پیوند – در خدمت وحدت کمونیستهای ایران

«طرح سوختۀ» کفتاران اسلامی

«طرح سوختۀ» کفتاران اسلامی

ل2

دژخیمانِ شلاق به دست، باتوم به دست، دوربین به دست و بلندگو به دستِ رژیم اسلامی توطئۀ پلیدی برای مقابله با جنبش رشد یابندۀ کارگری و اعتراضات عمومی به راه انداخته اند. آنها می خواهند به زور شکنجه، ارعاب و تهدیدِ کارگران زندانی و دانشجویان و روشنفکرانی که دست یاری به کارگران داده اند، و ِاعمال فشارهای سنگین و همه جانبه به خانواده هایشان با سرهم بندی نمایش های تلویزیونی ننگین که از ساواک شاهنشاهی و دیگر رژیم های سفاک به ارث برده اند به مردم وانمود کنند که گویا اعتصابات، اعتراضات و راه پیمائی های کارگران در ماه های اخیر که برای دستیابی به حقوق اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شان صورت گرفته، از جای دیگری «القا» شده است! این سفاکان کوردل از آنجا که هرگز یاد نگرفته اند انسان مستقلی باشند، با مغز خود بیاندیشند و با کار و زحمت خود زندگی کنند و همواره مقلد و متکی به دیگری و ریزه خوار استثمارگران و کارگزار و پا انداز صاحبان زور و زر و تزویر بوده اند گمان می کنند که کارگران و زحمتکشان که اکثریت قاطع مردم را تشکیل می دهند نیز مانند آنها دچار تباهی اندیشه و وجدان شده اند و به خاطر پول و مقام یا لقمه ای نان، اخلاق و شرف خود را به سرمایه داران و حاکمان فروخته اند. اینجاست که طرح و توطئۀ جنایتکارانۀ آنها حتی پیش از اجرا به قول خودشان «سوخته» است و نقشه شان نقش بر آب است!

هرکسی می تواند از خود بپرسد آیا کارگران برای بیان خواست های خود مانند پرداخت مزدهای عقب افتاده، داشتن حق تشکل، آزادی بیان، آزادی زندانیان سیاسی و کارگران زندانی، حق اعتصاب و اعتراض به شرایط طاقت فرسا و غیر انسانی کار، برای مقابله با خصوصی سازی های ننگین رژیم که اموال عمومی و ثمرات کار کارگران را به رایگان در اختیار غارتگران می گذارد، برای بیان مدلی از جامعه و یا سازماندهی کار که فکر می کنند خواست هایشان در آن مدل بهتر تحقق می یابد و غیره نیازی به القای کسی دارند؟ آیا گفتن این واقعیت که حدود ٦ تا ٧ میلیون نفر از نیروی کار کشور بیکارند ناشی از «القای بیگانگان» است؟ آیا این واقعیت که مزد اکثریت عظیم کارگران در ایران کمتر از یک پنجم خط فقر است نیازمند «القای» خارجی است؟ آیا وجود تورم بالای ٤٠% (بر اساس محافظه کارانه ترین تخمین های رسمی) سیاه نمائی خارجی هاست؟ آیا این واقعیت که هزینه های نظامی رژیم جمهوری اسلامی بیش از دو و نیم برابر هزینه های نظامی کشور مکزیک است در حالی که جمعیت مکزیک بیش از یک و نیم برابر جمعیت ایران و مساحت مکزیک ۲۰% بیش از کل مساحت ایران است، یک شایعه است؟ (طبق داده های مؤسسۀ بین المللی صلح استکهلم SIPRI هزینۀ نظامی سالیانۀ ایران در سال ۲۰۱٧ معادل  ۱٤٥٧٨ میلیون دلار و هزینۀ نظامی مکزیک در همان سال معادل ٥٧٨۱ میلیون دلار بوده است.) می دانیم که هزینه های نظامی و هزینه های امنیتی و انتظامی (که در داده های بالا ادغام نشده اند) جمهوری اسلامی اساساً برای حفظ و بقای این رژیم ستمکار و مقاصد و جاه طلبی های ارتجاعی آن در منطقه صرف می شود و برای مردم بیش از آنکه امنیت ایجاد کند موجد تهدید، تخریب و انهدام است.

کارگران، برخلاف سردمدارانِ رژیم کفتار صفت اسلامی حاکم بر ایران و بر خلاف مزدوران جیره خوار امنیتی، انتظامی، نظامی و قضائی این رژیم تبهکار، نه نیازمند «القا» هستند و نه نیازمند «تقلید» و تعبد. کارگران مبارز انسان های مستقل، روشن، مصمم و فداکاری هستند که برای حقوق اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خود و آیندگان و زندگی بهتر برای خود و آیندگان و هم طبقه ای هایشان در سراسر جهان تلاش می ورزند و چه استثمارگران و پادوهایشان بخواهند و چه نخواهند با کارگران همۀ کشورها در مبارزۀ مشترکشان به ضد نظام سرمایه داری، امپریالیسم و ارتجاع های رنگارنگ، همبسته و متحدند. استثمارگران در هیچ نقطۀ جهان موفق نشده اند و موفق نخواهند شد همبستگی بین المللی کارگران را از میان بردارند. رژیم اسلامی ایران نیز این آرزو را به گور خواهد برد.

حتی اگر یک کارگر زندانی در اثر شکنجه و تهدید و ارعاب بگوید که به او القا شده که چنین و چنان کند یا چنین و چنان بگوید، همه می دانند که این سخن او نیست بلکه سخن دروغ و پلید شکنجه گرانی است که برای ارضای مقاصد اربابان ستمگر و غارتگر خود آن کارگر یا روشنفکر زیر شکنجه را مجبور به گفتن حرفی کرده اند که از آن او نیست. به همین علت است که به محض قطع شکنجه – حتی به طور موقت و با علم به اینکه دوباره می تواند از سر گرفته شود – چنین اظهارات اجباری تکذیب می گردد.

ما در این گفتار، رژیم جمهوری اسلامی را به کفتار تشبیه کردیم. این تشبیه نه برای ناسزاگوئی و یا صرفا اظهار نفرت بلکه برای بیان یک ویژگی شاخص این رژیم به کار برده شده است. کفتار از مردار تغذیه می کند. رژیم اسلامی ایران نیز بقایش متکی به حذف تمام خصوصیات زنده و بالندۀ انسانی است. این رژیم تنها به شکنجه و کشتار مخالفان راضی نیست بلکه می خواهد همه را ذلیل و مطیع و سرشکسته بکند. اما چهل سال مبارزات مداوم کارگران، زحمتکشان و روشنفکران پیشرو، مبارزات زنان، مبارزات بحق ملل ساکن ایران برای رفع ستم ملی و غیره  به رغم افت و خیزها و تلفات فراوانشان نشان داده اند که نه شکنجه و سرکوب و ارعاب و نه تلاش های مذبوحانه برای خوارکردن مبارزات درخشان کارگران و عزم راسخ و از خود گذشتگی کارگران پیشرو، نه تبلیغات گوبلزمأبانۀ تبهکاران رژیم از رسانه های گروهی قادر به درهم شکستن جنبش کارگری و تلاش های آزادیخواهانۀ توده های مردم نیست.

کارگزاران مستقیم رژیم در دستگاه های سرکوب و کارگزاران غیر مستقیم او در محیط های کارگری و دانشگاهی و غیره که وظایف ننگین سازمان شکنی، اعتصاب شکنی، جاسوسی و شستشوی مغزی مردم را بر عهده دارند باید بدانند که این رژیم نمی تواند پایدار بماند و مردم فراموشکار نیستند!

وظیفۀ همۀ کارگران و همۀ آزادیخواهان در مقابل توطئۀ پلید ضد کارگری و تبلیغات گوبلز گونه و هیستریک رژیم، افشای این تلاش ها، مبارزه برای آزادی کارگران زندانی و زندانیان سیاسی، بویژه تلاش برای آزادی دستگیرشدگان اخیر است. این توطئۀ رژیم یک بار دیگر نشان داد که کارگران با مبارزه  در تمام  های عرصه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است که می توانند به موفقیت نزدیک شوند. مبارزۀ سیاسی کارگران نقش بسیار مهم و ویژه ای دارد. این مبارزه نه تنها شامل تلاش برای وسیع ترین حقوق و آزادی های سیاسی و اجتماعی بلکه مبارزه برای تغییر اساسی ساختار سیاسی از طریق انقلاب و استقرار دولتی انقلابی به رهبری طبقۀ کارگر است که می تواند راهگشای تغییرات اقتصادی و اجتماعی توسط کارگران و زحمتکشان جامعه باشد. تنها حکومت کارگران است که می تواند استثمارگری ذاتی سرمایه، ستم و فساد گستردۀ رژیم اسلامی را نابود کند.

نمایش های تلویزیونی گوبلزی رژیم را بیش از پیش افشا کنیم!

شکوفا باد مبارزات سیاسی کارگران به ضد نظام سرمایه داری!

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی با انقلاب کارگری!

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم!

کارگران انقلابی متحد ایران

٤ بهمن ۱۳٩٧- ۲٤ ژانویه ۲۰۱٩

دسته‌بندی شده در: کارگری, سرتیتر

۱ پاسخ »

  1. به امید ازادی واقعی
    واقعیت جامعه مدنی،رسیدن به شعور در حد حتی ‌30% شعور ٱرمانی متاسفانه و شور بختانه افق و دورنمای خوبی ندارد.این جلادان نبض مردم را چنان در دست داذند که رسیدن به یک دمکراسی چون کور سویی بیش به نظر نمیرسد.

    دوست داشتن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: