراين پيوستنِ آنها بِه چنين گروههايی و اَنجام کارهائی که به آن مُعتقد هَستند، می تواند احساسِ اِعتماد بِه نفس َو اَرزشِ شخصی آنها را افزايش بِدَهَد.

اَمّا اين اِشتباه است که باور داشت آنهاکه خلبانهای اِنتحاری می شوند ضَرورتاً شُستُشویِ مَغزی شدهاند. يک حادثه که در آنها واکُنشِ بِسيار قَوّی ايجاد کرده است می تواند کافی باشد برای آنکه آنها خود را آماده ی قُربانی کردن نمايند. تا زمانی که گروههائی خود را تَحت ِستَم وَ فِشار اِحساس می کنند تروريسم وجود خواهد داشت.

بِه گفته ی اندرو سيلک هَرچه تِعداد بيشتری دَرحمله بِه اَفغانستان کشته شوند بِه هَمان شدّت تروريسم هَم شِکلِ بَدتَری پيدا خواهدکرد. شايد بَعضی گروه ها دَرهَم شِکَستِه شوند، َاّما اين يک پيروزیِ کوتاه مُدَّت است. بِه نَظَرِ مَن اين يک عکسُ العمل دَر پَی خواهد داشت و تروريست های بيشتری را دَر دِراز مُدَّت خواهيم ديد. مُقابله ی نظامی با تروريسم هرگز به پايان گرفتن تروريسم نيانجاميده است . يَقيناً دلايلِ خوبی برای مُقابله به مِثل(زدنِ ضربه ی مُتقابل) وجود دارد، اَمّا تروريسم ريشه کَن نخواهدشد.

نويسنده مقاله Kari Molin

خبرنگارDN **

مَقالِه یِ دُوم :

« تروريسم، بيانگرِ ناتوانی است»

* از: Peter Bratt (پِتِر برات)

برگرفته از روزنامه ی داگنس نيهِتِر Dagens Nyheter

سه شنبه ۲۳ اُکتُبر۲۰۰۱

* جَهانِ عرب چگونه بِه سياستِ آمريکائی واکنش نشان می دهد؟ و چگونه به فَراخوان هایِ « بن لادِن»، بَرخورد می کند؟ روزنامه ی داگنس نيهتر(DN)، از اسلام شناسانِ آمريکائی و فرانسوی دَراين باره پُرسيده است. 
فرانسوا بورگا (Francois Burgat) هِفده سال دَر کشورهای عَرَبی زيسته است. او اکنون رئيسِ يک مؤسّسه (انستيتو)ی فرانسوی در يَمَن(Jemen) است و دَر فَرانسِه بِه عُنوانِ اِسلام شِناس شناخته می شود.

مَردُمِ کوچه و خيابان دَر جهانِ عَرَب هَرگِز نه پَذيرفته اَند که کارهایِ خُشونت آميزی که توسّطِ گروههای پيرامونِ بِن لادِن انجام می شود اِقداماتِ جنايتکارانه (مُجرمانه) است. برای مَردُمِ عادّی اينها نَه تنها اِقداماتِ تروريستی نيستند بلکه يک شِکل اَز ضدِّ خشونت دَر واکنش دَر برابرِ خشونتِ ايالات ُمتّحده آمريکا می باشد. می

توان گفت که کارخانهی آمريکا و جهانِ غرب در طَیِّ ۱۰ سال گذشته برای اينکه خشونتِ سياسیِ اسلامی را توليد کنند با شتابِ سرسام آوری دست بکار بوده است.

محاصرهی اقتصادی عراق به بهای جانِ يک ميليون انسان تَمام شده است و اَغلب بِه سُخنانِ وزيرخارجهی پيشين آمريکا، مادلين آلبرايت(Madeleine Albright)، اِستناد می شود، که گفت بَلِه، مرگِ ۰۰۰،۵۰۰ کودک گُزينشِ سَختی بود، اَمّا بَهائی بود که اَرزشِ آن را داشت که پَرداخِته شود. سپس ما بُحران با فلسطينی ها را داريم و روابطِ ناسالم ميانِ آمريکا و عربستانِ سعودی را.

در زمانی که بِن لادِن هَنوز بِه تَحصيلِ اِقتصاد در رياض (Ri yad) مَشغول بود ، خود را با مُحاسبه ی اينکه چگونه رژيمِ کِشورش شَهروندانِ خودرا بِه خاطرِ جَلبِ رِضايتِ آمريکا اَز ميلياردها دُلار دَرآمدِ نفتی مَحروم کرده ، سَرگرم می کرد.

تروريسمِ بادِرماينهوف(Baader_Meinhof) يک اَمرِ داخِلیِ آلمان بود.هَمانند عَمَليّاتِ اوکلاهُما(Oklahoma) که يک اَمرِ داخلیِ ايالاتِ متُحّده آمريکا بود. اينکه آنچه را که امروز شاهد آن هستيم تِرور بناميم رَوشی است بَرای مَخدوش کردنِ تَصويرِ واقعیِ امر. آنچه که اين حادِثِه بَيان می کند يک دَرگيری(چالش) بَينِ المللی است .

رَوايتِ رايج دَر غَرب ، که ما دَربَرابَرِ يِک تِروريسمِ کور که با اِفراط گرايی ايديولوژيکی گِرِه خورده است ايستاده ايم ، به هيچ وَجه مَوردِ قبَولِ مَردُمِ مَعمولیِ اينجا نيست . افَکارِعُمومی دَرجَهانِ عَرَب، تا زمانی که پاسُخِ غَرب دَر هَمين مَسيری اَست که می بينيم ، اَز بِن لادِن فاصِلِه نخواهد گِرِفت. ما بايد برای خود روشن کنيم که رژيم های موجود درکشورهای عَرَبی نَه تَنها اَز راه های دموکراتيک گُزيده نشده اند بَلکه حتّا با حمايَتِ اَيالاتِ مُتحّده آمريکا اِستقرار يافته اند. هَمچُنين آمارِ قُربانيانِ عَمَليّاتِ اَنجام شُده دَرغَرب نيستند که ما بايد کورکورانه به آنها خيره شويم بلکه بايد به آن واکنشی تَوجّه کنيم که اين عَمَليّات دَر جهان عَرَب بَراَنگيختِه اَند. بِن لادِن در کارهای تروريستی خويش آن ناتوانی و آن نفرتی که بسياری دَرجَهانِ عَرَب اِحساس می کنند را بَيان می نمايد.

روب سُبحانی(Rob Sobhani) استاد (پروفسور) در سياستِ خارجی آمريکا دردانشگاه جرج تاون (Georgetown)، مُعتِقِد است که دستگاهِ اجرائیِ بوش، پَيام نَهُفته دَر اين اِقداماتِ تِروريستی را کاملاّ جِدّی می گيرد. سُبحانی میگويد: آمريکائی تحمّل اينکه بشنود، جِنايتِ رُخ داده دَر خودِ سياستِ خارجیِ آمريکا ريشه دارد، را ندارد. وَ رَئيس جمهور بوش اين را با اِطمينانِ کامِل مُبارزه ای ميان خَير وشَرّ میبيند، اَمّا او هَم واقع بين (رئاليست) است . اَز طريق تلويزيون های عَرَبی او اکنون میکوشَد که اين ايده را جا بيندازد که اين جَنگی ميان تَمدّن ها نيست- چيزی که بِن لاِدن می خواهد اينطور وانمود نمايد. آمريکا برآنست که افغانستان را باچيزی شبيه طرحِ مارشال بازسازی کند و پس ازآن به عراق، ايران و خاورميانه بپردازد، اما غيرنظامی، نه نظامی .

اگر سُبحانی حَقّ داشته باشد بايد زَمينه برایِ آن ناخشنودی که بِن لاِدن هارا بِوجود می آورد از بَين بُرده شود. 
مايکل هادسن (Michael Hudson) استاد(پروفسور) فرهنگِ عَرَب دَرهَمان دانِشگاه، میگويد: دَر حالِ حاضِر، مُبارزه بَر سَرِ چيرگی بَر اِحساسات وَ اَفکارِ اَعراب، راهِ غَرب را نمی پيمايد. يک ميراثِ تلخِ پُراز نفرتِ بِه آمريکا بِخاطرِ سياستِ آن کشور دَرخاورميانه وَ مُحاصره ی اقتصادی عَليهِ عَراق وجود دارد. اين ميراث، حَتّا افرادِ ميانه رو (مُعتِدِل) و گروههای تَحصيل کرده، که بسياری ازآنها اَغلب دَرآمريکا تَحصيل کرده اند ، را نيز عَليهِ آنها بَرگردانده است. آنها حَمله بِه اَفغانستان را نهَ تنها عادلانه نمیبينند بَلکه آن را کوششی از سویِ آمريکا بَرای بِه زيرِ سُلطه کشاندنِ جَهانِ عَرَب َتلقِّی میکنند.

پروفسور مايکل هادسن می گويد دَرکارِ آموزشیام ما اين پُرسِش را مَطرَح کرديم که آيا حَملِه بهِ نيويورک آخرين خودنمايی کُهنه پَرَستی ( فِناتيسمِ) اِسلامی بوده است يا اينکه دَميدنِ جانِ تازه به کالبُدِ بُنيادگرَايی(فوندامِنتاليسمِ) « پيران» است، که بسياری باور داشتند که دَرحالِ تَرکِ صَحنه می باشد؟ اَمّا بِن لاِدن، يک گروه (باندِ) کوچک يا يک کيشِ اِفراطی را نمَايندگی نمَیکند. قشر وسيعی در درونِ جَهانِ عَرَب، که دَر فَقر گُسترده ، ناتوانی وَ بیعِدالتی زِندگی می کنند وجود دارد، که اَز آنها حِمايت می کند.

**

مَقالِه یِ سِوم :

هُنَرِ توليد کردنِ (يک) طالبان

* از: پيتر لوف گِرِن (Peter Lefgren) / روزنامه نگارِ مُستّقل(آزاد)

روزنامه ی داگنس نيهتر(Dagens Nyheter)

دوشنبه ۸ اکتبر۲۰۰۱

* {يک روشنگری(توضيح): واژه ی « طالبان»(Taliban)، يک واژه ی«جمع» است؛ واژه ی « مُفرد» آن « طالب»(Talib) است که با« ان» جمع بسته شده وسپس به معنای چند طالب(بيش از دو) می شود. رسانه های سوئدی آن را، دربيشترجاها، به عنوان واژه ی مُفرد گرفته و دوباره جمع می بندند و واژه ی « طالبان

ها»(Talibanerna) را بکار میبرند. من برای حفظ امانت، از واژه ی بکارگرفته ازسوی آنها، هرچند نادرست، سود می جويم.}

*

در جريانِ جَنگ با شوروی ، ايالات مُتحده آمريکا از افراطی ترين گروه های اسلامی در افغانستان حمايت و پشتيبانی کرد. او امروز نمی خواهد بپذيرد که کُهنه پرستی (فاناتيسم) از پِستانِ خود او تَغذيه کرده و در آغوشِ خود او پَروَرِش يافته است. پيتر لوف گرن بِه اُتاق های دَربَستِه (تاريکخانهِ) جامِعِه ی باز(جهان آزادِ) ما دَست پيدا کرده است. جائی که آدم هائی در آنجا مینشينند و طالبان (ها) را توليد می کنند(می سازند).

پليس امنيتی اُزبکستان به مَن تُهمت زد که« از پايگاه آمريکائی » دَر افغانستان با افراطی های مُسلمان تَماس داشته ام. آن زمان، سال ۱۹۹۲بود. دَر آن هنگام مَن برای تهيّه ی گزارش (رپورتاژ) به درّه ی فرغانه (Ferganadalen) سَفَر کَرده بودم. دَر زِندان خيلی ساده بود که دِلَم برای وَطَن تَنگ بِشَوَد. برای جامعه ی باز خودم . يک سال پيش از آن جوانانِ مُسلّحِ افغان مَرا تا بيرونِ يک اُردوگاهِ پَناهندگان دَر پاکستان بِه عُنوانِ جاسوسِ غَرب دنبال کرده بودند. مَن اَز يک مدرسه یِ آموزش قُرآن ديدن می کردم ، که همه ی شاگردان آن می خواستند به هَر بَهائی که شده دَر جَنگِ مُقدّس ِشرکَت کنند. شاگردان«طالب»(Talib ) خوانده می شدند، « جوينده ی دانش».

احمد رَشيد از سال ۱۹۷۹ افغانستان را زيرِ نَظَر داشته است. او خَبرنِگارِ ديلی تلگراف(Daily Telegraph) و مجلّه ی اقتصادیِ خاور دور(Far Eastern Economhc Review) است وَ بِه طَورِ مُنظّم برای بی بی سی(BBC) و سی اِن اِن(CNN) کار می کند. کتابِ رشيد، «طالبان» (کميته سوئدی افغانستان) بِه مَن اين اِمکان را داد کِه اَبعاد تازه ای اَز مَسأله را بِبينم: مَن ُاتاق های دَربَسته (تاريکخانه)یِ جامعه ی بازِ خودم را کَشف می کنم. در آنجا آدمهائی از فرهنگِ خودِ مَن نِشَسِته انَد وَ سَرگرمِ بُريدن وَ چَسباندن هستند. آنها به کارِ توليد کردنِ طالبان(ها) سَرگَرم انَد.

مُحصّلينِ قُرآن دَر اُردوگاه پناهندگان دَر طولِ جنگ پدر وَ مادرِ خود را اَز دَست داده وَ يَتيم شدند. آنها مالکِ هيچ چيزی نبودند. آنها قادر به توليدِ هيچگونه از کارهای دستی سنتی نبودند. آنها خيلی کم از کشورِ خود و اَز تاريخِ اِسلام می دانستند. آنهابِدونِ حُضورِ زَنان رُشد کرده و بزرگ شدند. توسّط اين مدارسِ قرآن ، آنها غَذا دَريافت کرده و آموزشِ دينی و بهِ تَدريج آموزش نِظامی ديدند.

مُعلّمينِ مَدرسه مُلّاهای دهات بودند که بِه زَحمت قادر به خواندن بودند. آنها در کلّه های اين جوانان فُرو می کردند که زندگی تنها يک معنا و مفهوم دارد: که از راه جنگ مُقدّس، جِهاد، آن چيزِ پاک و اصيل را خَلق کنند: جامعه ی ۱۴۰۰ سال پيشِ مُحمّد پيامبر. شکّ و ترديد در اين باره هَمانند گُناه تلقّی می شد. بَحث و مُجادله هَمچون کُفر و اِرتداد قَلمداد می شد.

در سال ۱۹۷۱ تعدادِ ۹۰۰ مدرسه ی قُرآن دَر پاکستان وجود داشت. اين شُمار در سال ۱۹۹۸ به بيش از 30000 مدرسه با نيم ميليون دانش آموز رسيد. اَز هَمين جوانانِ تهيدست، شُستُشوی مغزی شده است که به گُفته ی رشيد، ايالات مُتحده آمريکا طالبان را توليد کرده (ساخته) است.

تا پيش از اشغالِ اَفغانستان توسّطِ شوروی هيچگونه کُمَک وَ حِمايتِ مَردُمی(خَلقی) برای انَجامِ ِانقلابِ اسلامی قَهرآميز(خُشونت آميز) وجود نداشت. امّا دَر طولِ جَنگ، سازمانِ جاسوسیِ سيا(CIA) تصميم گرفت که تنها به ِافراطی ترين گروههای اسلامی کُمک نمايد. بين سالهای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۲ ميانِ چهار و پنج ميليارد دُلار روی اصول گرايان(فوندامنتاليستها) سَرمايه گذاری شد. بيشتر در شکل سلاحهای مُدرن، مانند موشکهای مَرگبارِ استينگر.

سيا(CIA) هَمچنين کارِ سَربازگيری وَ اِستخدامِ مُسلمانانِ نِظامی اَز سَراسَرِ جَهان را تَشويق نمود. شُمارِ 35000 مُجاهدِ داوطَلَب از ۴۳ کشور به اين پيکار پيوستند. افغانستان، چنانکه رشيد میگويد، « يک دانشگاه برای راديکاليسم اسلامی» شد. امّا واشنگتُن نمَی خواهد بِپذيرد که او خود چَندين دوجين جُنبشِ اصول گرا(فوندامنتاليستی) را دَر پيرامونِ جَهانِ اِسلامی خَلق کرده است. يکی از اين استخدام شُدگان، سعودی ثروتمند اُسامه بن لادِن(Usama Bin Ladin) بود.

شرکتِ ساختمانیِ بِن لادِن دَر سالِ ۱۹۸۶ يک مُجتمع(Komplex) تونلی پيشرفته دَر کوهستانِ نَزديکِ خُست(Khost)، مُجاورِ مَرزِ پاکستان ساخت. اين مُجتمع (گروه) ساختمانی دَربَرگيرنده ی اَنبارِ اَسلَحِه وَ اُردوگاه های آموزشِ نِظامی بود. آموزش ها، بَرطبق گفته ی بِن لادِن، توسّطِ اَفسرانِ پاکستانی و آمريکائی بِه پيش بُرده می شد. سَرمايه ی اين تأسيسات از سوی سيا(CIA) تأمين می شد.

مَن خود شخصاً در سال ۱۹۸۹بِه يک کاميونِ انَباشته اَز عَرَبهای مُجهّز بهِ سِلاحهای سَنگين دَر اُستانِ کُنار(Kunar) بَرخورد کَردم. زَمانی که آنها مَن و عَکّاسِ مَرا ديدند ما را بِه خاطرِ اينکه عکسِ آنها را گرفته بوديم تَهديد بِه مَرگ کردند. آنها نِفرتِ خود را نسبت به هَر چيز غَربی بيان کرده و خطوطِ مَعدود(انگشت شُمار) بَرقِ اين اُستانِ فَقير را دَرهَم شکسته بودند. مُدرنيته(نوگرائی) برای آنها فِساد وَ تَباهی مَعنا می داد. دَر اين َزمان

ما بِه زَحمت می توانستيم حَدس بزنيم که اين آدمهای براَفروخته وَ خَشمگين توسّط جامعه ی بازِ ايالات متّحده آمريکا ازَ نَظَرِ مالی حِمايت می شدند.

زَمانی که شوروی در سال ۱۹۸۹ از افغانستان عَقَب نِشينی کَرد مَنافعِ ايالات متحده آمريکا بِه پايان رسيد. کُمکِ مالیِ ميلياردی برای جنگ هَرگز با کُمکِ صُلح آميز يا کُمک های انسانی دُنبال نشد. اِفراط گرائی اِمکان يافت که به رُشد و رَونقِ خود ايدامه بدهد. رشيد پيش از اقدامِ تروريستی بر ضدِّ مَرکزِ تِجارتِ جهانی(World Trade Cente)، می نويسد:

« پس از آنکه ايالات متحده آمريکا با آن شتاب به افغانستان پُشت کرد تنها چندسالی نگذشت که آنها پَی آمدهای آن را دَر شِکلِ ديپلماتهای به قتل رسيده، سِفارتخانه های ويران شده، بُمب گُذاری در نيويورک و هروئينِ اَرزان دَر خيابانها مشاهده کنند: هَمِه ی اينها بِه خاطرِ اين بود که افغانستان بِه يک منطقه بَرای دَرون کوچی(جَذب) تروريستهای بين المّلی و سَوداگران مَواد مُخدّر تَبديل شده بود. »

هِنگامی که طالبان(ها) به مَثابه ی نيروی جنگنده در سال ۱۹۹۴ وارد صَحنه شُدَند بيدِرنگ از پاکستان، مُتّحدِ ايالات متحّده آمريکا موردِ حِمايت قَرار گرفتند. آنها به تانکها، ماشين های زره پوش، هلی کوپترهای حَمل و نَقل و شش عدد هواپيمای جنگنده از نوع ميگ ۲۱ مُجهّز شدند.

دستگاه اجرائی کلينتون به طالبان(ها) همانند يک نيروی ضدّ ايرانی می نگريستند. سخنگوی وزارت خارجه(UD ) آمريکا، گلين ديويس(Glyn Davies ) تأکيد نمود که:« ايالات متحده هيچ چيز در خورِ سَرزنشی دَر اقداماتی که طالبان(ها) بَرای اجرای قانونِ اسلامی انجام می دهند نمیيابد.»

از اين رو، اين بيدادگری ها توسّط جامعه ی باز مورد تصويب و تأييد قرار گرفت: زنان«شورشی» سنگسار شدند. بقيه ی زنان در پشت پنجره های سياه رنگ شده محبوس شدند. مخالفان قَطعِ عُضو شُدند. صَدهاهزار انسان ناگزير ازتَرکِ ديار وَ مُهاجرت (برون کوچی) شدند. ده هاهزار غَيِرنظامی به قتل رسيدند. هيچگونه مراسم يک دقيقه سکوت برای آنها برگزار نشد.

به اظهار رشيد، مبارزه برای ذخاير نفت و گازِ منطقه، واقعی ترين دليلِ ايالات متحده آمريکا برای توليدکردنِ طالبان می باشد. يک شرکت نفتِ آمريکائی ، يونوکال(UNOCAL)، مبارزه ی سختی را با يک شرکت آرژانتينی برای به چنگ آوردن حقّ کشيدنِ يک لوله ی گاز از خاک افغانستان انجام داد. آن گاه بود که ميدان های عظيم گاز اُزبکستان و تُرکمنستان می توانست مورد بهره برداری قرار بگيرد. امّا اين طرح (پروژه)، استقرار و ثُبات را طَلَب می کرد. شيلا هسلين(Sheila Heslin)، کارشناسِ ِانرژی دَر شورای امنيّت ملّی ايالات متحده آمريکا، خاطر نشان کرده است که آمريکا « تأمين صدور انرژی به جهان غرب را می خواست تضمين کند. ».

تنها چَند ساعت بعداز آنکه طالبان(ها)، پَس از جنگهای خونين، در سال ۱۹۹۶ کابُل را گرفتند، وزارتخارجه ی آمريکا دَر را برَای برَقراری روابطِ ديپلماتيک (با طالبان) گشود: « ما فوراً يک نماينده به کابل خواهيم فرستاد.» ، اين رَسماً از جانبِ آمريکا بَيان شُد. يک رئيسِ يونوکال(UNOCAL) با خوشحالی تأييد کرد که: « کارِ ساختمانِ لوله ی گاز اکنون آسانتر انجام می گيرد.» . بيانيه ی وزارت خارجه بِه سُرعَت پَس گرفته شد، امّا َتماسها همچنان مَحفوظ ماند. دو هيأتِ نمايندگیِ طالبان در سال ۱۹۹۷ از ايالات متحده ديدن نمود. و در آپريل ۱۹۹۸ نماينده ی آمريکا بيل ريچاردسون(Bil Richardsson) به کابل آمد. او مقداری هدايای افتخاری مانند: فَرش، زين های اسب و دَستار(عمّامه) دريافت کرد. به عنوان عَرض ادب و احترام ويژه، طالبان(ها) مراسم سُنّتی قَطعِ عُضوِ روز جُمعه را فَسخ کردند.

چهار ماه پس از ديدار ريچاردسون نيروهای طالبان دَستِ کَم شِش هِزار نَفَر اَز مرَدُمِ غَيرِنِظامی را دَر شهر مَزار شَريف(Mazar i Sharif ) به قَتل رساندند. بدون يک دقيقه سکوت در جهان. پيَکرهای گَنديده شده ی قُربانيان طُعمه ی سگها دَر خيابانها شدند.

نُخُست هنِگامی که گروه بِن لاِدن دَر هَمان سال دَر دو سِفارتخانه ی آمريکائی دَر آفريقا بُمب گذاری کردند، بَرای ايالات متحّده روشن شد که او خود چِه نيروهائی را به حرکت در آورده است. سفير آمريکا در سازمان ملل (FN) در دسامبر ۱۹۹۸ گفت: « تروريسمی که در افغانستان پايگاه دارد يک بيماری مُسری شده است.». رشيد می نويسد:« از اين رو ايالات متحده آمريکا از پذيرش بی قيد و شرط به فاصله گرفتن بی قيد و شرط چرخش کرد.».

آن آدمهای دَر اُتاق های دَربسته ی جامعه ی باز ، کارِ توليد کردن طالبان(ها) را بِه پايان رسانده اند. آن گاه که دير شده است مردم جهان بدانند آنها در حال توليد چه چيز ی در حال حاضر هستند.

پايانِ تَرجُمِه ها_ اُکتُبر/ نوامبر ۲۰۰۱

¤ ¤

کمی بيشتَردَر باره یِ:

تِرور وَ تِروريسم

* اَيالاتِ مُتِّحِدِّه یِ آمريکا ( يا « اَمپِرياليسمِ آمريکا » ، آنطور کِه پيشتَر آن را می ناميديم ! ) ؛ اَز فَردایِ رويدادِ شِگِفتی بَر اَنگيز وَ تَکان دَهَندِه یِ ۱۱ سِپتامبر، بِه موازاتِ دَست دِرازی بِه حَوزِه یِ حُقوق وَ آزادی هایِ شَهروَندانِ آمريکائی ؛ يِک تَهاجُمِ بُزُرگ وَ هَمِه جانِبِه یِ دوباره یِ نِظامی بِه سَراسَِرِ جَهان ، را آغاز وَ پَی گِرِفتِه اَست . اين تَهاجُمِ تازِه ، دَر شَرايِطی رُخ می دَهَد کِه صَحنِه اَز رَقيبِ ديروزی ( روسها )، خالی اَست ؛ وَ قُطب بَندی هایِ جَديد{ اروپایِ مُتّحِد(؟)، چين وَ ژاپُن و.. } وَ « سازمانِ مِلَل ؟!» ، نيز قادِر بِه مَهار کَردَنِ اين« زَنگیِ مَست » ، نمی باشَند . اين هَمِه ، زيرِ نامِ « مُبارِزِه با تِروريسم » ، صورت می گيرد؛ وَ بِسياری کِشوَرها، خواه يا نا خواه، رَهبَریِ آمريکا را دَر اين « مُبارِزِه »، پَذيُرفتِه وَ يا بِه آن گَردَن نَهادِه اَند. کِشوَر هائی هَم کِه اَز اِطاعَتِ اين « قانون » وَ « نظمِ » ، سَر بَر تافتِه اَند؛ دَر « ليستِ سياه »، جا دادِه شُده وَ شُمارِشِ مَعکوس برایِ تَنبيه وَ بِه کيفَر رِساندَنِ آنها آغاز شُدِه اَست .

بِه بَرِکتِ اين وَضعيَّتِ جَديد، بَخشی اَز نيروهایِ آمريکائی، چون « فِرِشتِگانِ نِجات » ، بِه اِشعالِ اَفغانِستان دَست می زَنند تا بَساطِ دَست پَروَردِگانِ خودِ آمريکا ، يَعنی: طالِبان ، را بَر چينَند؛ وَ بَخش هایِ ديگَری اَز اين نيروها

هَمزَمان وَ يا پَس اَز آن، بَرایِ پيادِه کَردَنِ بَرنامِه هایِ بَعدیِ آمريکا ، دَر کِشوَرهایِ مُختِلِفِ آسيایِ ميانِه ، مُستَقَر می شَوَند. برایِ ايران و عَراق و کُرَه یِ شُمالی، خَطّ و نِشان کَشيدِه می شَوَد. رَئيسِ دَولَتِ اين يا آن کِشوَر ( نِمونِه : عَرِفات )، کِه بابِ طَبع وَ پَسَندِ آمريکا وَ اَساسَاً « بوش »، رئيس جمهورِ اين کِشوَر، نيست؛ بايد حَذف وَ بَر کِنار بِشَوَد .. قَرارهایِ بَين اَلملی ، نهادهایِ بين المللی وَ آنچِه مورد قَبول وَ تَأئيدِ تَمامِ کِشورهایِ جَهان اَست ؛ اَز سویِ آمريکا ، مَورِدِ بی اِعتِنائی قَرار گِرِفتِه وَ زيرِ پا گُذاشتِه می شَوَند . وَ جَهانِ مُتِمَدِّن، هَم دَر قالِبِ « سازمانِ مِلل» ، با تَن دادَن بِه اين گَردَن کَشیِ آمريکا، بَر اين گُرگتازی ها، صِحِّه می گُذارَد. بِه نَظَر می رَسَد کِه نظمِ جَهانیِ پَس اَز جَنگِ جَهانیِ دُوم، (تَقسيمِ جَهان، ميانِ قُدرتهایِ پيروز)، کِه با ضَميمِه شُدَنِ آلمانِ شَرقی بِه اَلمانِ فِدِرال، تَرَک بَرداشت ؛ اينک بِه کُلّی دِگَرگونِه می شَوَد. اَز اين روی، واژِه هایِ تَعريف شُدِه ، نيز باز تَعريف می شَوَند. اَز آن جُملِه اَست : واژِه ی « تِرور » وَ « تِروريسم » . وَ طَبعاً ، اين آمريکا وَ يارانِ غارِ او( نِمونِه: اِسرائيل)، هَستَند کِه اَنجامِ اين کارِ سَخت را بايد بِه گَردَن بِگيرَند.

تِرور وَ تِروريسم:

تَعريفِ کلاسيک وَ جَديد

مَعنایِ تَحتُ الَفظیِ کِلاسيکِ واژِه یِ « تِرور » ، چيزی جُز ايجادِ « تَرس » وَ « وَحشَت » ؛ نمی باشَد. ترورِ اَفراد، ( يَعنی: کُشتَنِ آنها ) ؛ هَم با هَمين هَدَف ، يَعنی : ايجادِ تَرس و وَحشَت دَر ديگران، اَنجام می شَوَد .

بِکاربُردِ اين اَبزار يا شيوِهِ کار، برایِ اينکِه مانِعِ اَز اين شُد کِه اَفراد، نظَر وَ عَقيدِه وَ خواست وَ مَنظورِ خود را بَيان کُنند؛ نيز دَر هَمين کاتاگوری ( مَقولِه )، می گُنجَد . تروريسم، هَم طَبعَاً بايَد يِک مَکتَب يا مَذهَب يا سيستِم يا دَستگاهِ فِکری، تَعريف بِشَوَد کِه باورمَندان وَ گِرِوَندِگانِ بِه آن، اَز اَبزارِ تِرور، بَرایِ پيشبُردِ هَدَف يا هَدَفهایِ مُعَيّن وَ مُشَخَصّی کِه بَرایِ خودِ آنها مُهِّم وَ حَياتی وَ تَعيين کُنَندِه اَست ، سود می جويَند . حال، هَر گونِه تَوجيه يا تَوضيحی هَم مَطرَح بِشَوَد؛ تَغييری دَر اَصلِ موضوع ، يَعنی: ايجادِ رُعب و وَحشَت ، کِه سَبکِ کار وَ رَوِشی غَيرِ دِموکراتيک وَ ضِدِّ دموکراتيک اَست ، نمی دِهَد .

اين سَبکِ کار وَ شيوه یِ عَمَل، تَنها دَر جوامِعی کِه اَز نِعمَتِ آزادی وَ دِموکراسی مَحروم اَند؛ کاربُردِ عَمَلی دارَد. جُمهوریِ اِسلامی، يِک نِمونِه یِ تيپيک اَز حُکومَت هائی اَست کِه اَز اَبزارِ « تِرور » ، دَر شِکلِ دَولَتیِ آن ، دَر طَیِّ ۲۴ سالِ حَياتِ خود، دَر شِکارِ مُخالِفانِ خود وَ قَلع و قَمعِ آنها، دَر داخِل وَ خارِجِ کِشوَر، بِه طَرزِ وَحشَتناکی سود جُستِه اَست . سَردَمدارانِ رِژيمِ حاکِم دَر ايران، کارنامِه یِ عَريض و طَويلی اَز تِرورِ مُخالِفانِ خود، اَز مَسئولانِ حُکومَتی ( رَزم آرا، هَژير، مَنصور وَ .. ) گِرِفتِه تا ديگَر اَنديشان(چون: اَحمَدِ کَسرَوی وَ جُز آن)، را نيز اَز گُذَشتِه، يَدَک می کَشَند.

سود بُردَن اَز اَبزارِ ترور، اَز سویِ سازمانها وَ گروه هایِ غيرِ مَذهَبی، هَمچون مَذهَبی ها، دَر تاريخِ مُعاصِرِ ما ، سابِقه یِ طولانی دارَد؛ کِه پَرداختَن بِه آن، دَر حَوصِلِه یِ اين مُختَصَر نيست . بِکاربُردِ اين شيوه، بِه ويژِه دَر اِعدامِ خائنان وَ جاسوسان وَ خَبَر چينان، دُرُست يا نا دُرُست ، يِکی اَز راههایِ مُقابِلِه با دُشمَن وَ مُحافِظَت اَز خود وَ تَشکيلات، بودِه اَست . اين کار، دَر بَينِ ديگَر سازمانها ، دَر نُقاطِ ديگَرِ جَهان، بِه ويژه دَر شرايِطِ اِشغالِ کِشوَر تَوَسُطِ يِک نيرویِ بيگانِه ( دَر سازمان هایِ « مُقاوِمَت » )، نيزمَعمول وَ اَمری عادّی بودِه اَست . با اين تَفاوُت کِه اين شيوِه، شيوِِهِ اَصلی وَ عُمدِه یِ مُبارِزِه ، نبودِه وَ دَر کِنارِ شيوه های ديگَر وَ بِه طَورِ غَيرِ عُمدِه، بِکار گِرِفتِه می شُدِه اَست .

آنچِه کِه اِمروز دَر تَعريف اَز« تِرور » وَ « تِروريسم » ، اَز سویِ « بوش » وَ « آريِل شارون » وَ « پوتين » وَ « جيانگ زِمين » وَ سايِرِ قُدرَتمَندان وَ بازيگَرانِ سياسیِ هَمانَندِ آنان ، مَطرَح می شَوَد؛ هيچ گونِه حَدّ و مَرزی نَمی شِناسَد وَ هَر وَ هَمِه گونِه حَرِکَتی را، کِه تا ديروز حَرِکَتها و َ جُنبِش هایِ آزاديبَخش خواندِه می شُدَند ، نيز دَر بَر می گيرَد. پُر واضِح اَست کِه اَغراضِ سياسی ، دَر پُشتِ اين نامگُذاری ها پِنهان اَست .

جَنگ اَفروزی،

زيرِ نِقابِ « مُبارِزه با تِروريسم » :

شَبانگاهِ سِه شَنبِه ۲۳ يولی ( ژوئيه )، دَر پَرتابِ يِک راکِت بِه « غَزِّه » ، تَوَسُّطِ هواپيماهایِ اِسرائيلی؛ بيش اَز ۱۰ فِلِسطينی کُشتِه وَ مُتِجاوِز آز ۱۰۰ نَفَر زَخمی شُدَند . صَلاح شَهيد ، رَهبَرِ شاخِه یِ نِظامیِ « حِماس » ، اَز جُملِه کُشتِه شُدِگان بود. اين دَر حالی بود کِه « شَيخ ياسين» ، رَهبَرِ حِماس ، ۲۴ ساعَت پيش اَز آن اِعلام کَردِه بود کِه:»اَگَر اِسرائيل آز مَناطِقِ اِشغالی بيرون بِرَوَد، حِماس ، « عَمَليّاتِ اِنتِخاری» را قَطع خواهَد کَرد» . تَنها هَمين يِک مَورِد، کافی نيست کِه نِشان بِدَهَد کِه دَستگاهِ حاکِمِه یِ اِسرائيل وَ دَر رأسِ آن، شارون، کوچِکتَرين تَمايُلی بِه حَلِّ مُناقِشِه یِ اِسرائيل و فِلِسطين وَ بَرقَراری صُلح، ندارَد؟ رويدادِ ۱۱ سِپتامبر، بَهانِه ای شُد تا « شارون »، بِه مَثابِه یِ يِک رَأسِ مُثَلَّثِ شَّر، با گِرِفتَنِ کارتِ سَفيد آز رَهبَرِ « مُبارِزه با تِروريسم » (بوش)، زيرِ پوشِشِ « دِفاع اَز خود » وَ « مُبارِزِه با تِروريسم» ، با فَراغِ بال ، کُشتارِ فِلِسطينی ها را با شتابی فَزايَندِه ، پَی بِگيرَد .

خودِ آمريکا، دَر اَفغانِستان چِه می کُنَد؟ کارِ « بِن لادِن » وَ « مُلا عُمَر » ، بِه کُجا َشيد؟ هَر روز، خَبَرهایِ تازِه ای اَز آمارِ قُربانيانِ غَيرِ نِظامیِ تازِه یِ بُمباران هایِ هَواپَيماهایِ آمريکائی بِه بيرون دَرز می کُنَد. حامِد کَرزای، رَئيسِ دَولَتِ اَفغانِستان، بِه دليلِ نبودِ اَمنيَّت، خود را زيرِ حمايَتِ نيروهایِ خارِجیِ مَوجود دَر آن کِشوَر، قَرار دادِه اَست . چِه حِکمَتی اَست کِه هَنوز وَضع دَر اَفغانِستان، سَر و سامان نگِرِفته اَست؛ دوستان ، طَرحِ حَملِه بِه عَراق وَ جاهایِ ديگَر را تَدارُک می بينند؟ وَ اين دَر حالی اَست کِه هَر روز، خَبَرِ جَديدی اَزيِک رُسوائیِ جَديدِ مالی وَ وَرشِکَستِه شُدَنِ يِک شِرکَتِ بُزُرگِ ديگَرِ آمريکائی، مُنتِشِر می شَوَد. آيا آمريکا وَ جَهانِ سَرمايِه داری، به سالهایِ فاجِعِه بارِ بُحرانِ اِقتِصادیِ ۳۲- ۱۹۲۹، باز می گَردَند؛ یا بازگشته اند؟ وَ آيا ، راهی جُز جَنگ ، بَرایِ بُرون رَفت اَز بَحران، وجود ندارَد؟ آيا ايجادِ رُعب وَِ وَحشَت وَ پَراکَندَنِ تُخمِ تَرس ، نِفرَت وَ دُشمَنی دَر میانِ مَردُمِ جَهان، وَ دامَن زَدَن بِه آتَشِ اِختِلافات وَ مُناقِشاتِ مَنطِقِه ای ، راه بِه جائی خواهَد بُرد؟ تِروريست خواندَنِ تَمامِ مَردُمِ جَهان ؛ وَ بِه جَنگِ آنها رَفتَن، با پَرچَمِ « مُبارِزه با تِروريسم » ، آيا گِرِهی اَز کِلافِ سَر دَر گُمِ مُشکِلاتِ آمريکا وَ جَهانِ سَرمايِه داری ، باز خواهَد کَرد؟

***

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: