پیوند – در خدمت وحدت کمونیستهای ایران

کوبا: همواره به پیش! شصت سال دفاع کوبا در برابر امپراطوری بی رحم

 

 

کوبا: همواره به پیش!

koba9

منبع: دنیای جوان

نويسنده: فولکر هرمزدورف

تارنگاشت عدالت

یک ضرب‌المثل آلمانی می‌گوید: «آنکس که شایعه مرگش زبانزد عام است، معمولاً طول عمر بیش‌تری دارد.»

هنگامی‌که گروهی از پارتیزان‌های بسیار جوان ریشو با موهای بلند روز ۱ ژانویه ۱۹۵۹ دیکتاتور کوبا «فلوگنسیا باتیستا» را که مورد حمایت واشنگتن قرار داشت از کشور بیرون راندند و یک هفته بعد نیروهای شورشی همراه «فرمانده بزرگ» فیدل کاسترو روس پس از مارش ظفرمند خود در کشور وارد پایتخت کشور هاوانا شدند، بسیاری از ناظرین پایان نزدیک آن و آغاز نظم نوینی را پیش‌بینی کردند. از آن زمان

مخالفین انقلاب کوبا ولی همین‌طور برخی که خود را هوادار آن معرفی می‌کنند، بارها و به طور منظم ناقوس مرگ آن را به صدا درمی‌آورند. ولی پس از گذشت ۶۰ سال  مدل آلترناتیو جامعه کوبا هنوز بسیار زنده و جالب توجه باقی مانده است.

مخالفین انقلاب کوبا ولی همین‌طور برخی که خود را هوادار آن معرفی می‌کنند، بارها و به طور منظم ناقوس مرگ آن را به صدا درمی‌آورند. ولی پس از گذشت ۶۰ سال  مدل آلترناتیو جامعه کوبا هنوز بسیار زنده و جالب توجه باقی مانده است.

 

ارزشش را داشت

«خورگه انریکه خه‌رس بلیساریو» روزنامه‌نگار می‌گوید: «بدون کوبا و تاریخش من هرگز «خورگیتو» نمی‌شدم.» خورگیتو با بیماری فلج اسپاستیکی به دنیا آمد، نوعی بیماری که معمولاً زندگی مریض را به شدت و برای همیشه مختل می‌نماید. سیستم بهداشتی و درمانی و تعلیم و تربیتی پس از پیروزی انقلاب در کوبا کمک کرد تا او فردی متکی به نفس و مستقل بار آید و شغل ایده‌آل خود را دنبال کند. خانم معلم او در تعریف این به اصطلاح معجزه می‌گوید: «برای ما در کوبا مسأله اصلی سود و اقتصاد قوی تعیین کننده نیست. این‌ها تنها محصول‌های جنبی است. فاکتور تعیین کننده برای ما انسان است.» رشد و تکامل «خورگیتو» به گفته خودش قبل از انقلاب ممکن نبود و در عین‌حال تأيید ادعای فیدل کاسترو است که بارها تکرار می‌کرد که می‌توان جهان دیگری ساخت.

رد این نظر و از آن طریق نابودی انگیزه و امید میلیون‌ها نفر انسان، به ویژه در نیم‌کره جنوبی، نیات اصلی همه آن کسانی است که مدل کوبا را شکست‌خورده معرفی می‌کنند. مثلاً بنیاد کنراد آدنائور که به حزب دمکرات مسیحی آلمان بسیار نزدیک است، ده سال پیش طی مقاله‌ای نوشت: «ارزشش را نداشت. در ۵۰-مین سالگرد انقلاب کوبا با در نظر گرفتن تقریباً هر جنبه از وضعیت رقت‌بار این جزیره دریای کارائیب دلیلی برای صدور کارنامه مثبت و حتا پیروزمندانه آن موجود نیست.»

در رابطه با ۶۰-مین سالگرد انقلاب ما در رسانه‌های بورژوايی شاهد جنگ عظیمی از این نوع نقدها هستیم. چنین اظهاراتی که بیش‌تر بر پایه آرزو و نه سند و مدرک بنا شده، نه تنها وضعیت امروزی در آمریکای لاتین و در بخش‌های گسترده جهان را نادیده می‌گیرد، بلکه مناسباتی را نيز که قبل از انقلاب در کوبا حاکم بود، مسکوت می‌گذارد.

در سال ۱۹۵۸ تعداد مردم بیکار و نیمه‌کار از ۶۵۷ هزار نفر که تقریباً ۳۵ درصد از جمعیت شاغل را دربر می‌گرفت، گذشته بود. بیش از ۶۵ درصد از ۹۰۰ هزار کارگر کشاورزی فقط ۳ تا ۴ ماه در سال به کار اشتغال داشت و به همین دلیل در فقر و محنت زندگی می‌کرد. بیش از ۸۶ درصد از مردمانی که اغلب در کلبه‌های مخروبه زندگی می‌کردند از پوشش بهداشتی و درمانی برخوردار نبودند و برای ۶۴ درصد از کودکان مدرسه‌ای وجود نداشت.

وقتی که «ارنستو چه‌گوارا»ی پزشک در دسامبر ۱۹۵۶ با گروهی که از طرف فیدل کاسترو رهبری می‌شد در سواحل شرقی کوبا وارد خاک کوبا شد، در کوه‌های «سیه‌را مائسترا» با کودکانی برخورد کرد که «وضعیت جسمانی کودکان ۸ و یا ۹ ساله را داشتند در حالی که در واقع ۱۳ یا ۱۴ ساله بودند.

وقتی که «ارنستو چه‌گوارا»ی پزشک در دسامبر ۱۹۵۶ با گروهی که از طرف فیدل کاسترو رهبری می‌شد در سواحل شرقی کوبا وارد خاک کوبا شد، در کوه‌های «سیه‌را مائسترا» با کودکانی برخورد کرد که «وضعیت جسمانی کودکان ۸ و یا ۹ ساله را داشتند در حالی که در واقع ۱۳ یا ۱۴ ساله بودند.» «چه» «کودکان سیه‌را مائسترا را محصول معتبر فقر و گرسنگی» می‌نامید. «آن‌ها قربانی سوءتغذیه بودند.» تنها ۱۱ درصد این کودکان می‌دانستند شیر چه طعمی دارد و تنها ۴ درصد از مردم کوبا گوشت مصرف می‌کردند. تا قبل از پیروزی انقلاب نیمی از جمعیت این کشور سواد خواندن و نوشتن نداشت. در حالی‌که وابستگان به اقشار بالايی اجتماع، سیاستمداران فاسد و عوامل دیکتاتوری باتیستا پس از پیروزی شورشیان کشور را ترک کردند تا در میامی منتظر پایان موعود «کابوس» گردند، بخش اعظم مردم کوبا از آزادی‌های سیاسی و خدمات اجتماعی که تا آن لحظه از آن محروم بودند برخوردار شد. حقوق بشر در داشتن بهداشت و فرهنگ و مسکن و برابری برای اولین بار در مرکز برنامه سیاسی کشور قرار گرفت.

 

اقدامات گسترده

پس از پیروزی در روز ۱ ژانویه سال ۱۹۵۹ انقلابیون بلافاصله ساختمان دولت جدید را آغاز کردند. در فوریه ۱۹۵۹ قانون اساسی موقت به تصویب رسید که روند انتقال را مقدور می‌ساخت. فیدل کاسترو گفت: «اگر انقلاب ۱۸۶۸ با آزادی بردگان آغاز شد، پس انقلاب ۱۹۵۹ وظیفه داشت جامعه را از یوغ انحصاری که به کمک آن اقلیتی مردم را استثمار می‌کرد، رها سازد. و رهايی از استثمار انسان از انسان به معنی لغو حق داشتن محصولاتی بود، که به جامعه تعلق دارد و باید به جامعه تعلق داشته باشد.»

روز ۱۷ مه ۱۹۵۹ اولین قانون در مورد اصلاحات ارضی به تصویب رسید و از آن طریق بزرگ‌زمین‌داران داخلی و خارجی خلع ید شدند و بیش از ۱۰۰ هزار دهقان به رایگان صاحب زمین شدند. در سال ۱۹۶۰ مالکیت انحصارهای خارجی بزرگ و سپس سرمایه‌داری ملی، ملی شد. به موازات آن تغییر و تحول قلعه‌ها و سربازخانه‌ها به مدارس آغاز گردید. کاسترو گفت: «مسأله اینجاست که دورافتاده‌ترین مناطق کوهستانی نیز بدون معلم نماند.»

تنها یک سال بعد سازوکار سوادآموزی با موفقیت به پایان رسید. در این سازوکار ۲۷۰ هزار نفر داوطلبانه و به عنوان آموزگار افتخاری شرکت داشتند. کوبا اولین کشور در آمریکای لاتین بود که بی‌سوادی را ریشه‌کن کرد.

تنها یک سال بعد سازوکار سوادآموزی با موفقیت به پایان رسید. در این سازوکار ۲۷۰ هزار نفر داوطلبانه و به عنوان آموزگار افتخاری شرکت داشتند. کوبا اولین کشور در آمریکای لاتین بود که بی‌سوادی را ریشه‌کن کرد.

دولت انقلابی همین‌طور فوراً به بهبود وضعیت بهداشتی و درمانی مردم پرداخت. در حالی که در دوران باتیستا در سال‌های ۱۹۵۶ و ۱۹۵۷ برای بخش بهداشت و درمان فقط ۲۲ میلیون پزو  در نظر گرفته شده بود این بودجه در سال ۱۹۶۹ به ۲۲۰ میلیون رسید. هر شهروندی در صورت بیماری طبق قانون حق برخورداری از درمان رایگان را داشت. در ماده ۹ قانون اساسی کوبا ۱۹۷۶ (که هنوز صادق است) دولت مؤظف است امکاناتی فراهم آورد که «هیچ مریضی در کشور بدون تأمین بهداشتی وجود نداشته باشد.» در ماده ۴۳ و ۵۰ قانون اساسی حق تأمین بهداشتی و درمان رایگان تضمین شده است.

بدیهی است که اکثریت مردم کوبا از انقلاب حمایت می‌کرد. با حمایت توده‌ای و تظاهرات عظیم «مجممع عمومی ملی خلق کوبا» روز ۲ سپتامبر ۱۹۶۰ «اولین منشور هاوانا» را به تصویب رسانید که در آن «استثمار انسان از انسان» محکوم و اهداف نظم اجتماعی دیگری فرموله شده بود. از جمله حقوق: حق دهقان برای داشتن زمین، حق کارگر برای برخورداری از ثمره کار خویش، حق کودکان برای داشتن تحصیلات دبستانی و حق جوانان برای تعلیمات حرفه‌ای، حق سیاه‌پوستان و مردمان بومی در حفظ مرتبت انسانی نامحدود، حق زنان  برای داشتن برابری حقوقی و اجتماعی و دستمزد و همین‌طور حق بیماران برای داشتن حمایت رایگان پزشکی و پرستاری بود.

کوبا تا امروز تنها کشور در قاره آمریکا است که شهروندان آن با وجود محدودیت‌هایی که همسایه شمالی آن‌ها ایجاده کرده‌اند، این حقوق بشر را تضمین کرده است.

کوبا تا امروز تنها کشور در قاره آمریکا است که شهروندان آن با وجود محدودیت‌هایی که همسایه شمالی آن‌ها ایجاده کرده‌اند، این حقوق بشر را تضمین کرده است.

 

 

تحریم و ترور

مخالفین انقلاب تا امروز نتوانسته اند موفقیت‌های این انقلاب را بپذیرند. پس از این‌که شاخه‌های اصلی اقتصاد به مالکیت عمومی خلق درآمد، زمین‌داران بزرگ و صاحبان کارخانه‌ها همراه شرکت‌‌های آمریکایی علیه «شبح کمونیسم» در کوبا به پا خاستند. ريیس‌جمهور وقت آمریکا دوایت آیزنهاور در سال ۱۹۶۰ اولین تحریم‌ها را اعمال کرد که بعد چندین بار تشدید گردید و به کشورهایی که با کوبا رابطه اقتصادی داشتند نیز تعمیم داده شد.

کوبا تقریباً بیش از ۶۰ سال در شدیدترین و گسترده‌ترین محاصره اقتصادی و تجارتی و مالی که هرگز علیه کشوری اعمال نشده، قرار دارد.

کوبا تقریباً بیش از ۶۰ سال در شدیدترین و گسترده‌ترین محاصره اقتصادی و تجارتی و مالی که هرگز علیه کشوری اعمال نشده، قرار دارد. هدف کلیه این اقدامات در یادداشت دولت آمریکا متعلق به ۶ آوریل ۱۹۶۰ «تحریک یأس و نارضایتی در بین مردم به علت درماندگی اقتصادی» ذکر شده بود. به طور مشخص باید «ممنوعیت واردات و تراکنش مالی، اقتصاد را تضعیف نماید و به کاهش درآمدها بیانجامد و فقر و گرسنگی و بی‌نوایی و یأس ایجاد کند و از این طریق به سقوط دولت منجر شود.»

به موازات تحریم و محاصره، دولت ایالات متحده آمریکا دست به ایجاد و تقویت گروه‌های اپوزیسیون برانداز و اقدامات خرابکارانه و ترور زد.

به موازات تحریم و محاصره، دولت ایالات متحده آمریکا دست به ایجاد و تقویت گروه‌های اپوزیسیون برانداز و اقدامات خرابکارانه و ترور زد. در اوایل دهه ۱۹۶۰ دولت کندی زیر عنوان «عملیات مونگوز» برنامه‌ای برای انجام بیش از ۳۰ اقدام مختلف تصویب کرد تا «رژیم کمونیستی را سرنگون سازد.» از جمله این اقدامات تبلیغ و سوءقصد به جان سیاستمداران کوبایی، خرابکاری‌های اقتصادی، ویران کردن مزارع نیشکر و کارخانه‌ها، مین‌گذاری بندرها، مسلح ساختن و تعلیم و تربیت نیروهای اپوزیسیون و اقدامات پنهانی واحدهای ویژه ارتش آمریکا برای عملیات در کوبا بود.

پس از حمله نافرجام  مزدوران CIA در خلیج خوک‌ها در آوریل ۱۹۶۱ ترور شهروندان و خرابکاری در تأسیسات کشور شدت یافت. روز ۶ اکتبر ۱۹۷۶ بلافاصله پس از آغاز پرواز از باربادوس درون هواپیمای DC-8 پرواز CU 455 شرکت هواپیمایی کوبا بمبی منفجر شد که به مرگ ۷۳ نفر سرنشین و خدمه هواپیما منجر گردید. مقامات باربادوس دو مأمور سابق سازمان سیا را مسؤول این انفجار معرفی کردند. هر دو تروریست که در سال ۱۹۹۷ یک سلسله از حملات تروریستی  علیه هتل‌ها در هاوانا و «واراده‌رو» ترتیب داده بودند، تا آخر عمر در آرامش کامل در میامی زندگی کردند و به طور منظم با مخالفین سیستم که در کوبا فعالیت داشتند، در ارتباط بودند. ترور (مانند محاصره اقتصادی) به عنوان گزینه‌ای برای سرنگونی دولت کوبا در طول حکومت ريیس جمهور باراک اوباما که خود را لیبرال جلوه می‌داد، ادامه داده شد. در آوریل ۲۰۱۴ مأمورین امنیتی کوبا ۴ نفر از مهاجرین کوبایی را که در ارتباط با مخالفین سیستم در جزیره قرار داشتند در کوبا دستگیر کردند. تروریست‌ها اعتراف کردند که قصد داشتند تأسیسات نظامی کشور را مورد حمله قرار دهند تا واکنش خشونت‌آمیز دولت را تحریک کنند. طبق یک برآورد موقت وزارت کشور کوبا،

از زمان پیروزی انقلاب تا پایان سال ۲۰۱۴ در کوبا ۷۱۳ اقدام تروریستی صورت گرفته که به کشته شدن ۳۴۷۸ و مجروح و معلول شدن دايمی ۲۰۹۹ نفر منجر گردیده است.

از زمان پیروزی انقلاب تا پایان سال ۲۰۱۴ در کوبا ۷۱۳ اقدام تروریستی صورت گرفته که به کشته شدن ۳۴۷۸ و مجروح و معلول شدن دايمی ۲۰۹۹ نفر منجر گردیده است. تقریباً کلیه اقدامات تروریستی زیر نام «آزادی و دمکراسی» از خاک ایالات متحده آمریکا سازماندهی شده اند.

چون محاصره، حمله و ترور از ۶۰ سال پیش تاکنون نتوانسته بر انقلاب کوبا پیروز گردد، باید ایجاد گروه‌های توطئه‌گر اپوزیسیون و پخش اخبار جعلی و سازوکارهای رسانه‌ای حداقل کمک کند چهره کوبا را در جهان خدشه‌دار نماید. در سال ۲۰۱۵ روزنامه‌نگار آمریکايی «ترایسی ایتن» در بلاگ خود زیر عنوان Along the Malecon نوشت آژانس آمریکايی NED و USAID و وزارت امور خارجه آمریکا بودجه دولتی «برنامه‌های دمکراسی» در کوبا را از ۲۰ میلیون دلار در سال ۲۰۱۵ به ۳۰ میلیون دلار در سال ۲۰۱۶ افزایش داده اند. علاوه برآن، فرستنده تبلیغاتی رادیو و تلویزیون مارتی که در سال ۱۹۸۵ ویژه بی‌ثبات کردن کوبا تأسیس شده بود با بودجه سالانه ۲۷٫۹ میلیون تاکنون ۷۷۰ میلیون دلار از مالیات مردم آمریکا را به خود اختصاص داده است. از سال ۲۰۱۳ «دفتر خبرگزاری کوبا» (OCB) که دولتی است هر هفته هزاران DVD و USB Sticks و SMS با تبلیغات دولتی آمریکایی از طرق غیرقانونی وارد کوبا کرده و بین مخالفین سیستم تقسیم می‌نماید. یک مجله خبری به نام El Pitirre هر دوهفته یک‌بار به ۷۵ هزار آدرس الکترونیکی در کوبا ارسال می‌گردد.

برای دولت آمریکا این‌ها ابزاری است تا مقدمات به اصطلاح «بهار عربی» در کوبا فراهم شود. برای این کار OCB باید شبکه‌ای از «خبرنگاران مستقل» تأسیس نماید که «بدون سانسور» از کوبا گزارش داده و با «رهبران جنبش دگراندیشان» مصاحبه انجام دهد. «وظیفه» آنان قبل از هر چیز تغذیه رسانه‌های خارجی با موضع‌گیری‌های «معتبر» از کوبا و در مورد کوبا است. «روزنامه‌نگاران مستقل» در کوبا تنها منبع گزارشات مشابه در مورد «زندانیان سیاسی» و یا نقض مفروض قوانین حقوق بشر است که اغلب اعتبار آن‌ها ثابت نشده و به طور منظم در رسانه‌های بزرگ غربی انتشار می‌یابد.

مخالفین انقلاب تنها از طرف ایالات متحده حمایت نمی‌شوند. مثلاً خانم «یوآنی سانچز» از طرف فرستنده رادیویی رسمی دولت آلمان «دویچه وله» حق‌الزحمه بسیار خوبی دریافت می‌کند و برنامه‌های ثابتی در این رادیو در اختیارش قرار دارد. از این‌رو ضدانقلاب از راه‌های بسیار ظریفی وارد می‌گردد.

طیف راه‌های نفوذی و اجیر کردن مزدور از ایجاد رابطه از طریق برنامه‌های به اصطلاح امدادی برای بیماران مبتلا به ایدز و یا حمایت از آهنگسازان و یا راپرهای جوان و یا مؤسسات مشاورتی برای افراد دارای کار آزاد و یا اهدای بورس تحصیلی، کارگاه‌های ژورنالیستی و تبادل هنرمند گرفته تا ایجاد رابطه با محافل کلیسایی گسترده است.

طیف راه‌های نفوذی و اجیر کردن مزدور از ایجاد رابطه از طریق برنامه‌های به اصطلاح امدادی برای بیماران مبتلا به ایدز و یا حمایت از آهنگسازان و یا راپرهای جوان و یا مؤسسات مشاورتی برای افراد دارای کار آزاد و یا اهدای بورس تحصیلی، کارگاه‌های ژورنالیستی و تبادل هنرمند گرفته تا ایجاد رابطه با محافل کلیسایی گسترده است. حامل اقدامات توطئه‌گرانه، سازمان‌های غیردولتی و کنسرن‌های رسانه‌ای و بنیادهای حزبی خارجی و هم‌چنین سازمان‌های بین‌المللی مثل «جامعه بین‌المللی برای حقوق بشر» و یا «گزارشگران بدون مرز» که هر دو گرایشات ارتجاعی دارند، می‌باشد.

 

موقعیت استثنایی

با این‌که هیچ‌یک از کشورهای منطقه مانند کوبا این‌چنین مورد حملاتی چون تحریم و محاصره و ترور و توطئه و سازوکارهای رسانه‌ای قرار نداشته اند، با این حال این جزیره سوسیالیستی امروز از نظر استانداردهای اجتماعی از همه کشورهای دیگر منطقه جلوتر است. در حالی‌که اغلب کشورهای آمریکای لاتین هنوز با بی‌عدالتی اجتماعی و بیکاری توده‌ای و فقدان امکانات فرهنگی و تأمین بهداشتی ناقص و فقر و گرسنگی و خشونت روبه‌رو هستند، کوبا ۶۰ سال است که بر اغلب این شداید فايق آمده است.

با وجود محاصره اقتصادی و تجارتی و مالی هیچ‌کس در کوبا از گرسنگی نمی‌میرد. هیچ کودکی در خیابان زندگی نمی‌کند. نرخ مرگ و میر اطفال و نرخ بی‌سوادی در کوبا پايین‌تر از ایالات متحده آمریکا و برخی از نقاط آلمان فدرال است. حد متوسط عمر در کوبا بالاترین حد متوسط در بین کشورهای آمریکای لاتین است در حالی‌که در هندوراس و کلمبیا و مکزیک و برزیل و دیگر کشورهايی که هوادار ارزش‌های غربی هستند همه ساله چندین و چند روزنامه‌نگار به قتل می‌رسند، آخرین قتل یک همکار رسانه‌ای در کوبا در سال ۱۹۵۸ یک سال قبل از پیروزی شورشیان صورت گرفت.

لغو خدمات اجتماعی از سوی دولت‌های نئولیبرال در آرژانتین و شیلی، فعالیت‌های تروریستی باندهای شبه‌نظامی در کلمبیا، فقر و گرسنگی و خشونت در هندوراس و گواتمالا و ال سالوادور و دیگر کشورهای آمریکای مرکزی که به مهاجرت و فرار صدها هزار نفر انجامیده و در آخر به قدرت رسیدن فرد فاشیستی چون «ژائیر بولسونارو» در برزیل، بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین کشور آمریکای جنوبی، انقلاب کوبا را به عنوان تنها آلترناتیو واقعی در کل قاره به نمایش می‌گذارد.

امروز در کوبا حفظ برابری حقوق و عدالت اجتماعی و انقلاب به عنوان آن‌چه که فیدل کاسترو در سال ۱۹۶۱ فرموله کرده بود، یعنی «انقلاب سوسیالیستی و دمکراتیک مردم ساده، به کمک مردم ساده و برای مردم ساده» به عنوان بزرگ‌ترین چالش اجتماعی و سیاست داخلی در سال‌های آینده در وهله نخست اهمیت قرار دارد.

امروز در کوبا حفظ برابری حقوق و عدالت اجتماعی و انقلاب به عنوان آن‌چه که فیدل کاسترو در سال ۱۹۶۱ فرموله کرده بود، یعنی «انقلاب سوسیالیستی و دمکراتیک مردم ساده، به کمک مردم ساده و برای مردم ساده» به عنوان بزرگ‌ترین چالش اجتماعی و سیاست داخلی در سال‌های آینده در وهله نخست اهمیت قرار دارد. برای این کار کشور از نظر سیاسی بسیار مستحکم است. در انتخابات پارلمانی در ماه مارس روند تغییر نسل ادامه پیدا کرد. ۷۸ درصد از ۶۰۵ نماینده جدید بعد از ۱ ژانویه سال ۱۹۵۹ به دنیا آمده اند. با ۴۸ سال حد متوسط عمر نمایندگان مجلس شورای ملی، کوبا دارای یکی از جوان‌ترین پارلمان‌های دنیاست.

همین‌طور ريیس جمهور جدید کوبا «میگل دیاس کانل» که ۵۸ سال عمر دارد و مهندس الکترونیک است، جزو رؤسای جوان کشور و دولت در جهان قرار دارد. ۵۳ درصد نمایندگان مجلس را زنان تشکیل می‌دهند و از این نظر کوبا پس از رواندا دومین کشور در سطح جهان است که تعداد نمایندگان زن مجلس از نمایندگان مرد بیش‌تر است.

نوادگان پارتیزان‌ها که در سال‌های آینده سیاست‌های کوبا را تعیین خواهند کرد مؤنث و جوان و انقلابی هستند. دیگر آن‌ها نباید با تفنگ برای استقلال کشور خود مبارزه کنند. سلاح‌های آنان امروز کتاب و میکروسکپ و تیغ جراحی و حیطه فعالیت آنان آزمايشگاه‌های تحقیقاتی و اتاق‌های عمل و تأسیسات آموزشی و هیأت‌های تحریریه آن‌لاین است.

نوادگان پارتیزان‌ها که در سال‌های آینده سیاست‌های کوبا را تعیین خواهند کرد مؤنث و جوان و انقلابی هستند. دیگر آن‌ها نباید با تفنگ برای استقلال کشور خود مبارزه کنند. سلاح‌های آنان امروز کتاب و میکروسکپ و تیغ جراحی و حیطه فعالیت آنان آزمايشگاه‌های تحقیقاتی و اتاق‌های عمل و تأسیسات آموزشی و هیأت‌های تحریریه آن‌لاین است. خلق نقش سیاهی‌لشگر بازی نمی‌کند، بلکه به عنوان حاکم اصلی ضامن و نیروی محرکه انقلاب است. این امر در جلسات مشورتی و مذاکره در مورد قانون اساسی نوین که طی آن در ماه‌های اخیر ۸٫۹ میلیون شهروند در بیش از ۱۳۳ هزار همایش در کارخانه‌ها و دفاتر اداری و محله‌ها و تأسیسات آموزشی شرکت نمودند به خوبی مشاهد می‌شد. رفراندم خلق در مورد قانون اساسی جدید قرار است روز ۲۴ فوریه ۲۰۱۹ انجام شود که مصادف با سالگرد انقلاب ۱۸۹۵ و آغاز دومین جنگ استقلال‌طلبانه علیه سلطه استعماری اسپانیا است. ريیس‌جمهور «دیاز کانل» نتیجه بحث و گفت‌وگوها را این‌طور فرموله کرد: «ما خلقی هستیم که قطب‌نمای ارزش‌هایی را که ۵۰ سال ما را هدایت کرده است از چشم دور نخواهیم کرد.»

سوسیالیسم یا مرگ

تنها آنانی که واقعیت‌ها را نادیده می‌گیرند و یا نفی می‌کنند می‌توانند مدل کوبا را «شکست خورده» معرفی کنند. درست عکس آن صادق است: انقلاب تا امروز با شکست روبه‌رو نشده. پس از ۵۰۰ سال سلطه بیگانه در کوبا با این انقلاب برای اولین بار رؤیای قهرمان ملی کوبا «خوزه مارتی» در مورد کشوری آزاد و مستقل و حاکم به واقعیت پیوست. رهبر این انقلاب فیدل کاسترو اولین ريیس کشور و دولت در تاریخ کوبا بود که از مقام خود برای ثروت‌اندوزی شخصی سوءاستفاده نکرد و به ساز دولت‌های خارجی و کنسرن‌های فراملیتی نرقصید و در مقابل ایالات متحده یا به قول خوزه مارتی «هیولای شمالی» با موفقیت مقاومت کرد.

نه تجاوز و نه حملات تروریستی، نه توطئه و نه توصیه‌های مسموم دوستان دروغین، نتوانست خلق کوبا را که ۶۰ سال با موفقیت از دست‌آوردهای خود دفاع کرده، به زانو درآورد.

نه تجاوز و نه حملات تروریستی، نه توطئه و نه توصیه‌های مسموم دوستان دروغین، نتوانست خلق کوبا را که ۶۰ سال با موفقیت از دست‌آوردهای خود دفاع کرده، به زانو درآورد. فیدل کاسترو مدام تأکید می‌کرد: نه با این‌که، بلکه درست چون کوبا راه سوسیالیستی را انتخاب کرد، این کشور به دست‌أوردهای فوق‌العاده نايل گردید. کاسترو که معمولاً سخنرانی‌های خود را با Patria o muerte! (میهن یا مرگ) به پایان می‌برد، آن‌را بعدها با اشاره به آلترناتیو «سوسیالیسم یا بربریت» که روزا لوکزامبورگ در سال ۱۹۱۶  مطرح کرد، آن را با جمله «سوسیالیسم یا مرگ» پایان می‌داد.

آن‌که شایعه مرگش تبلیغ می‌شود نمرده است و به جای سوگواری، کوبای سوسیالیستی در این روزها ۶۰-مین سالگرد پیروزی انقلاب خود را جشن می‌گیرد.

 

شصت سال دفاع کوبا در برابر امپراطوری بی رحم – آرنولد اوگوست – هاتف رحمانی

koba6

شصت سال دفاع کوبا در برابر امپراطوری بی رحم

آرنولد اوگوست – برگردان : هاتف رحمانی

koba7

آرنولد اوگوست

زمانی که در اول ژانویه 1959 ، فیدل کاسترو پیروزی مردم را اعلام کرد ،  از زمانی که امریکا وحشیانه هیروشیما و ناکازاکی را بمباران کرد 15 سال گذشته بود . این بی رحمی  عبور  باتوم  بربریت  از جنگ غیر انسانی دوم جهانی به ایالات متحده را مشخص کرد .

از زمان پرتاب بمب اتمی ، ایالات متحده ، در به پیش بردن اشتهای سیری ناپذیر خود برای سلطه جهانی ،بیش از بیست میلیون نفر را  در 37 کشور جهان کشته است که موارد مستند شده است. تجاوزات  مرگبار بی حد و حصر در سراسر جهان، مانند کره ، ویتنام و دخالت نظامی پلایا گیرون ، که از سوی کوبا در کمتر از 72 ساعت شکست داده شد، عملی شده اند. تمام این ها به منزله سیاست حارجی غیر متمدن ، یادآور بی رحمی جنگ جهانی دوم است . اگرانقلاب تحت رهبری فیدل کاسترو تاخت و تاز امریکا را شکست نداده بود چه اتفاقی می توانست برای کوبا و امریکای لاتین رخ دهد ؟

همان طور که واشتنگتن پیوسته امپراطوری اقتصادی و نظامی خود را تقویت می کند ، اکنون دیپلماسی کشتی های توپدار جهانی جاری آن از سوی  بیش از 800 پایگاه نظامی ( اعم از پایگاه عظیم امریکایی تا ایستگاه های راداری) عملا در سراسر جهان ، از جمله گوانتانامو پشتیبانی می شود. تمام این سیاست خارجی و بیش از آن ، مانند استفاده فزاینده از اینترنت به مثابه جاده تازه ای برای تغییر رژیم ( مثلا در کوبا ، به ویژه از سال 2014) ،  جزء اصلی تهدیدهای متکبرانه روزانه ، تجاوز مرگبار و دخالت خود خواهانه از سوی امریکا را تشکیل می دهد .

همه این ها هر روز در موقعیت های بسیاری از طریق کشورهای متحد، مانند نسل کشی آرام کنونی اسرائیل علیه مردم فلسطین رخ می دهد . نقض حق حاکمیت کشورهای دیگر و نقض قوانین بین المللی پسا جنگ جهانی دوم بدون هیچ ممانعت بین المللی اتفاق می افتد. محاصره علیه کوبا در این مصونیت از تنبیه جهانی یک نمونه است . خلق های جهان ، مانند کوبایی ها، در مبارزه برای حفظ جهان چند قطبی جهت مقاومت در برابر سلطه امریکا ، تنها می توانند به نیرو های خود و حمایت خلق ها و کشور های مترقی متکی باشند.

انقلاب کوبا ایالات متحده را به مدت 60 سال از 75 سالی که از زمان رونمایی  «چهره جدید» عصر بربرمنش پسا جنگ جهانی دوم گذشته کنترل کرده است . این دوران ، مبتنی بر نهایت بی رحمی ، از اروپا و اسیای شرقی به ایالات متحده منتقل شد ، که تنها 90 مایل با سواحل کوبا فاصله دارد . تفکربه این واقعیت ژئو پلیتیکی و تاریخی است که امروز مردم بسیاری ازهر گوشه از زمین نسبت به اهمیت تاریخی شصتمین سالگرد انقلاب واکنش نشان می دهند.

 

محاصره نسل کشانه

می توان گفت انقلاب کوبا تقریبا تمام طول عمر پسا جنگ جهانی دوم امپریالیسم  امریکا را، به عنوان جانشین بی نظیر بی رحمی های مشاهده شده در جنگ جهانی دوم تجربه کرده است ، که همیشه  به این یا آن شکل در آستانه کوبا حضور داشته است. این نظم جهانی و تاریخی پسا جنگ جهانی دوم یک پی آمد اضافه شده ای را هم در بر می گیرد تا جایی که امریکای لاتینی ها و کارائیبی ها نگران آن هستند. این جنبه اضافی از کابوس امریکا مبنی بر وقوع دائمی و همیشه تهدید کننده شورش امریکای لاتینی علیه کلنیالیسم و امپریالیسم از زمان بولیوار و مارتی در قرن نوزدهم ریشه می گیرد .

از این رو امریکا باشگاه بیرحمی ویژه ای را علیه کوبا – و نیز هدف قرار دادن تاثیر الهام بخش آن نه تنها در کل منطقه جنوب ریو گراند ، بلکه درشکم خود جانور، آن چنان که مارتی امریکا را که  در آن کار و زندگی  می کرد چنین خطاب می کرد –  اضافه کرده است . این اقدام اضافی شیطانی امریکا ، که تنها یک سال پس از پیروزی 1959 تحمیل شد ، تنها می تواند نسل کشی خوانده شود . همان طور که  در 1960 تصریح می کند هدف محاصره و تلاش برای درگیر کردن تمام کشور ها ،  وادار کردن مردم کوبا به اطاعت از طریق (ایجاد) نارضایی و دشواری اقتصادی است.

تاثیرات این محاصره ظالمانه ، به ویژه از زمان  فروپاشی متحدان کوبا (بلوک شوروی) نزدیک به سی سال پیش ( تقریبا نصف عمر انقلاب) ، ویران کننده بوده اند . با وجود این که مشکلات از کاستی های خود کوبا سرچشمه می گیرند ، اما  زندگی خانواده یا افراد کوبایی هر روز تحت تاثیر محاصره قرار دارد که  مانع اصلی توسعه اقتصادی عادی ان کشور است.

حمل و نقل یکی از یادآوران روزانه محاصره است . تدارک و آماده سازی مواد غذایی مشکل دیگری را برای اکثریت وسیع مردم کوبا تشکیل می دهد . محدودیت های شدید برای نوسازی مسکن که اغلب لوله کشی های  فرسوده و تاریخ منقضی و برق را در بر می گیرد هم بیانگر یکی دیگر از(اثرات) محاصره امریکایی کوبا است . خدمات بهداشتی کوبا از سوی امریکا از دست یابی به ابزار های دارو سازی و پزشکی محروم شده است ، حتی آموزش ، که می تواند «خدمات عیر مادی» تلقی شوند ، بعنوان مثال ، با نیاز به واردات کاعذ برای مواد درسی ، مانند کتاب ، از سرزمین های دور تحت تاثیر (محاصره) قرار گرفته است .

با این حال اکثریت قابل توجهی از کوبایی ها، طبق سناریو تسلیم  امریکا نشدند – و تسلیم نمی شوند . انقلاب 60 ساله کوبا محکم تر از دوران کودکی خود در دوره 1959-61 پابرجا است .

 

ونزوئلا در مرکز توجه امریکا

اما در این روز تاریخی اول ژانویه 2019  باید دانست که سیاست تهاجمی امریکا علیه انقلاب کوبا تاکنون دور انداخته نشده است . ایالات متحده در دهه 1990 ، پس از سقوط بلوک شوروی و هم زمان با تشدید برنامه ریزی شده محاصره امریکا ، که آن را در سایه این شکست در اروپا فرا سرزمینی می ساخت ، شاهرگ کوبا را هدف گرفت . ایالات متحده اندکی بعد ، و با امید به شکست دادن یک بار و برای همیشه کوبا ، مهم ترین  و نزدیک ترین متحد کوبا ، ونزوئلا را در مدار تهاجم خویش قرار داد . انقلاب بولیواری تحت رهبری هوگو چاوز بعنوان اولین مخالف شکست 91-1989 در امریکای لاتین و در واقع جهان پدیدار شد .

علاوه بر این ، انقلاب در آن جایی که امریکا «حیات خلوت» خود تلقی می کرد رخ داد.  در دسامبر 1998 ، زمانی که سوسیالیسم و انقلاب پدیده های تاریخ منقضی مربوط به گذشته تصور می شدند ، چاوز اولین مرحله مبارزه طولانی ونزوئلا ارتجاعی به سوی انقلاب را تکمیل کرد .  از لحاظ استعاری می توان گفت ، که  (انقلاب)1998-1999، ( انقلاب ) اول ژانویه 1959 ونزوئلا را تشکیل می داد . امریکا هرگز انقلاب  جدید بولیواری در کاراکاس را نپذیرفت ، همان طور که هرگز قرص تلخ انقلاب کوبا را قورت نداد . این مورد حتی مهم تری بود ، چون معلوم بود که ونزوئلا بلا فاصله پس از 1989 بر مبنای  سود دو جانبه به متحد سیاسی و اقتصادی نزدیک کوبا تبدیل می شود .

به عنوان نتیجه  نهایی سیاست خود خواهانه،  در حالی که یک سال و نیم قبل  از آشکار شدن آن  در دسامبر 2014 ، واشنگتنن پیش در آمد هایی برای کوبا می ساخت ،  تنها سه ماه بعد در مارس 2015 همان واشنگتن ونزوئلا را » تهدیدی  برای امنیت» امریکا اعلام کرد . این سیاست اهانت آمیز ماکیاولیستی ، با چنین مشخصه درندگی در طی قرن ها ، منجر به تحمیل تحریم ها علیه متحد کوبا شد که برای فلج کردن آن و البته ، با امید به  محصول جانبی  آن ،  یعنی تحت فشار قرار دادن کوبا به اطاعت ، طراحی شده بود .  این سیاست ونزوئلایی 2015 امریکا ، راه  را برای رویکرد کنونی احتمال دخالت نظامی امریکا برای پایان دادن به  تحقق کابوس امریکای لاتین به شکل انقلاب بولیواری فرش کرد .

با این حال کوبا  تحت این شرایط نا مطلوب جدید  در حال مقاومت بوده است – و هنوز هست – و از این رو به  شکل دادن  روابط تجاری و اقتصادی  جدید با دیگر کشور ها هم نزدیک است . کوبا از زانو زدن در برابر قوی ترین کشور روی زمین خود داری می کند ، موضعی که به مدت 60 سال آن را حفظ کرده است . این حقیقت جهانی شناخته شده ای است که کوبا، فیدل کاسترو، وارثان و پیروان او امروز در دفاع از حق حاکمیت ملی کوبا در برابر ایالات متحده ایستاده اند . چه آن را دوست داشته باشید یا از آن متنفر باشید، هیچ راه فراری از این حقیقت تاریخی وجود ندارد.

مردم انقلابی کوبا شهرت نیکوی خود را از دل خون و عرق و اشک به دست آورده اند، از این رو شایسته حمایت کامل افراد دوست دار عدالت  در سراسر جهان هستند. کوبا فاقد کالاها و مزایای مادی بسیاری است . اما اکثریت بزرگی از مردم کوبا ، هم به صورت فردی و هم به صورت جمعی ، از مبارزه سخت برای برخورداری از چیزی که ما در کشورهای سرمایه داری نداریم برخوردارند: کرامت .

افتخار در غرب سرمایه داری و امپریالیست که جنگ ، تهاجم و دخالت را  به نام حقوق بشر و دموکراسی نا دیده گرفته شده در کشور های خود انجام می دهند نمی تواند شکوفا شود . کرامت در غرب سرمایه داری تنها از پایه در دفاع از سرمایه و امپراطوری ، که جنگ  های تجاوز کارانه آن ها شرم و  بی احترامی را نصیب مردم کشورهای تهدید کننده می کند ، ساخته می شود.

کوبا ، در نتیجه حفظ حق حاکمیت ملی خود به هر قیمتی ، می تواند برنامه هایش را در عرصه های سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و دیگر عرصه ها ،بسته به نیاز ها و معیارهایش ، عملی کند.  در طی دوران 6 دهه ، از سال 1959، از طریق چرخش ها و گردش ها ، فریب ها و موفقیت ها ، این کاری است که کوبا انجام داده است . بعلاوه ، در هر گام عمده تغییر سیاسی ، کوبا با مشارکت کامل مردم همین کار را انجام می دهد . با وجود کلیشه هایی که در غرب عملی می شود ، هیچ کشوری در دنیا وجود ندارد که  وقتی با گفتگو منش نمایی  می شود با کوبا قابل مقایسه باشد .

 

فرهنگ سیاسی گفتگو

این فرهنگ سیاسی گفتگو آن چنان در جامعه تثبیت شده است که بخش جدایی ناپذیری از چشم انداز سیاسی است . کوبایی ها آشکارا  به  گفتگوی آزادانه و مورد بحث قرار دادن سیاست ها  عادت دارند . آن یک شیوه زیست در جزیره است . این سنت به نیمه دوم قرن نوزدهم بر می گردد ، که تحت اشغال اسپانیایی ، کوبایی ها اعضا چهار مجلس قانون اساسی را مورد بحث و رای  قرار دادند، که ( این مجالس )  به نوبه خود قانون های اساسی چندی را مورد بحث و تصویب قرار داد. این امر 150 سال پیش عملی شد ، در حالی که ، در آن زمان ، عیب جوی اصلی اصلاح قانون اساسی جدید کوبا – ایالات متحده – هنوز یک قانون اساسی قرن هیجدهمی  تصویب شده پشت درهای بسته و توسط مشتی برده دارو تعداد اندکی ثروتمند را به کار می بست .

وقتی که 60 سال پیش انقلاب در اول ژانویه  پیروز شد ، فیدل برای سخن گفتن با جمعیت به شیوه ای رو در رو (تعاملی) در بالکن شهرداری در سانتیاگو د کوبا ظاهر شد . در حقیقت ، آز آن روز تا کنون ، فیدل به رستاخیز فرهنگ گفتگوی سیاسی ، که عموما در پشت صحنه سلطه استعماری امریکا ، صرف نظر از برخی دوره های کوتاه ، به مثل ، قیام انقلابی در دهه 1930 و تصویب قانون اساسی 1940  حفظ شده بود کمک کرد.

فرهنگ سیاسی گفتگو ، از سال 1959  که به صورت متقابل از سوی  رهبری جدید و مردم عادی به سود مردم عادی  پرورش  داده شد ، به بهترین وجه از سوی چه گوارا نمایش داده می شود : « در همایش های بزرگ توده ای می توان ناظر چیزی مانند گفتگوی دو دیاپازون بود که ترکیب ارتعاش آن ها صداهای جدیدی تولید می کند.»  بعلاوه برای  تاکید بر آن که مردم چگونه در تصمیم سازی شرکت داده می شوند ، گوارا یاد آوری می کند: « فیدل و مردم به ارتعاش در آوردن  یک دیگر را در گفتگویی به شدت رشد یابنده آغاز می کنند  تا زمانی که  در یک نتیجه گیری غیر منتظره به اوج می رسند »  او می پذیرد که « برای کسی که این تجربه را زندگی نمی کند ، درک آن کار دشواری است . » به « اتحاد دیالکتیکی نزدیک بین فرد و توده که  در آن هر دو در هم تنیده اند » اشاره می کند. گوارا وفادار  به  درک  خود از نقش فرد ، نتیجه می گیرد : « توده ، به عنوان انبوهه ای از افراد ، با رهبران خود ارتباط بر قرار می کند.»

آخرین نمونه از این فرهنگ سیاسی گفتگو ، شاید یکی از تاریخی ترین آن از سال 1959 به این سو باشد ( حتی اگر چه ممکن است ان را با تکیه بر روزنامه های شرکتی در غرب نتوان هرگز درک کرد) که به تازگی عملی شد . گفتگو ها از 13 اوت تا 15 نوامبر 2018 برای  بررسی  پیش نویس نوسازی قانون اساسی 1976 کوبا انجام گرفت . در تمام محل های کار ، نهاد های آموزشی و محلات ، تغییرات عمده ای پیشنهاد شد . یکی از قابل توجه ترین  آن که از سوی کوبایی ها بسیاری تصمیم گیری می شود مسئله عبارت » کمونیسم» است . این عبارت به صورت اصلی در قانون اساسی 1976 بعنوان هدف روند انقلابی موجود بود اما در پیش نویس حذف  شده بود .آن عبارت در اثر گفتگو های عمومی به مثابه  بیان روشن فرهنگ سیاسی گفتگو به پیش نویس باز گشت ، که آن چنان تثبیت شده  است که هیچ نیرویی نمی تواند آن را خفه کند.  مبارزه افکار به طور عمده از سوی بلاگر ها و نویسندگان انقلابی به راه انداخته شده بود .

برای خلاصه کردن تغییرات ، در قانون اساسی 1976 نوشته بود«… قانون اساسی سوسیالیسم و پیشرفت به سوی یک جامعه کمونیستی .»  در پیش نویس قانون اساسی 2018  که برای بحث به مردم عرضه شد نوشته شده بود : «… به سوی ساختمان سوسیالیسم.»  در نسخه نهایی تجدید نظر شده ماه دسامبر ، که  بحث  (های مردم )  در آن اعمال شد  و در 24 فوریه 2019  برای رفراندوم به  شهروندان ارائه خواهد شد نوشته است «… به سوی ساختمان سوسیالیسم و کمونیسم.»

 

دموکراسی مشارکتی به سوی دموکراسی همگرا  

آخرین تغییر در ماده 15 موضوع کوچکی نیست . وقتی که خبر ها در اواخر جولای 2018منتشر شد که پیش نویس کلمه «کمونیسم» را حذف کرده است ، روزنامه های جهانی در غرب فریاد پیروزی سر دادند . » کوبا کمونیسم را کنار گذاشت!»  اما رفتار غیر معمول فرهنگ گفتگوی سیاسی کوبا خفه کننده ای روی این سرخوشی گذاشت و هم زمان تکه های همیشگی تروریسم رسانه ای ، یعنی آن که  «کمونیسم از بالا تحمیل می شود» را منفجر کرد . مانند چرخش شاعرانه سرنوشت ، آن (عبارت ) از ریشه ها ( مردم عادی)  سرچشمه گرفت .  در حالی که گفتگو ها در بایه سازماندهی شده بود و فرصت مشارکت برای هرشهروند و بیان دیدگاه مربوط به  آن ها را آماده می کرد ،  آدم باید خیلی بیش فعال باشد تا مناقشه «کمونیسم» را مطرح کند .

پیش نویس ، گذشته از همه ، از سوی کل رهبری و پارلمان کوبا پیشنهاد شده بود . از این رو ، این تجربه آخری در دموکراسی کوبا فراتر از دموکراسی مشارکتی به سوی دموکراسی هم گرا Protagonist رفت ، که به نظر من ، از لحاظ کیفیتی بالاتر از دموکراسی مشارکتی است . برای اولین بار در تجربه منحصر بفرد کوبا در قانون اساسی نیست که تغییرات ریشه ای ازریشه ها ( افراد عادی) زاده می شود .اما ، این یکی در باره «کمونیسم» که مورد نظاره کل جهان  است ، جایگاه خاص خودش را دارد. از این رو در آستانه گرامی داشت 60 مین سالگرد انقلاب کوبا ، این ادای احترام بسیار منناسبی برای انقلاب و معمار آن فیدل است .

اکنون که انقلاب کوبا باتری خود را با ارثیه گفتگو و تبادل نظر فیدل شارژ کرده است ، برای مقابله با تمام تلاش های جاری از سوی بربریسم شمال و متحدان آن ها برای جدا کردن کردن مردم و رهبری شورای دولتی و وزیران ، و لکه دار کردن رئیس جمهور میکوئل دیاز کانل آماده است .  این تلاش مایوسانه برای خراب کردن جنبش برای نوسازی بر مبنای اصول با پژواک « آری» در رفراندوم 24 فوریه و رای  اعتماد به رهبری جدید کوبا تحت هدایت دیاز کانل پاسخ داده خواهد شد . هیچ نیرویی در روی زمین نمی تواند فرهنگ گفتگوی سیاسی کوبایی ها را خاموش کند. آن فرهنگ می تواند هر گمراهی و  نفاق از سوی کارزار تحت هدایت امریکا را شکست دهد .

سرچشمه :تله سور

 

دسته‌بندی شده در: تاریخی, سرتیتر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: