پیوند – در خدمت وحدت کمونیستهای ایران

ضرورت ایجاد تشکلات سراسری

m9

ضرورت ایجاد تشکلات سراسری

حسین بهادری

وضعیت اقتصادی کارگران ایران در چند سال اخیر، به علل مختلف از جمله تورم مهار در رفته و گرانی نیازمندی های ضروری )غذائی، مسکن ، ..)، عدم پرداخت دستمزدها، بیکاری و .. سختی های زندگی را برکارگران و زحمتکشان درحد غیرقابل تصوری تحمل ناپذیر کرده است.  درزمانی که دستمزد کارگران در شهرهای بزرگ حداقل یک سوم میزان خط فقر است، نه تنها خبری از اضافه شدن دستمزدها نیست، دستبرد به دستمزد ناچیز کارگران  به عناوین مختلف از جمله بازی با قیمت ارز رقم خورده است. ریشه اصلی تمام مشکلات و راندن کارگران و زحمتکشان به زیر خط فقر و فقر مطلق از یکسو نتیجه بکار برد برنامه های بانک جهانی و صندوق بین المللی و خصوصی سازی، رانت خواری، اختلاس های میلیاردی و غارت اموال عمومی توسط مسئولین دولتی و از سوی دیگر سرکوب، اخراج، تبعید، زندان و جلوگیری از ایجاد تشکل های مستقل کارگری در راستای اعمال سیاستهای نئولیبرالی نظام سرمایه داری اسلامی نهفته است.

تهاجم به تشکل های کارگری و اقدامات ضدکارگری سیاست کارگزاران سرمایه  در ایران، با برگزاری « مجمع عمومی سندیکای تقلبی کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در ۲۲ آبان ۱۳۹۷ ، شروع شده و جنبش کارگری را ناگریز وارد مرحله ی از مبارزه طبقاتی با انحرافات موجود کرد.

امروز طبقه کارگر در مقابله با سلطه سرمایه و درمبارزه با انحرافات موجود درجنبش طبقاتی با تجربه آموزی ازمبارزات گذشته و کسب آگاهی طبقاتی و سیاسی، دریک سطح بالاتری از بکارگیری شیوه سازماندهی اعتراضات، اعتصابات و تشکل یابی  جهت تحقق خواسته هایش با موانع و مشکلات فراوان به مبارزه مرگ و زندگی ادامه می دهد. در این مبارزه شناخت از نوع تشکل های کارگری و وظایف آن ها نقش مهمی در بدست آوردن موفقیت ها دارد.

از نظر محتوایی تشکل های کارگری را می توان به دو نوع اما در ارتباط ارگانیک باهم تقسیم کرد:

۱- تشکل های اقتصادی، مطالباتی و رفاهی کارگری به هر اسمی اعم از سندیکا، اتحادیه، فدراسیون سراسری؛ تشکل هائی هستند که داوطلبانه و مستقل از نهادهای دولتی و سرمایه داری از کارگران بدون در نظر گرفتن تفاوتهای سیاسی، مذهبی، ملیتی به منظور بدست آوردن اضافه دستمزد مکفی، بیمه اجتماعی، جلوگیری از اخراج، عقد قراردادهای دسته جمعی و…ایجاد می شوند. (امروزه بحث شوراها مطرح است. اما باید در نظر داشت که بوجود آمدن شوراها به مثابه نماد قدرت دوگانه  در شرایط انقلابی جامعه صورت می گیرد. در شرایط فعلی با حاکمیت سرمایه هر تشکلی به اسم شورا بوجود آید در بهترین حالت فقط می تواند در حد یکی از تشکل های اقتصادی و رفاهی کارگران انجام وظیفه نماید.).

اهداف و وظایف تشکل های اقتصادی و رفاهی در زمان ها و شرایط مختلف با هم فرق دارند. مثلا در کشورهای امپریالیستی و ممالک دیکتاتوری آسیائی، آفریقائی و خاور میانه تفاوت فاحشی بین تشکلها کارگری موجود است. در کشورهای امپریالیستی تشکلهای کارگری به دليل حاکميت سياست رفرميستی و سازشکارانه بر رهبری آنان، رفرمیسم و سندیکالیسم عمدتا بر آنها نهادینه شده و رهبران اين تشکلهای کارگری در زد و بند و سازش با دولت های سرمایه داری به خواب کردن طبقه کارگر مشغولند. اما در کشورهای عقب نگهداشته شده و دیکتاتوری بعلت نبود شرایط دمکراتیک،استثمار و ستم شدید؛ مبارزات مطالباتی و رفاهی طبقه کارگر به علل مختلف ازجمله بکار برد زور و سرکوب، بازداشت و شکنجه از جانب حاکمیت ضد کارگری بسرعت رادیکال شده و تبدیل به مبارزات سیاسی می شود. در ایران این رادیکالیسم امروز در مبارزات کارگران هفت تپه، کارگران فولاد اهواز، کارگران شرکت واحد، کارگران هپکو و… نمودار است.

وضعیت خراب اقتصادی و تورم لگام گسیخته، فقر و فلاکت تا بدان حد دامن کارگران و زحمتکشان را گرفته که راهی جز اعتراض و اعتصاب برای کسب حقوق سلب شده نمانده است. از این رو بخش کثیری از کارگران برای رهائی از چنین وضعیت اسفباری با تجربه اندوزی از مبارزات خود در عمل به این نتیجه رسیده اند که برای گرفتن حق و خواستهای اقتصادی و رفاهی اقدام به ایجاد تشکل های مستقل خود کنند. سندیکای کارگران نیشکرهفت تپه و سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی  تهران و حومه نمونه های علنی، مشخص و نهادینه شده، تشکل های مستقل کارگری هستند. با گسترش خواست ایجاد تشکل های مستقل و اعتراضات کارگری؛ دولت و نهادهای ضد کارگری و فرمایشی همچون «وزارت کار»، شوراهای اسلامی و خانه کارگر، به عنوان دست اندرکاران اصلی تفرقه و سرکوب کارگران، احساس خطر کرده و در تقابل با تشکل های واقعی از جمله سندیکای کارگران شرکت واحد و سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، برآمده اند و درصدد ایجاد تشکل های وابسته به نهاد های دولتی وبخش خصوصی هستند. هر گونه گرایشات بی تفاوتی در مقابل عملکرد شوراهای اسلامی و خانه کارگر و دیگر جریانات انحرافی که در سندیکای واحد و هفت تپه سربلند کرده اند، آگاهانه و یا نا خود آگاه در راستای خدمت به نهادهای دولتی درعلم کردن تشکل های قلابی می باشند.

مبارزه متشکل کارگران در تشکل های مستقل خود برای دریافت حقوق عقب افتاده، جلوگیری از اخراجها، برگشت به کار کارگران اخراجی، آزادی کارگران زندانی، بستن قرارداد رسمی و جلوگیری از خصوصی سازی می باشد. این مبارزات نقش بسزائی در رشد و گسترش جنبش طبقه کارگر دارد، و باعث همبستگی و رشد آگاهی سیاسی و طبقاتی کارگران می شود. به طوری که ما امروز شاهد همبستگی و مبارزات متحد کارگران در بخش های مختلف کشور هستیم. نخستین نکته ای که در چند ماه اخیر، مبارزات کارگران را برجسته می کند، حمایت سراسری، همبستگی و حمایت بخش بزرگی از جامعه با این مبارزات است.

حمایت و همراهی مردم شوش و اقشار مختلف اجتماعی اعم از معلمان، دانشجویان و بازنشتگان از کارگران هفت تپه و کارگران فولاد اهواز نشان از آن دارد که  وضعیت جامعه درحال تغییر است. تغییری که در دل خود نطفه ایجاد یک تشکل سراسری را پرورش می دهد. بنابراین می توان گفت قدرت طبقه کارگر در آگاهی و تشکل اوست. اما امروز به علت حاکمیت انحرافات سیاسی و طبقاتی، تشتت فکری وعملی برجنبش طبقه کارگر مسلط  شده است. متاسفانه مهمترین آن منتقل شدن  انشعاب و انحرافات تشکل های سیاسی طرفدار طبقه کارگر به جنبش مطالباتی کارگران است که به سدی در مقابل متشکل شدن کارگران در یک تشکل سراسری شده است.(مراجعه کنید به » اتحادیه آزاد در حمایت از سندیکا سازی امنیتی و تخریب سندیکای مستقل  درج در تلگرام سندیکای کارگران شرکت واحد به تاریخ ۲۰آبان۱۳۹۷و  بیانیه جمعی از اتحادیه آزاد کارگران ایران به اطلاعیه شکست » مجمع عمومی» فرمایشی در پروژه امنیتی سندیکا سازی دولتی در شرکت واحد به تاریخ۲۶آبان ۱۳۹۷).

مبارزات کارگران با انحرافات موجود و نهادهای سرمایه داری به مثابه نیرو کار در برابر سرمایه از تمامی مبارزات تاریخی جوامع بشری برای برقراری آزادی و عدالت اجتماعی عادلانه تر، واقعی‌تر و غیرقابل انکارتر است. از این منظر تحقق آزادی وعدالت اجتماعی و نهادینه شدن دمکراسی، در جامعه ایران درگرو ایجاد تثبیت و اجتماعی شدن تشکل های طبقاتی مستقل کارگران از نهادهای دولتی و سرمایه است.

اما در وضعیت کنونی علیرغم اینکه ده ها اعتصاب و اعتراض کارگری در سراسر ایران صورت می گیرد،  طبقه کارگر فاقد تشکل سراسری اقتصادی و رفاهی و تشکل سیاسی یعنی حزب انقلابی خود: حزب انقلابی طبقه کارگر است. از اینرو برای اینکه مبارزات کارگری ادامه دار و موفقیت آمیز باشد، ابتدا باید تشکل مطالباتی و رفاهی محل کار بوجود آمده و تلاش کرد همه کارگران بدون تمایز گذاری، داوطلبانه به عضویت آن درآیند تا بدینوسیله تشکل خصلت توده ای و عمومی بخود بگیرد. قدرت تشکلهای اقتصادی و رفاهی کارگران در مراکز تولیدی و خدماتی بستگی مستقیمی به توده ای شدن و حمایت از مبارزات سایر نیروهای اجتماعی دارد. حمایت متقابل نیروهای اجتماعی در میدان عمل باعث همبستگی و در نهایت منجر به اتحاد سراسری آنان در بوجود آوردن تشکل سراسری می شود.  با ایجاد تشکل سراسری بصورت «اتحادیه مرکزی کارگران ایران، ویا فدراسیون سراسری کارگران» جنبش کارگری قادر میشود بطور طبیعی اولین گام اساسی کارگران را بصورت یک طبقه برای خود در مقابل سرمایه داران بر دارد. تشکل سراسری کارگران به گواهی تاریخ در دو دوره مشخص مبارزاتی کارگران در دهه  ۱۳۰۰و ۱۳۲۰ عملا توانسته در جامعه منشاء تغییر و تحولات اساسی شود.

تشکل های اقتصادی و رفاهی کارگران درسازماندهی عملی خود با بکارگیری و رعایت نکات عام حاکم بر مبارزه پتانسیل آن را دارند که : 

الف – هر کارگر با هراندیشه و تفکر، در محل کار خود ٱزادانه عضو تشکل محل کار خود شود. از این طریق کارگران جهت دستیابی به یک زندگی رفاهی بهتر متحد و متشکل می شوند. 

ب- با استفاده از فرصت های بدست آمده فرا قانونی و امکانات قانونی با برپائی اعتصابات و حرکات اعتراضی می توانند به خواستهای خود  برسند و  با توجه به شرایط سیاسی حاکم برجامعه، امکانات لازم را برای حفاظت از فعالین عملی، همکاران دستگیر شده و اخراجی عمدتا با تکیه به اتحاد و همبستگی خود فراهم کنند. 

پ – تشکل سراسری کارگران در پروسه مبارزاتی خود درصورت جمعبندی از شکستها و پیروزیها به رشد و ٱگاهی طبقاتی کارگران کمک می کند و در عمل به کارگران نشان می دهد که نقطه پایان گذاشتن به تمام بدبختی های موجود و از بین بردن استثمار و ستم سرمایه داران در گرو نهادینه شدن آزادی، عدالت اجتماعی و برابری انسان ها است. 

 ت – فدراسیون سراسری و یا هرتشکل عمومی و سراسری کارگری به هر شکلی با عطف توجه به زندگی کارگران بیکار و کارگران مهاجر به اتحاد طبقه کارگر در مصاف با سرمایه داری کمک می کند و مانع شکاف بین کارگران شاغل و بیکار و مهاجر می شود.

ج – این جنبش با دفاع از دیگرجنبشهای اجتماعی(جنبش زنان، جنبش دانشجوئی، جنبش جوانان، جنبش معلمان و…) وسیعترین جبهه را درمقابل حاکمان بوجود می آورد و بدین ترتیب به خواستهای بحق خود خصلت اجتماعی میدهد.
چ – جنبش توده ای کارگری در شکل تشکل سراسری وظیفه دارد با دفاع قاطعانه از آزادی مطبوعات و ممنوع شدن تفتیش عقاید، از آزادی کلیه زندانیان سیاسی، از لغو مجازات اعدام و شکنجه، از آزادی اعتصابات و اجتماعات برای تمام احاد مردم تلاش کند. 

۲- کارگران در عمل به این نتیجه می رسند که نمی توانند به خواست های خود تنها از طریق مبارزه اقتصادی در چار چوب تشکلات عمومی کارگری برسند. در این پروسه است که کارگران پیشرو و آگاه به مبارزه طبقاتی به پای ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر می روند.

جمعبندی

دانستن کافی نیست، باید ببینیم که با دانسته هایمان چه کار می توانیم بکنیم. کارگران زمانی که فاقد تشکل های مستقل از کنترل سرمایه داری هستند قادر نخواهند بود پیروزی‌های اساسی به دست آورند.

 امروز وظیفه اصلی فعالین جنبش طبقه کارگر تلاش در راستای ایجاد سازمان سراسری اقتصادی – اجتماعی و سازمان سياسی خود  می باشد. فقط تشکل سیاسی که برآمده از درون خود طبقه کارگر و سایر جنبشهای اجتماعی موجود باشد، می تواند قدرت سرمایه را درهم شکند.

 

 

دسته‌بندی شده در: کارگری, سرتیتر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: