پیوند – در خدمت وحدت کمونیستهای ایران

انحراف ممنوع، حتی به چپ

TK-6

 

                                                      انحراف ممنوع، حتی به چپ

چند روز پیش، با همکاری صحبت کارگران و اعتصابات اخیرشان شد. بحث بر سر این مسئله بود که چرا شعار شوراهای کارگری را مطرح میکنند و اینکه آیا مطرح کردن این شعار در شرایط فعلی میتواند کمکی به پیشبرد مبارزات طبقاتی ما کارگران بکند یا نه.

در حین بحث میان ما دو نفر، پرسش هایی بی پاسخ می ماند:

خب، تفاوتش با سندیکا (اتحادیه) چیست؟ در چه شرایطی جلوبرندهی مبارزات کارگری است؟ چه چیزی را می خواهند شورایی اداره کنند؟ کارخانه را؟ سیستم حاکم و دولت حاکم که سرمایه داری است. این ها کجای قضیه اند؟

پرسش های متعددِ بی پاسخ عاملی شد که درباره ی هر دو نهاد کارگری، یعنی سندیکا و شورا، مطالعه کنیم.

سندیکا )اتحادیه : (

در دورانی که فقط کسانی به حساب می آیند که صاحب سرمایه اند و با دارایی شان سرمایه انباشت می کنند و کارگران هم مجبورند برای زندگی کردن و زنده ماندن تنها چیزی را که دارند – یعنی نیروی کارشان- بفروشند، در دوران سرمایه داری، کارگران از شرایط خود ناراضی و عصبانی اند؛ اما آنها به تنهایی توان تغییر این شرایط را ندارند و باید سعی کنند که این شرایط را کمی مساعد و متعادل کنند. صدا و خواست هر کارگر منفرد به جایی نمی رسد. بنابراین، کارگران در وهله ی اول باید در سازمانی دور هم جمع شوند.

سندیکا را نیروها و اراده ی طبقه ی کارگر بر پا میکند و همان طور که از اسم آن مشخص است، هدف از تشکیل آن اتحاد و با هم بودن است؛ اقدامات و اعتصاباتی که سندیکاها تدارک می بینند باعث بهبود شرایط زندگی کارگران می شود. کارکرد سندیکا اتحاد نیروهای کارگران و هدایت آن به سمتی است که در مقابل قدرت سرمایه تعادلی برای طبقه ی کارگر ایجاد کند. این در معنای دقیق کلمه سازشی با سرمایه داران یا همان مالکان وسایل تولید است و ضرورتاً باید تحملش کرد.  سندیکا می تواند تضمین کننده ی تداوم کار و مزد، یعنی نان و سرپناه، برای کارگر و خانوادهاش باشد.

سندیکا می تواند و باید اهرم فشاری بر کارفرمایان باشد و قراردادهایی با کارفرما منعقد کند و در مقابل تعهداتی بپذیرد تا کارفرما نیز در ارتباطش با کارگر نوعی قانونمندی را بپذیرد.

سندیکا نمی تواند عامل اصلی و اساسی تغییر و نوسازی جامعه ی کنونی باشد، بلکه وسیله ای است که در مقطعی از مسیر مبارزه برای رسیدن به هدف نهایی از آن استفاده میشود. بنابراین، فعالیت سندیکایی قادر به برانداختن استثمار انسان از انسان  نیست، ولی می تواند باعث ایجاد تعادل و شرایط بهتر برای زندگی کارگران در این دوران باشد: پرداخت دستمزد بیشتر، پرداخت حقوق معوقه، کم کردن ساعات کار و غیره.

سندیکا باید همه ی تلاشش را در جهت مساعد کردن توازن قوا به نفع طبقه ی کارگر به کار ببندد و رهبران سازمان های سندیکایی باید این قانونمندی را به مثابه ی سازشی ضروری اما نه همیشگی قلمداد کنند و اتحاد و متشکل شدن را برای تهاجم پیروزمندانه در افق مبارزاتی کارگران مد نظر داشته باشند.

سندیکا و رهبران سندیکا باید به سمت اتحاد کارگران برای حل مشکال تشان بروند: اعتصاب کارگران برای مطالبات اقتصادی، حمایت کارگران از کارگران دیگر سندیکاها در صورت اعتصاب، حمایت از کارگران دیگر کشورها در صورت بروز مشکل یا اعتصاب، ایجاد صندوق برای اعتصاب و تأمین مالی کارگران اخراجی و حمایت از آنها برای بازگشت به کار و غیره.

و نه اینکه مدام تلاش برای حل «حقوقی» اختلافات و درگیری های بین کارفرما و کارگران بکنند، چون که نیرو و اراده ی متحد کارگران می تواند از هر راه حل قانونی قوی تر باشد و باید این نیرو و اراده ی طبقاتی اهرم فشار شود و فکر نکنند که می توانند مسائل و معضلات کارگران را اعم از اقتصادی، اجتماعی و سیاسی با سخنرانی برانگیزاننده ی یکی از رهبران سندیکا و پس از آن با مصوبه ای به اتفاق آرا در جلسه ای برطرف کنند. اگر این گونه شود، خطر رفتن به سمت سندیکاهای دولتی و زرد در کمین است.

البته همه ی موارد عنوان شده در بالا می تواند در یک محیط کار به صورت مقطعی پیگیری شود و سندیکایی هم وجود نداشته باشد، همانطور که الان در محیطه ای کار بسیاری می بینیم که اعتصاب رخ میدهد یا مطالبات را عنوان میکنند یا از هم طبقه های خود اعلام حمایت می کنند؛ اما هر بار و در هر مقطعی، حتی در صورت پیروزی و برآورده شدن خواسته های کارگران، اتحاد آنها به تدریج کم رنگ می شود و از دست می رود و در مقطع بعد، برای خواسته های بعدی، کار باید از نو شروع شود و تمام محدودیت ها و خطرات قانونی و امنیتی متحد شدن را مجدداً عده ای از کارگران به جان بخرند. پس وقتی از سندیکا و ضرورت آن صحبت می شود، منظور کارکرد تثبیت شده ای در محیط کار است که کارگران در آن و در ارتباط با آن آموزش می بینند و خواسته های خود را پیگیری میکنند. سندیکا محل انباشت تجربیات آموزشی و مبارزاتی کارگران است و حتی در زمانی که کارگران مطالبات فوری ندارند، سندیکا بیکار نمینشیند و به آموزش کارگران در زمینههای مختلف مثل حقوق و قانون کار و اعتصاب می پردازد.

در شرایطی که امکان یا ضرورت اعتصاب و تجمع وجود ندارد نیز سندیکا به نمایندگی از کارگران مشکلات و خواسته های آنان را پیگیری میکند و در هر مورد فردی و جزئی، بخشی از کارگران یا تمامی آنها مجبور به ترک محل کار یا قطع روند کار و پذیرفتن عواقب و تنش های این مسئله نمی شوند.

شورا:

از بطن اعتصاب عمومى سیاسى اکتبر [۱۹۰۵] شوراهاى نمایندگان کارگران سر برآوردند. در۱۳ اکتبر، کارگران سن پترزبورگ دست به ابتکار تاریخى عظیم خود زدند. نمایندگان کارگران از کمیته هاى مختلف اعتصاب، در یک نشست مشترک، از کارگران سن پترزبورگ خواستند که نمایندگانى را براى عضویت در شوراى شهر انتخاب کنند. نخستین اجلاس شورا، پس از این فراخوان با حدود ۹۰ نماینده از ۴۰ کارخانه تشکیل گردید. این شورا در اندک مدتى گسترش یافت به نحوى که پس از اجلاس دوم ۲۶۶ نماینده از ۹۶ کارخانه و ۵ اتحادیه در آن حضور داشتند. این ارقام بعداً به ۲۵۶ نماینده از ۱۸۱ کارخانه و کارگاه و ۱۶ اتحادیه رسید. شوراى سن پترزبورگ از میان خود یک کمیته ی اجرایى برگزید که مسئول رتق وفتق امور روزمره و پیشبرد مصوبات و وظایف شوراى نمایندگان بود. ایزوستیا نیز به عنوان ارگان شورا منتشر گردید. اندکى پس از تشکیل شوراى نمایندگان کارگران در سن پترزبورگ، شوراى نمایندگان کارگران مسکو نیز تشکیل گردید که کارگران پنج رشته ی فلز، راه آهن، نجارى، چاپخانه ها و دخانیات نقش فعالى در تشکیل آن داشتند. علاوه بر سن پترزبورگ و مسکو، شوراها در بیش از ۵۰ شهر و محل اسکان کارگران شکل گرفتند. این شوراها به محض تشکیل، کنترل اداره ی امور شهر را در دست مى گرفتند، به خدمات شهری نظم مى دادند، توزیع مواد غذایى را سازمان مى دادند، نظم را در شهر برقرار مى ساختند و پارهاى از مطالبات کارگران از جمله ٨ ساعت کار روزانه  را معمول مى ساختند. (تأکیدها از من است(جلال سامانی، پیدایش و تکامل طبقه کارگر، تهران: پژوهنده، ۱۳۸۰ ،صص ۳۱۱-۳۱۲

این اولین تجربه ی شورا در طول تاریخ است. همان طور که در متن بالامی خوانیم، از دل اعتصابات سراسری روسیه و کمیته های مختلفی که برای اعتصاب تشکیل شده بودند شوراها سر برآوردند و حتی از اتحادیه ها هم نمایندگانی در شورا شرکت کردند. پس اتحادیه و شورا دو کارکرد متفاوت در مبارزات کارگری دارند، که اگر هریک در جای خود کار نکند، به جنبش کارگری ضربه ی مهلک وارد میشود. شوراهای کارگری فقط در شرایط انقلابی و برای در هم شکستن قدرت سیاسی طبقه ی سرمایه دار ممکن است ایجاد شود. ایجاد آن ها در زمانی ممکن است که توازن قدرت سیاسی و نظامی سرمایه داری حاکم بر هم خورده و تضعیف شده باشد و شرایط انقلابی امکان برقراری نظم مورد نظر سرمایه را از حاکمیت سیاسی سلب کرده باشد.

در شرایط انقلابی که شوراها تشکیل میشود، برای مدتی دو قدرت در مقابل هم قرار می گیرند: یکی شوراها و دیگری دولت سرمایه داری. اگر انقلاب پیروز شود، دولت سرمایه داری نابود میشود و اگر انقلاب شکست بخورد، شوراها سرکوب می شوند تا در انقلاب بعدی با درس گیری از نقاط ضعف و قوت شان با نیرویی قوی تر دوباره علیه حاکمیت سرمایه داری قیام کنند، همان طور که تجربه ی شوراها اولین بار در روسیه ی ۱۹۰۵ به شکست انجامید و در ۱۹۱۷توانست سرمایه داری را از صحنه بیرون براند.

شورای کارخانه هم در شرایط انقلابی به طور مداوم تلاش می کند که کارگران و طبقه ی کارگر قدرت صنعتی را کسب کنند و به آن گرایش دارد که در هر لحظه جنگ طبقاتی را توسط کارگرانی که اغلب از قبل در سندیکاها متحد شده اند دامن بزند. شورا مسئولیت مستقیم کارگران در تولید را امکان پذیر می کند.

با خودم فکر می کنم که آیا شرایط شرایط انقلابی است که شورای کارگری امکان شکل گیری داشته باشد و آیا اساساً شورای کارگری در شرایط کنونی می تواند از وضعیت فرا روی کند یا نه.

با توجه به شعارهای اخیراً مطرح شده مبنی بر تشکیل شوراهای کارگری و کنترل کارگری از سمت برخی از رهبران کارگران اعتصاب کننده و گروه ها و رسانه های حامی آنها، روشن می شود که این ها اساساً کارکرد شورا در مبارزات کارگری را نمی دانند و درک دقیقی از این مسئله ندارند.

ما کارگران هنوز در بسیاری موارد هم راه با کارفرما می شویم و کارگر هم طبقه ی خود را نادیده می گیریم. هنوز بر سر اینکه کارگر بغل دستی مان ترک، لر، کرد، عرب، بلوچ یا افغان است حساسیت داریم و گاهی منافع آنها را جدا از خود می پنداریم. البته شرایط شرایطی انقلابی است، ولی نه انقلابی که باعث رهایی کارگران از یوغ استثمار باشد، بلکه انقلابی است که می خواهد این حکومت عوض شود و ساختار اقتصادی همان ساختار استثمارگر سرمایه داری باقی بماند.

پس از چند سال، تازه کارگران متوجه می شوند که چه فریبی خورده اند. آنها جلودار شده اند، خون و هزینه داده اند

تا  دولت عوض شود. اما ظاهراً تنها چیزی که عوض شده “روبنا” ست و “زیربنا” دست نخورده باقی مانده است؛

آبجو   فروشی هایی باز شده است؛ به جای غزه و لبنان و هر جای دیگری که مردم و طبقه ی زحمت کشش قربانی

لشکرکشی، تجاوزات نظام های امپریالیستی و سرمایه داری شده است (که میبایست از سوی فعالین مترقی مورد حمایت

واقعی و راستین باشند) صحبت از روابط حسنه با اسرائیل و آمریکاست؛ اما تنها چیزی که تغییر نکرده، اقتصاد و وضع

معیشتی کارگران است؛ هنوز تورم، هنوز بیکاری، تبعیض بیشتر از گذشته، هزینههای زندگی بیشتر از قبل و غیره. با

اینکه ممکن است حجاب اجباری هم لغو شده باشد، اما تبعیض جنسی و ستم بر زنان و مناسبات مردساالرانه و  زن ستیزانه

همچنان باقی است.(رضا شهابی، »دربارهی مبارزهی طبقاتی کارگران ایران«، نشر اینترنتی، ۱۳۹۲)

شرایط حال حاضر نشان میدهد که ما کارگران االن قدرتی داریم که هر جریانی میخواهد آن قدرت را پشت سر خودش بیندازد و به نفع خودش آن را مصادره کند. ما باید این قدرت را برای هدف طبقاتی خودمان به کار بیندازیم و متشکل کنیم و جلوی تکرار اشتباهات گذشته را بگیریم.

ما کارگران باید آگاه باشیم که اینان دلسوزان طبقه ی ما نیستند. برای اینها کارگران و زندگی و مبارزاتشان صرفاً ابزاری اند برای رسیدن به اهداف طبقاتی و سیاسی شان.

در شرایط کنونی، ما «امکان» انقلابی را که منجر به تغییر ریشه ای در اقتصاد و مناسبات اقتصادی شود رد می کنیم و اگر هم در حال حاضر اتفاقی بیفتد، آن انقلابی نیست که شرایط را به نفع ما کارگران تغییر دهد، بلکه صرفاً براندازی سیاسی ای خواهد بود که تلاش ها و مبارزات کارگران را تا جایی حمایت خواهد کرد که پیاده نظام اهداف امپریالیستی شان باشند و به محض آنکه کارکردشان تمام شد به شدیدترین شکل ممکن سرکوبشان خواهند کرد.

اکنون، با توجه به شرایط جنبش کارگری ایران برای رسیدن به هدف نهایی، ما باید در سندیکاهای محیط کار خود متشکل شویم. پس اگر سندیکا نداریم، به تشکیل سندیکا در محیط کار خود بپردازیم و اگر سندیکا داریم، تقویت آن را در دستور کار روز قرار دهیم و اگر از شرایط عینی و به روز کارگران به دور افتاده ایم، ارتباط زنده را با کارگران در محیط کارمان رقم بزنیم.

آذر ۹۷

مینا یاری

دسته‌بندی شده در: کارگری, سرتیتر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: