پیوند – در خدمت وحدت کمونیستهای ایران

نظرات و بحث های کارگری

نظرات و بحث های کارگری

T2

اتهام نامه کانال اتحادیه آزاد

– فرافکنی و سرپوش گذاشتن به نسبت شان با کانال «رسمی»

» ادمین های کانال تلگرامی اتحادیه آزاد کارگران ایران» در بیانیه ای به تاریخ ٢٤ آذر، ضمن نوشتن چندین ادعای کذب و فرافکنی و خودبزرگ بینی و فرار از نقدی که بابت بیانیه پایان اعتصاب به آنها شده، همچنین برای حاشیه سازی برای پاسخ ندادن به نقد ها، مقادیری اتهام به کانال ما » هفت تپه-کانال مستقل کارگران» وارد کرده است که برای هر خواننده، ایجاد تاسف و احتمالا حتا برای همفکران خودشان حداقل ایجاد تعجب میکند.

١-اولا مجموع فعالان اتحادیه آزاد که از انگشتان دو دست هم تجاوز نمی کند، چرا با نام اتحادیه آزاد بیانیه نداده اند؟ چرا مسئولیت این نوشته را به گردن ادمین های کانال انداخته اند؟ تا مسئولیت برخی از اتهامات و کتمان واقعیت ها به گردن اتحادیه آزاد نیفتند و بعدا بتوانند بگویند، اینها نظر اتحادیه نبود بلکه نظر ادمین ها بود؟ شاید با این سیاسی کاری ها حس درایت و باهوشی به شما دست میدهد.

٢-چرا در همین اتهام نامه تان، حتی همین گروه ادمین های کانال، بالاخره تکذیب نمی کنند که اتحادیه آزاد، دست اندرکار ایجاد کانال » رسمی » نبوده؟ چون مثلا شما ادمین ها بی اطلاعید؟ یا چون اطلاع دارید اما باز هم فکر کنید نمی توانید واقعیتی که » جمعی از کارگران هفت تپه» بیان داشته اند را تکذیب کنید؟ چرا اتحادیه آزاد یک سطر نمی نویسد که » هیچ گونه نقشی در ایجاد کانال رسمی کارگران هفت تپه نداشته است» ؟! » جمعی از کارگران هفت تپه» با اطمینان می گویند، داشته است.

٣-اتهام نامه نویسان، کانال ما ( کانال مستقل) را منتسب به خانه کارگر و مافیای هفت تپه کرده اند. طوفان خنده ها ! شما بیانیه برای پایان اعتصاب صادر کردید وهنوز هم نمی دانید چطور باید این اشتباه که حتی برای یک خبرگزاری چند نفره ی کارگری هم اشتباهی تاکتیکی محسوب نم یشود بلکه اشتباهی بزرگ است را لاپوشانی کنید. کانال مستقل، سراسر پر است از نقد به گرایشات مختلف حکومتی و خانه کارگر. یادتان رفته است که از طریق همین کانال بود که فراخوان اعتصاب مجددکارگران منتشر شده و بیش از هفت صد کارگر برای آزادی همکار خود تجمع مجدد کردند؟ مافیای هفت تپه و خانه کارگر فراخوان اعتصاب میدهد؟ هوشیار بوده اید و نوشته اید یا که حواس تان جمع نیست؟

٤-اتهام نامه نویسان موسوم به ادمین های کانال اتحادیه آزاد، مخصوصا خود را به گیج و گنگی زده و ایجاد کنندگان و گردانندگان کانال «مستقل» را با دو جمع کارگری دیگر در هفت تپه که یکی بیانیه ای برای فرخوان به اعتصاب و دیگری دو مطلب درباره اتحادیه آزاد منتشر کرده اند یکی میکند. برای اینکه آگاه تر باشید و بیشتر دقت کنید : ما تصریح میکنیم که گردانندگان کانال مستقل، نمایندگی تمام طیف های درون کارگران هفت تپه را نمی کنند؛ ما یک جمع مستقل یم که تلاش می کنیم منافع کارگران هفت تپه را بدون وابستگی به جناح های سیاسی درون حاکمیت پیگیری کنیم. و اما بیانیه فراخوان اعتصاب مجدد، از سوی جمعی دیگر از کارگران بود که البته مورد تایید ما هم بود. کارگرانی که درباره کانال اتحادیه نوشتند جمعی ثالث اند که در نوشته ی «دوم» خود خواستند برای اینکه خودشان مسئولیت نوشته خودشان را داشته باشند و با » جمعی از کارگران هفت تپه» که فراخوان اعتصاب مجدد داده بودند از هم بازشناخته شوند، با نام «گروهی از کارگران هفت تپه» مطلب شان منتشر شود. تا این جای کار اگر حساب بلد باشید، سه جمع مختلف… افراد و جمع های دیگری هم با کانال مستقل در رابطه یا در همکاری هستند. بسیاری افراد هم مطالب، نظرات، نقد و … برای کانال ارسال می کنند. نویسندگان اتهام نامه، تعمدا همه ی این جمع های مختلف را یکی کرده و مجموع آنها را با گردانندگان کانال یک رده اند تا راحت تر بتوانند یکباره اتهاماتی را به کلیت اقدامات کانال بچسبانند. البته ما با بیانیه فراخوان تجمع و اعتصاب مجدد، موافق بوده ایم که آنرا درج کرده ایم و نیز سایر موارد. واقعا فکر نمی کنید که هستند بسیاری از کارگران در هفت تپه که به خوبی نسبت شما با کانال » رسمی » را می شناسند؟ کمی باهوش تر و متمدن ترباشید.

٥-نویسندگان اتهام نامه ( ادمین های کانال اتحادیه آزاد کارگران ایران)، در یک ادعا که تنها از خودشیفتگان فوق افراطی می تواند سر بزند، آزادی اسماعیل بخشی رامنسوب به تجمع هشت نفری دوستان شان در تهران کرده اند! و لابد فراخوان جمعی از کارگران هفت تپه که عملا با تجمع هفت صد نفری کارگران، حقانیت ش ثابت شد واین بیانیه از طریق کانال مستقل هم منتشر شد، در جهت تخریب فضای فشار برای آزادی اسماعیل بخشی بوده است؟! شما واقعا متوجه نیستید یا اینکه می صرفد که متوجه نباشید؟ توهم تا به کجا؟

٦- ده ها بیانیه، صد ها نوشته، گرد و خاک کردن چند فرد محدود در فضای مجازی و … هیچ کدام این سوال بزرگ را از مقابل صورت شما حذف نمی کند. سوالی که جمعی از کارگران هفت تپه طرح کرده اند : چرا اتحادیه آزاد، از زمانی که کانال «رسمی»، رویه اش عوض شد و به اعتصاب شکنی دست زد، با سپاه و مجلس یان ونماینده خبرگان و ائمه جمعه و کارفرما هم دست شد، این کانال را نبست؟ و از این بدتر چرا به نظر سنجی این کانال که تحت نفوذ دولت رفته بود استناد کرد و ازهمه ی این ها بدتر، چرا هم صدا با آنها نوای پایان اعتصاب سر داد؟ لطفا پاسخ این سوال ها را با امضای اتحادیه آزاد بدهید.

٧-کانال ما( کانال مستقل)، برای ایجاد فشار بیشتر در جهت آزادی اسماعیل بخشی، آقای نجاتی و سپیده قلیان تمام تلاش خود را کرده است. برخلاف اتهام نامه ی منتشر شده ی شما، تاریخ ایجاد کانال ما و محتوای آن موید این است که تا بدین جا اقدامات ما، یک صدا و قویا در خدمت حمایت از بازداشتی ها و ایجاد فشار برای اینکار بوده است؛ از جمله فراخوان اعتصاب مجدد از طریق این کانال منتشر شده که دیدید که کارگران واقعا تجمع کردند. البته ادعای ما این نیست که کانال ما مسببت جمع مجدد بوده؛ خیر؛ کانال ما صدای جمعی از همکاران که قصد تجمع مجدد داشتند را بازتاب داد و این خود کمک بزرگی بود برای تبلیغ این تصمیم و هماهنگی های بیشتر بین کارگرانی که قصد تجمع مجدد داشتند. در حالی که اتحادیه آزاد و کانال رسمی، هم صدا، پایان اعتصاب را اعلام می کردند. کانال مستقل و فعالیت ما بخشی از ایجاد فشار برای آزادی دستگیرشدگان بوده ایم. ما به دنبال اثبات تعیین میزان اثرگذاری نبوده ایم. اما ببخشید؛ شما؟! شما دقیقا در صف مقابل قرار گرفتید : کمک به کاستن فضای اعتراضی و از جمله با اعلام پایان اعتصاب. و می دانید که اعلامیه های پایان رسمی اعتصاب جو روانی تضیف کننده به معترضینی که در حالاعتصابند یا قصد ادامه دارند تحمیل میکند و این یعنی کاستن فشار لازمه برای آزادی دستگیر شدگان. واقعا این چیزها را می دانید؟

٨- گردانندگان کانال مستقل، باور ندارند که شما ( اتحادیه آزاد)، همدست مافیای کارفرمایان هفت تپه هستید. اما در همان حدی که ممکن است اثر داشته باشید- هرحدی- در همان حد، اقدام شما برای بیانیه اعلام پایان اعتصاب کمک به کارگران هفت تپه نبود و بلکه برعکس ( بدون اینکه خودتان بخواهید و یا اصلا این چیزها را بلدباشید)، متاسفانه این اقدام شما هم راستای اقدامات طیف هایی بود که به کارفرما و دولت کمک کردند تا اعتراضات و اعتصابات با ایجاد فضای روانی علیه معترضین و مثلا با انتشار بیانیه هایی مبنی بر پایان رسمی اعتصاب پایان بگیرد( مثل فضا سازی که کانال «رسمی» انجام داد ). ما با نقدهای دیگری که درباره مساله اعتصابه فت تپه به اتحادیه آزاد شده از جمله با این نقد جمعی از کارگران هفت تپه موافقیم: برای اینکه اعلام حضور کنید، برای تبادل چند عکس و خبر، لازم نبود خود راهم صدا و هم رنگ با کانال «رسمی» کنید. لازم نبود که پایان اعتصاب اعلام کنید. دیدید که چند روز بعد تجمع اعتراضی هفت صد نفری شکل گرفت. اصلا چه لزومی دارد تشکلات خارج از هفت تپه پایان اعتصاب اعلام کنند؟ شما همان نقش انتشار اخبار و عکس را که دارید انجام می دهید را ادامه می داید. اما اتهام شما به ما که هم دست مافیای هفت تپه مان کرده اید بیش از هر چیزی نشانه ی بی صداقتی، نعل وارونه زدن، خودبزرگ بینی، بی ربط بودن به مبارزات هفت تپه و یا خودشیفتگی زیاد است. خواننده هر دو مطلب( این نوشته ما، و اتهام نامه ادمین های کانال اتحادیه ) میتواند تمامی مطالب کانال ما و اتحادیه را بخواند و مقایسه کند. کمی باهوش ومتمدن باشید.

٩- ما را منتسب به خانه کارگر می کنید؟ خواننده مطلب شما برای لحظه ای چند خندیدن به این ادعای شما کافی است فقط چند مطلب درج شده در کانال ما را ملاحظه کند. همینطور برای اینکه فهمیده شود که نسبت شما با گرایشاتی که به خانه کارگر نزدیک یا ادغام هستند چیست، کافی است به عشق بازی های کانال «رسمی» بامحجوب و خانه کارگر نگاهی کند؛ کانالی که شما برای اعلام پایان اعتصاب بدان استناد می کنید. کانالی که هنوز اعلام نکرده اید که اطلاعیه جمعی از کارگران هفت تپه صحیح نیست که شما دست اندرکار ایجاد آن بوده اید. لطفا مخاطبان را کم آگاه فرض نکنید.

١٠-نویسندگان اتهام نامه ای با امضای » گروه ادمین های کانال اتحادیه»؛ لطفا از «اتحادیه آزاد کارگران ایران» سوال های شماره دو و شش این نوشته، که تعدادی از کارگران هفت تپه در رابطه با نسبت کانال رسمی با اتحادیه آزاد و هم صدایی این دو طرح کرده اند را بپرسید و لطفا جواب آنرا به صورت عمومی منتشر کنید.اما لطفا با امضای اتحادیه باشد نه با امضای دیگران.

کانال «مستقل» کارگران هفت تپه

– یکشنبه، ٢٥ آذر ١٣٩٧

 

اداره‌ی شورایی کارخانه، عقب‌گرد یا پیشروی؟

حلقه‌ی مفقوده کجاست؟ – امیر رویین

 

بعد از توقف تولید در برخی مراکز صنعتی در پی تهاجم سرمایه‌داران داخلی و امپریالیسم  به زندگی طبقه کارگر و محرومان در ایران و نهایتا شکل‌گیری اعتراضات در برخی از مجتمع‌های صنعتی، بسیاری از کارگران این مراکز به ناچار خیابان آمدند و در مقابل مراکز دولتی شهر تجمع کردند. مشخصا کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه با طرح خواست اداره‌ی شورایی کارخانه در تجمعات و اعتصاب خود مباحثی را از تایید و دنباله روی و شیپور کردن اداره شورایی تا نقدهایی غیر واقعی و منزه طلبانه را دامن زدند.

همانطور که اطلاع داریم اعتراض و اعتصاب کارگری در مجتمع کشت و صنعت نیشکر هفت تپه صرفا مربوط به ماهای اخیر نبوده و چند سالی ست که با فراز و فرود ادامه داشته، اعتراضات در این واحد تولیدی بی‌ربط به خواست‌ها،منافع و وضعیت عموم طبقه‌ی کارگر ایران به عنوان یک کل نخواهد بود بعد از سال‌ها بروز کشاکش میان مالکان چه دولتی و چه خصوصی از یکسو و کارگران از سوی دیگر سرانجام در فضای پرخطر و ملتهب سیاست در ایران، کارگران به خیابان گسیل شدند. کارگران در هفت‌تپه، با تجربه‌ی چندین ساله در امر تشکل‌یابی به اشکال گوناگون آن توانستند نظمی ماهرانه را به منظور جلوگیری از نفوذ فرصت طلبان و تبدیل اعتراضات به شورش‌های کور و ویران‌گری که هیچ سرانجامی جز به محاق بردن خواست های مشخص و بعضا قابل دسترس کارگران نداشت را شکل دهند. این درحالی بود که خشونت عینی و موجود در شرایط زیستی کارگران که در ماجراهایی چون خودکشی های ناشی از فشار معیشتی از یکسو و تنش‌های قومیتیِ کاملا مشهود ناشی از تحریکات خارجیِ موجود در استان خوزستان از سوی دیگر ، بسیار وقوع چنین شورش‌هایی را محتمل می‌ساخت. کارگران با هوشیاری یا در کارخانه و یا در روز‌های بعد به صورت منظم و عاری از تنش وارد خیابان شدند. می‌توان گفت رفقای کارگرمان تجارب نو و مثبتی را به منظور جلوگیری از انحراف و فرصت‌طلبی‌هایی که منافع و خواست‌های مشخص کارگران را به بیراهه می‌کشاند، به صحنه آوردند. با این حال این مبارزات در وضعیت کنونی جدای از محدودیت‌ها و تناقضات کلی مبارزه‌ی طبقاتی در ایران قابل فهم و تحلیل نیست و هیچ تضمینی برای درنیامدن صدای انحراف از گلوی خود کارگران در صف مستقل شان وجود ندشته و ندارد.

دولت در ایران در چند دهه اخیر در پاسخ به بحران‌های فزاینده‌ی اقتصادی خود راهِ دیگری جز عمل به توصیه‌های دوستان بین‌المللی‌اش در شیکاگو تحت قالب تعدیل ساختاری نمی‌بیند و خصوصی‌سازی واحدهای صنعتی را در پوشش واگذاری واحدهای زیان ده و فرسوده در اولویت خود قرار داده است. بخشی از کارگران با این توهم که اجرای این سیاست‌ها ضمن ایجاد پتانسیل لازم به منظور نوسازی کارخانه‌جات و صنایع منجر به بهبودِ کیفیت کار و زندگی آنان می‌شود به این سیاست‌ها پاسخ مثبت می دادند.

پس از آن‌که این رویاها نقش بر آب شدند، سرمایه‌داران که تا دیروز در مدح و ستایش خصوصی‌سازی مدیحه سر می‌دادند، این‌بار با دستاویز قرار دادن علنی و غیر علنی گزاره‌های نخ‌نمایی چون واگذاری فرمایشی، یا مطیع نبودن نیروی کار، چگونگی اجرای این طرح را علت وضعیت کنونی معرفی می‌کنند. این در حالی است که کاهش سودآوری صنایع نیشکر هفت‌تپه نه استثنایی بر قاعده که خود قاعده‌ای بر اوضاع و احوال اقتصاد ایران و حتی جهان است. اگر تسهیلات دولتی به جای آن‌که خرج نوسازی تجهیزات شود به سمت واردات و تجارت می‌رود، این نه ناشی از ورشکستگی کارخانه که ناشی از رکود گسترده‌ی حاکم بر اقتصاد ایران است.

این رکود پاسخ خود را جز در اعمال فشار مضاعف بر طبقه‌ی کارگر ایران تحت قالب فراهم‌سازی شرایط مساعد برای جذب سرمایه‌ی خارجی و فشار بر کانون‌های تنش بین‌المللی به منظور دیکته‌کردن شرایط جذب و تحلیل هرچه بیشتر در بازار جهانی نمی‌یابد. در چنین شرایطی کارگران تحت فشار سیاست‌های چابک‌سازی اقتصادی در داخل از یکسو و فشارهای نیروهای مخرب و مرتجع فرامنطقه‌ای از سوی دیگر با شرایطی دشوار و پیچیده مواجه شده اند. پیش کشیدن خواست کنترل شورایی کارخانه در چنین شرایطی است که به میان می‌آید.

اگر امروز اجرای سیاست‌های اقتصادی و بی‌نواسازی گسترده‌ی کارگران با دامن زدن بر شورش های کور تخریب گر می‌تواند منجر به گشودن راه مداخلات امپریالیستی و نیروهای مرتجع منطقه‌ای در ایران شود امروز طرح خواست و شعار کنترل شورایی کارخانه نیز به سادگی میتواند همین مسیر خطرناک و در ضدیت با منافع طبقه کارگر ایران و منطقه را بپیماید. چرا که کنترل شورایی به صورت یک شکل‌بندی اقتصادی سیاسی کنترل طبقه‌ی کارگر بر شرایط تولید جز به میانجی ایجاد ساز و کار سیاسی لازم و شرکت در آوردگاه‌های سیاسی و تعیین تکلیف با گرایشات مختلف سرمایه‎دارانه در ایران و منطقه پدیدار نمی‌شود. و اما کنترل شورایی صرفاً به عنوان فرمیاز بوروکراسی تولیدی می‌تواند به عنوان امتیازی به کارگران از سوی یک جناح مشخص سرمایه‌داری برای پیشبرد اهداف سیاسی کارکردهای مشخصی را ایفا کند . در واقع وضعیت کنونی ناشی از تناقضاتی است که این مرحله از مبارزات کارگران به آن دچار است. از سویی کارگران با برافراشتن پرچم کنترل شورایی بر کارخانه نا امیدی خود از سرمایه‌داران را برای تحقق خواست های معیشتی خود به نمایش می‌گذارند و از سوی دیگر فاقد ساز و کار سیاسی مشخص برای پیگیری مطالبات خود در ساحت اجتماعی ایران هستند. و نتیجه امر از طرفی با جلوگیری از تبدیل این اعتراضات به شورش‌های گسترده تلاش می‌کنند تا عوامل برانداز را از صفوف خود جدا کنند و از طرف دیگر با سر دادن شعارهای ارتجاعی علیه سوریه و فلسطین خود بازیچه‌ی این نیروهای ارتجاعی می‌شوند.

و یا در سوی دیگر عده‌ای بحث بازگرداندن مالکیت کارخانه به بخش دولتی را مطرح می‌کنند. در شرایطی که سرمایه‌داری در ایران درگیر بحران‌های فزاینده‌ی ناشی از رکود و فشار خارجی است گسترش این شعار و افق عدم تحقق آن در یک مقیاس ملی به راهی جز خواست براندازی جمهوری اسلامی و یا مجیز گویی جناحی از سرمایه داری و «بخش خصوصی بهتر» توسط کارگران سرخورده و نا امید ختم نخواهد شد.در چنین شرایطی یاوه‌پردازی چپ برای دادن راهکار به کارگران بدون درک فقدان اساسی، چیزی جز دمیدن در شیپور براندازی نیست

در شرایط عدم وجود سازمان سیاسی مستقل که سیمای طبقات را به صورت کلی نظاره کرده و نقشه راه مبارزات آتی را از میان آرایش قوای منطقه‌ای و بین‌المللی ترسیم کند، هدف گیری درست نوک پیکان حمله کارگران به  سیاست خصوصی سازی به عنوان یک امر کلان سرمایه داری جهانی و ایران اما با اسلحه ناتوان و ناقصی بنام اداره شورایی کارخانه درحال حاضر یک اشتباه خواهد بود و  هر تلاشی برای ترسیم یک راهبرد کلی از یک رویداد محلی چیزی جز به بیراهه کشاندن  مبارزات را در پی نخواهد داشت.

آذر ماه 97

 

 

دسته‌بندی شده در: کارگری, سرتیتر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: