پیوند – در خدمت وحدت کمونیستهای ایران

امپرياليسم مالي: نمونه ونزوئلا

1
امپرياليسم مالي: نمونه ونزوئلا
جك راسموس1-ترجمه: حسام مناهجي
زمان تهاجم به ونزوئلا توسط ايالات متحده و حاميانش بسيار نزديك شده است. اين هفته مايك پنس، معاون رئيس جمهور امريكا بار ديگر به كلمبيا سفر كرد)براي پنجمين بار در هفتههاي اخير(. هدف او ابلاغ واپسين دستورالعملها به نيروهاي مستقر در محل امريكا و متحدان نيابتياش بود تا در تدارك گام بعدي تغيير رژيم
باشند.
در بيانيه حمايت گرايانه باراك اوباما، رئيس جمهور سابق و چندين مقام رده بالاي حزب دمكرات و كانديداهاي آنها هم شواهد آشكاري از چراغ سبز نشان دادن به تغيير رژيم و تهاجم وجود داشت و در آن به رژيم مادورا مستقيماً حمله شده بود. آنها گرا دادند كه حزب دمكرات از تهاجم و تغيير رژيم حمايت ميكند. رخدادها از اين پس شتاب بيشتري خواهد گرفت. شايد درست همزمان با منتشر شدن گزارش )رابرت( مولر، بازپرس ويژه تحقيقات
در پرونده دخالت روسيه در انتخابات.
پشت صحنه واضح است، همان طور كه براي ماهها مشخص بود. آن هم اينكه نومحافظهكاران بار ديگر صحنه گردان سياست خارجي ايالات متحده هستند و امريكا را به سوي جنگ ديگري در سوداي تغيير رژيم حكومتي خارجي سوق ميدهند.
استراتژي ايالات متحده به طور خلاصه
راهبرد نئوكاني امريكا روز به روز عيانتر ميشود: ايجاد پايگاه جنگي در مرز وئزوئلا-كلمبيا و ونزوئلا-برزيل تحت پوشش ارسال كمكهاي بشر دوستانه تا به همراه كمكها، نيروهاي جنگ نيابتي امريكا هم از مرز بگذرند. مستقر كردن سياستمداران و ساز و برگهاي جنگي درست در مرز ونزوئلا با برزيل و كلمبيا، در جايي كه براي رخنه به خاك ونزوئلا تلاشهاي مشابه فراواني در جريان است. تكرار اين سازوكار به صورت پيشروي استان به استان تا اين نفوذ قدم به قدم به جايي برسد كه واحدهايي از ارتش ونزوئلا تغيير موضع بدهند و يك يا چند نفر از فرماندهان ارتش متقاعد شوند كه به امريكا بپيوندند تا از اين طريق دولت موازي را در كنار مرز تأسيس كنند. يك دولت موقت و يك قدرت موازي در داخل كشور ايجاد شده و با تردستي رسانهها به عنوان مردم ونزوئلاي كه عليه حكومت مادورا قيام كردهاند جا زده ميشود، اين درحالي است كه آنها نيروهاي جنگ نيابتي با استفاده از
١دربارهی نويسنده: جک راسموس نويسندهی کتابھای »شکنندگی نظاممند در اقتصاد جھانی« در سال ٢٠١٥ و »سرآمدن صبر صاحبان بانکھای مرکزی: سياستھای مالی و رکود پيش رو« در سال ٢٠١٧ است.

2
سياستمداران فرصت طلب، نظاميان و ديگراني هستند كه اخبار حملاتشان به مناطق »تحت اشغال« توسط رسانهها پوشش داده ميشود.
اصليترين توجيه ايدئولوژيك براي تهاجم و تغيير رژيم اين است كه حكومت مادورا با سوءمديريت خود در اقتصاد، مردم را به شدت به ورطه فقر و فلاكت انداخته است. با پيوستن دمكراتها به ترامپ و جمهوريخواهان در حمله به ونزوئلا، رسانههاي جريان اصلي ليبرال ايالات متحده همپاي رسانههاي دست راستي، خط واحدي را پي گرفتهاند تا در حالي كه هنوز جنگ ديگري پيش از جمله نظامي نهايي آغاز شده، مخالفتها با تهاجم را كمرنگ سازند. همان طور كه انتخابات دمكراتيكي كه كمتر از يك سال پيش در ونزوئلا برگزار شد و موجب ابقاي مادورا در قدرت شد، از ديد آنها نشان دهنده »خواست و اراده مردم« نبود، توجيهات آنها همچنان سست است و متقاعد كننده نيست. علاوه بر اين، آنها به هيچ وجه از نقش سياستهاي امريكا و تحركاتي كه نقش محوري در نابودي پول و اقتصاد ونزوئلا داشت سخن به ميان نميآورند، مخصوصاً اقدامات مالياي كه براي بيثبات سازي اقتصاد مورد
استفاده قرار گرفت، ناديده مانده است.
امپرياليسم مالي: نمونه ونزوئلا
ونزوئلاي امروز، نمونه كلاسيكي است كه چطور امپرياليسم امريكا در قرن 21 از اقدامات مالي بهره ميگيرد تا دولت و كشوري كه جرئت كرده از همراهي با امپراتوري جهاني امريكا سر باز زند و به دنبال مسير مستقلي خارج از شبكه در هم پيچيده روابط اقتصاد و مالي امپراتوري امريكا باشد را ُخرد كند.
اين جا است كه »امپرياليسم مالي« امريكا موفق ميشود و با هدف ياري رساندن به تغيير رژيم در ونزوئلا به نقش خود ادامه ميدهد.
در جهاني كه سرمايهداري آمريكا هژموني مسلط است، ارز اين كشور يعني دلار مركز اصلي امپراتوري اقتصادي ايالات متحده خواهد بود. دلار به عنوان ارز جهاني تجارت و همچنين ارز ذخاير بانكي جهان استفاده ميشود. بيش از 85 درصد داد و ستد در جهان اعم از صادرات و واردات با دلار انجام ميشود. برخي از كالاها مانند نفت جهاني و معاملات آتي نفت عملاً تنها با دلار انجام ميشوند. اخيراً كشورهاي بيشتري شروع به پيوند زدن ارز خود با دلار كردهاند و اجازه ميدهند تا دلار همپا با ارز كشورشان در معاملات استفاده شود. برخي كشورها حتي ارز ملي خود را حذف كردهاند و اكنون تنها از دلار امريكا به عنوان ارز داخلي استفاده ميكنند و روز به روز هم كشورهاي بيشتري اوراق قرضه داخلي خود را به دلار منتشر ميكنند و بانك مركزي شان هم دنباله رو بانك مركزي امريكا است. سياست ذخيره فدرال2 اين است كه نرخ بهره ايالات متحده را افزايش يا كاهش مي دهد كه
٢فدرال رزرو مسئول تدوين سياستهاي پولي، پيگيري رسيدن به اشتغال كامل، تثبيت قيمتها و رشد اقتصادي در آمريكا است.

3
به نوبه خود موجب بالا و پايين شدن دلار آمريكا مي شود. آنها دنبالهروي امريكا هستند، حتي اگر افزايش نرخ بهره در ايالت متحده به معناي افزايش نرخ بهره در كشور خودشان باشد و ركود اقتصادي و بيكاري گسترده را تشديد كند. اين ها همه نمونه هايي از ادغام مالي رو به رشد با امپراتوري امريكا و اقتصاد آن است.
از زماني كه براي تجارت جهاني و ذخاير ارزي مورد استفاده قرار گرفت، حتي كشورهايي كه ارز ملي خود را حفظ ميكنند هم كاملاً تحت سلطه دلار امريكا قرار ميگيرند. هر گاه كه ارزش دلار به سبب تغييرات سياست پولي3، فشارهاي تورمي در ايالات متحده و حتي تغييرات ميزان عرضه و تقاضا بالا ميرود، در واقع، ارزش پول ساير كشورها سقوط ميكند. اينجاست كه نرخ جهاني ارز براي امپراتوري امريكا در جهان قرن بيست و يكم عمل ميكند، جايي كه دلار، ارزِ تجارت و ذخاير است. ساير ارزها مانند پوند انگليس، يورو و در مرتبه پايينتر ِين ژاپن و يوآن چين هنوز براي معاملات و استفاده به عنوان ذخيره ارزي بسيار كمتر به كار رفته و سهم ناچيزي دارند و بسيار بعيد به نظر ميرسد كه بتوانند در آينده نزديك، جايگزين دلار، يكي از ستونهاي اصلي امپراتوري امريكا
شوند.
امريكا توانايي مهندسي كردن سقوط ارز يك كشور را دارد. فروپاشي يك ارز به اين معناست كه قيمت كالاهاي وارداتي به سرعت افزايش مييابد. به ويژه آن كالاهايي را كه تنها از راه واردات ميتوان به دست آورد، مانند داروها،
مواد غذايي ضروري، كالاهاي واسطه تجاري4 كه براي صنايع داخلي حياتي هستند و غيره. بالارفتن تورم كالاهاي وارداتي به دنبال خود باعث كاهش توليد كسب و كارهاي داخلي ميشود زيرا كمبود منابع مقرون به صرفه، كالاها و قطعات را به همراه دارد و تعديل گسترده نيرو هم به دنبال آن ميآيد. در نتيجه افزايش تورم ناشي از سقوط ارزش پول، هم ارز با افزايش بيكاري است. دستمزدها و قدرت خريد سقوط ميكند و متعاقب آن اقتصاد به طور
كلي فرو ميپاشد.
كمبود گسترده كالاهاي ضروري وارداتي، تورم و كاهش توليد داخلي و از طرفي بيكاري ناشي از كمبود مواد اوليه و تورم دست به دست هم داده و نارضايتي اجتماعي ايجاد ميكند و حمايتها از دولت از دست ميرود. احزاب و گروههاي مخالف همه جا جار ميزنند كه اين مشكلات به خاطر سوءمديريتها در اقتصاد و فساد رهبران است و يا به طور كلي، نتيجه سياستهاي سوسياليستي است. اما به طور واضح قابل رديابي است كه بحران اقتصادي )كمبودها، تورم، توليدات و بيكاريها( ريشه در سياستهاي مهندسي شده امپرياليسم امريكا دارد كه فروپاشي
٣سياست پولی بر مبنای رابطه بين نرخ بھره در اقتصاد کشور – يعنی قيمتی که بر اساس آن میتوان پول قرض گرفت – و کل عرض ٔه پول تعريف میشود. سياست پولی از ابزارھای متنوعی جھت کنترل يک يا ھر دوی اين موارد بھره میجويد تا بر مواردی مانند رشد اقتصادی، تورم، نرخ ارز و بيکاری تأثير بگذارد.در شرايطی که در يک کشور انحصار نشر پول وجود دارد يا اينکه بانکھای ناشر پول بهطور نظاممند و متصل به بانک مرکزی فعاليت میکنند، مقامات پولی توانايی تغيير در عرض ٔه پول و بنابراين نرخ بھره را به منظور دستيابی به اھداف سياست پولی دارند.
٤کالای واسطه کالايی که از آن به منظور توليد کالای ديگر استفاده میشود، برای مثال استفاده از ورقه فولادی برای توليد بدنه خودرو-م.

4
اقتصادي را به عنوان پيش زمينهاي براي تغيير رژيم و ادغام اقتصادي كشور در امپراتوري اقتصاد جهاني امريكا، در نظر دارد.
راههاي بسياري پيش پاي امريكا براي فروپاشي ارز يك كشور وجود دارد. يك مجموعه اقدامات كه طراحي ميشود تا منجر به كمبود شديد دلار در اقتصاد كشور مورد هدف شود. كمبود دلار باعث افزايش ارزش دلار آمريكا در اقتصاد مورد هدف ميشود كه متعاقباً به كاهش ارزش پول كشور ميانجامد. امريكاييها از مدتها پيش مهندسي فروپاشي ارز ونزوئلا را آغاز كرده بودند. در ابتدا باعث شدند كه دلار به خارج از كشور فرستاده شود و در وهله دوم
براي عدم دسترسي ونزوئلا به دلار از خارج كشور اقدامات پيشگيرانهاي ترتيب دادند.
سياست امريكا دست كم در چند سال گذشته، فشار بر روي شركتهاي امريكايياي بود كه در ونزوئلا فعاليت اقتصادي انجام ميدادند تا دلارهاي خود را به ميهن بازگردانند و يا به شركتهاي تابعه5 خود در ساير نقاط جهان انتقال دهند و يا اينكه ونزوئلا را ترك كنند و دلارهاي خود را هم ببرند. سياست امريكا همچنين تبليغ و تشويق ثروتمندان ونزوئلا به خارج كردن دلارهايشان از كشور و سرمايه گذاري در كلمبيا بود. جايي كه ايالات متحده با همكاري دولت كلمبيا، يك شركت سرمايه گذاري آنلاين برپا كرده است. سرمايه داران ونزوئلايي همچين تشويق ميشدند كه پول خود را به بانكهاي ميامي بفرستند و يا بسياري از آنها در حالي كه دلارهايشان را به همراه دارند به آنجا بروند و يا اينكه بوليوار6هايشان را به دلار تبديل كنند. خروج دلار از ونزوئلا، ارزش دلارهاي باقيمانده
را در بازار سياه افزايش داده و سبب شده كه ارزش بوليوار كاهش بيشتري هم داشته باشد.
با اين حال اين اقدامات، در برابر تلاشهايي كه امپريالسم امريكا ميكرد تا ماتع دستيابي ونزوئلا به دلارهاي بازار جهاني شود ناچيز بود. امريكا كوششهاي ونزوئلا براي جبران خروج دلار از اقتصاد كشور را بيثمر ميگذاشت.
براي مثال، امريكا اقداماتي انجام ميداد تا از قرض دادن دلار توسط بانكهاي امريكا و يا ساير كشورهاي جهان به ونزوئلا ممانعت كند و اجازه ندهد كه در تأمين اوراق بهادار مشاركت كرده و يا اوراق قرضه ونزوئلا را ضمانت كنند، چون در اين صورت اجازه ارزآوري به اين كشور داده ميشد. بنابراين وامهاي بانكي و اوراق قرضه قطع شد و دولت
از دسترسي به منابع جايگزين دلار محروم شد.
كمبودبيشترِدلار،سقوطبيشتربوليواررابههمراهداشت.كمبودهايبيشتر،كاهشتوليدات،افزايشبيكاري و ….در نهايت نارضايتي بيشتر.
٥يك شركت تابعه )به انگليسي: Subsidiary( شركتي است كه كاملاً يا قسمتي از آن تحت تملك يا كنترل شركت ديگري است و بيش از نصف سهام آن را بر عهده دارد.
٦واحد پول ونزوئلا

5
اصليترين تلاش ايالت متحده براي محروم كردن ونزوئلا از دلار، اعمال تحريمها عليه كشورهايي است كه بخواهند نفت ونزوئلا را خريداري كنند. فروش نفت يكي از مهمترين منابع به دست آوردن دلار است؛ زيرا همان طور كه ذكر شد تجارت نفتي تماماً با دلار انجام ميشود و از طرفي 95 درصد درآمد دولت ونزوئلا از فروش نفت است.
اعمال تحريمها عليه خريداران نفت ونزوئلا باعث عدم دسترسي اين كشور به دلار شد و به طور همزمان هم سياستها تشويقي براي خروج دلار از ونزوئلا و قطع وامهاي بانكي و صدور اوراق قرضه كشور به طور موفقيت آميزي در حال اجرا بود.و اگر اوراق قرضه پيشين و وامها به صورت »دلاري« مقرر شده بود، نبود دلار براي پرداخت
اصل پول و سود آن به ناتواني در پرداخت منجر ميشد و تبعات آن نابودي كسب وكارها و بيكاري بيشتر بود.
ونزوئلا مجبور شد فروش نفت خود را تنها به چين و روسيه و معدودي كشور ديگر محدود كند. همچنين ناچار شد براي بازپرداخت اصل پول و سود وامهاي گذشته كه از اين كشورها گرفته بود به جاي پرداخت دلار، نفت خام بدهد. امريكا از تحريمها به عنوان يك »اسلحه« اقتصادي براي تحميل خواستههايش به ساير كشورها استفاده ميكند كه البته در سالهاي اخير كشورهاي بيشتري از اين تكنيكها آگاه شدهاند و اقدامات متقابلي را انجام ميدهند، آنها به قيمتشكني دلار7 يا كاهش خريد دلاري خود در بازار جهاني و خريدن طلا دست زدهاند. چين
و روسيه به اين طريق، تجارت غير وابسته به ارز را تجربه ميكنند.
يكي ديگر از اقدامات اخير امريكا براي ممانعت از دسترسي ونزوئلا به دلار و سقوط بيشتر پول اين كشور، توقيف شركت توزيع نفت ونزوئلا موسوم به سيتگو8 در امريكا بوده است. شركتي كه وجه ارسالي آن به ونروئلا به صورت دلار بود. با توقيف سيتگو، امريكا كشور ونزوئلا را از دستري به منبع ارزي ديگري محروم كرد. مجرايي كه ميتوانست با آن محصولاتي مانند غذا، دارو و ساير كالاهاي حياتي براي اقتصاد را خريداري كند. بنابراين كاملاً مشخص است كه ونزوئلا به خاطر سياستهاي ايالات متحده از واردات كالاهاي حياتي محروم شده بود نه سوءمديريتهاي حكومت در اقتصاد. علاوه بر اينها امريكا براي آنكه نمك بيشتري روي زخم ونزوئلا بپاشد از اموال توقيف شده سيسگو به مخالفان دولت ونزوئلا و متحد دست نشاندهاش، گوايدو كمكهاي دلاري كردند. اپوزيسيون حالا براي مقابله با انقلاب از اين پول مصادره شده تأمين مالي ميشد. پس هزينه ضدانقلاب از آن
منبعي تأمين ميشود كه با آن ميشد كالاهاي حياتي و خدمات در اختيار مردم ونزوئلا قرار داد.
توقيف داراييهاي سيتگو تنها مثالِ محروم سازي ونزوئلا از دلار نيست. داراييهاي ديگري در قالب فهرست اموال، مبالغ سرمايهگذاري و پول نقد در بانكهاي امريكا و غيره هم توقيف شده است و اين موارد هم تنها شامل حال
٧دامپينگ دلار يا قيمت شکنی و بازی با قيمت دلار، دستکاری قيمت ارز در برابر دلار عموماً به منظور رسيدن به سود بيشتر است. مثلا چين برای اينکه قيمت کالاھايش تدر آمريکا ارزان تمام شود در بازار ارز دست کاری می کند و ارزش يوان را پايين می آورد.-م
٨سيتگو( به انگليسی )Citgo :شرکت نفتی مستقر در ھيوستون، تگزاس، ايالات متحده آمريکا است، که مالک فعلی آن، شرکت نفت ونزوئلا )پترولئوس دی ونزوئلا( است.

6
دولت ونزوئلا نميشود بلكه شركتهاي غيردولتي و افراد حقيقي هم اموالشان به همين ترتيب توقيف شده است. امريكا همچنين فشار فزايندهاي بر روي ديگر دولتها آورده است كه آنها هم اموال و داراييهاي مربوط به دولت ونزوئلا، بازرگانان و شهروندانش را توقيف كنند.
مسدودسازي و توقيف اموال اخيراً به ذخاير طلاي ونزوئلا كه به صورت آفشور9 در كشورهاي ديگر نگهداري ميشود، هم تسري يافته كه اين اقدام، نقض آشكاراي قوانين بينالمللي است. اخيراً شركتهاي امريكايي، ابر بانكها و سيتيگروپ10 وادار شدند كه قراردادهاي خود براي نگهداري طلاهاي ونزوئلا را نقض كنند.
از بانك انگليس خواسته شد كه سپرده طلاي ونزوئلا را مسدود كند و بانك هم اين درخواست را اجابت كرد. از شهرهايي مثل ابوظبي كه تجارت طلا به صورت جهاني در آن انجام ميشود هم خواسته شد كه داد و ستد طلا با ونزوئلا را متوقف كند. طلا يك جايگزين براي دلار است، پس ممانعت از دسترسي ونزوئلا به طلا هم به اندازه جلوگيري از دسترسي به دلار اهميت دارد. ونزوئلا با كمك طلاهاي خود راحتتر ميتوانست دلار تهيه كند يا مستقيماً به داد و ستد كالا بپردازد تا اينكه با بوليوارهايي كه در حال سقوط است و فروشندگان از قبول آن طفره
ميروند، پرداخت انجام دهد.
كشورهايي كه اقتصادشان در سراشيبي قرار گرفته و ارزش پولشان به طور جدي رو به كاهش است، ميتوانند از صندوق بين المللي پول براي تثبيت ارز خود وام بگيرند. اين صندوق به تازگي به آرژانتين، تركيه، افريقاي جنوبي و حتي پاكستان وام داده است. اما صندوق بينالمللي پول نهادي است كه توسط ايالات متحده در سال 1944 تأسيس شده. امريكا به مدد متحدان نزديك اروپايياش رأي اكثريت را در تصميمات صندوق بينالمللي پول دارد و اين صندوق بدون موافقت امريكا دست به هيچ كاري نميزند. مأموريت اين صندوق وام دادن به كشورهايي است كه نياز به تثبيت نرخ ارز خود دارند اما صندوق به عنوان يكي از ملحقات امپراتوري جهاني امريكا از پرداخت
هرگونه وامي كه به تثبيت ارز ونزوئلا ياري رساند، خودداري ميكند.
اين در حالي است كه به عنوان مثال همين تازگي يكباره 50 ميليارد دلار وام به آرژانتين كه رئيس جمهور آن روابط دوستانهاي با امريكا دارد پرداخت شد)بازپرداخت وام آرژانتين به آمريكا و ساير طلبكاران، براي آرژانتين مقدور بود. مردم آرژانتين خيري از آن 50 ميليارد دلار نديدند. اين نحوه پرداخت ماكري11 و ساير بانكداران
٩آف شور از لحاظ تجاري به معني نقل مكان يا انتقال سرمايه از محلي به محل ديگر جهت كم كردن هزينهها و افزايش سود است.
١٠سيتیگروپ، شرکت خدمات مالی و بانکداری آمريکايی و چندمليتی است، که مقر اصلی آن، در منھتن شھر نيويورک، قرار دارد. ١١مائوريسيو ماکری، رئيس جمھور دست راستی کنونی آرژانتين

7
آرژانتيني را قادر ساخت تا زماني كه وام خود را پرداخت مي كردند، براي دريافت وام هاي بيشتر به بانك هاي آمريكايي مراجعه كنند. عملي كه بي شك سود شخصي فراواني براي ماكري و دوستانش داشت(.
با سقوط ارزش پول ونزوئلا كه به خاطر كمبود برنامهريزي شده دلار ايجاد شده بود، ونزوئلا ناچار بود بوليوار بيشتري چاپ كند تا بتواند همچنان كالاهايي كه از خارج خريداري ميشد را تهيه كند. فروپاشي ارز به اين معناست كه نرخ كالاهاي وارداتي به نسبت افزايش مييابد بنابراين بوليوارهاي بيشتري براي تهيه كالاهايي كه قيمت آنها به طور مستمر افزايش مييابد، مورد نياز است. چاپ پول بيشتر به اضافه شدن بوليوار در بازار منجر ميشود كه قيمتهاي داخلي را بيشتر ميكند اما اين چاپ پول مازاد واكنش به سقوط ارزي است كه به واسطه كمبود دلار ايجاد شده است و در وهله نخست، نرخ ارز سقوط كرده بود، پس عرضه بيش از حد بوليوار به دليل سوءمديريت نيست، بلكه به دليل كمبود دلار است و دولت ونزوئلا نااميدانه تلاش ميكند به نوعي افزايش قيمت
كالاهاي وارداتي جبران شود
سقوط قيمت نفت خام در سال 18-2017 هم فشار مضاعفي به بوليوار وارد كرد. شايد سقوط قيمت جهاني نفت بي ارتباط با سياستهاي امريكا به نظر برسد، اما اينطور نيست. ونزوئلا كه كجدار و مريز و اغلب به چين و روسيه ميتوانست فروش نفت خود را ادامه دهد، در سال 2018 با كاهش 40درصدي قيمت نفت مواجه شد. در نتيجه ي كاهش جهاني قيمت نفت در سال 2018 اين كشور به درآمد نفتي كمتر و بنابراين به دلار كمتري دست يافت.
اما اين هم غيرمستقيم به سياستهاي امريكا و شرايط اقتصادي مربوط بود. سقوط قيمت نفت در سال 2018 مستقيماً به افزايش توليد نفت شيل12 ربط داشت. آنها توليد خود را به بيش از يك ميليون بشكه در روز افزايش دادند كه به افزايش عرضه نفت و كاهش جهاني قيمت آن منجر شد. پس از آن امريكا كوشيد با كمك عربستان سعودي عرضه نفت را دستكاري كند اما كارهاي خوب پيش نرفت و مشكلات مربوط به اضافه توليد و فروكش كردن قيمت، همچنان بسيار بود. به اين دليل كه امريكا تلاش ميكرد تا تحريمهاي نفتي را در سال 2018 به ايران تحميل كند و عربستان بر اين باور بود كه به زودي ميتواند مشترياني كه ايران از دست ميدهد را جذب كند بنابراين توليد نفت خود را افزايش داد اما ايران توانست همچنان به فروش نفت خود ادامه دهد، چون تحريمهاي نفتي اثر نكرده بود. در نتيجه، توليد اضافي نفت شيل امريكا به علاوه توليد مازاد نفت عربستان، نرخ جهاني نفت را 40 درصد كاهش داد كه نتيجه آن محروميت بيشتر دولت ونزوئلا از درآمدهاي نفتي بود كه اين
جدا از تحريمهايي است كه امريكا براي جلوگيري از فروش نفت اين كشور وضع كرده بود.
١٢نفت ِشيلنفتنامتعارفیاستکهازگرماکافت،ھيدروژنهکردن،وانحلالگرمايیخردهھایسنگنفتزا)ِشيلنفتی(بهدستمیآيد.بيشتر منابع نفت شيل در ايالت کلرادو ايالات متحده آمريکا واقع شده، که دارای منابعی بالغ بر ٣٫٣ تريليون تن است. زمانی استفاده از نفت شيل مقرون به صرفه خواھد بود که قيمت نفت بالا باشد و فناوری لازم برای استخراج آن ممکن باشد.

8
سياستهاي مالي ايالات متحده در سال 2018 بحران ارز را در ونزوئلا عميقتر كرد. همانطور بخشي از اين سياستها به طور كلي در ساير مناطق امريكاي لاتين و بازارهاي نوظهور13 هم اثر منفي گذاشت. در سال 18- 2017 بانك مركزي امريكا سياست افزايش نرخ بهره را به اجرا گذاشت. از آنجايي كه ساير بانكهاي مركزي جهان به اقدامات بانك مركزي امريكا واكنش نشان ميدهند، نرخهاي جهاني نيز به همين ترتيب شروع به افزايش كرد. افزايش نرخ بهره در ايالات متحده موجب بالارفتن نرخ دلار امريكا شد و با افزايش دلار در سالهاي 19-2017 نرخ ارزهاي بازارهاي نوظهور كاهش يافت. اين هم دليلي ديگري براي سقوط ارز ونزوئلا در كنار ساير دلايل ذكر
شده است.
سقوط ارز يك كشور سريعاً به »فرار سرمايه« منجر ميشود. پول كمتر براي سرمايهگذاري هم به معني كاهش توليد و افزايش بيكاري است. بنابراين فروپاشي نرخ ارز، نه تنها تورم، بلكه ركود را نيز تشديد ميكند. براي جلوگيري از فرار سرمايه، اقتصادهاي نوظهور، نرخ بهره داخلي خود را افزايش مي دهند. اين كار به ركود منجر ميشود كه وضعيت امريكاي لاتين در كل سال 17-2018 را ميتوان مثال زد. در ونزوئلا، خروج سرمايه از سال 2016 بسيار چشمگير بود و ثروتمندان ونزوئلايي دلارهاي بيشتري را از كشور خارج كرده و به ميامي ميفرستاند
كه كمبود دلار را شديدتر ميكرد و باعث از دست رفتن ارزش بوليوار ميشد.
تحريمهاي امريكا عليه ساير كشورها، بانكها وشركتهاي آفشور تنها براي جلوگيري از دسترسي ونزوئلا به دلارها و سرمايه ذخيره شدهاش طراحي نشده است، بلكه همچنين كالاهاي واقعي مثل نفت و ساير محصولات كليدي را مورد هدف قرار داده است. اما يك وسيله ديگر هم وجود دارد كه امريكا با كمك آن جريان ورود و خروج كالاها از كشور را متوقف ميكند و باعث كمبود كالاهاي حياتي ميشود و اين وسيله يك سيستم بينالمللي پرداخت ارزي تحت نفوذ امريكا است كه سوئيفت14 نام دارد. اينجا جايي است كه بانكهاي امريكايي مبادلات و انتقال پول كالاها و خدمات را ساماندهي ميكنند و اين كار را با تبديل يك ارز به ارزي ديگر و انتقال وجوه از
بانكي به بانك ديگر در سراسر كشور انجام ميدهند.
ايالات متحده از دسترسي طبيعي ونزوئلا به سيستم سوئيفت جلوگيري ميكند و حتي اگر كشور ديگري هم بخواهد كالاهاي ونزوئلا را و يا نفت اين كشور را خريداري كند، يا بخواهد با بوليوار تبادل ارزي داشته باشد، سامانه سوئيفت تحت كنترل بانكهاي امريكايي از انجام اين كار ممانعت ميكند.
١٣بازارھای نوظھور به کشورھايی اطلاق میشود که ويژگیھايی از بازارھای توسعهيافته کشورھای صنعتی را دارند ولی شرايط لازم را برای قرار گرفتن در دسته کشورھای توسعهيافته ندارند مثل ھند، برزيل، ترکيه و…
١٤سوئيفت( به انگليسی )SWIFT :و بهطور کامل: جامعه جھانی ارتباطات مالی بين بانکی(به انگليسی Society for Worldwide Interbank : )Financial Telecommunicationانجمنی است که در ماه مه ١٩٧٣ ميلادی توسط ٢٣٩ بانک از پانزده کشور اروپايی و آمريکای شمالی
راهاندازی شد.

9
مخلص كلام
امپرياليسم مالي از دههها قبل عليه ونزوئلا توطئه ميچيد، اما حمله به ونزوئلا با بهرهگيري از اقدامات مالي اخيراً تشديد شده است. زيرا نومحافظهكاران و امپرياليستهاي ايالات متحده برنامههاي خود را براي راه اندازي يك حمله مستقيمتر براي تغيير رژيم شتاب بخشيدهاند. آنها اين برنامه را از طريق ابزار سياسياي كه حمله نظامي هم شاملش ميشود، پيش ميبرند. اقدامات مالي امريكا براي نابودي ارز ونزوئلا در اين جنگ اقتصاديِ در حال جريان، محوريت دارد. امپرياليسم اغلب با فتح نظامي و استعمار شناخته شده است. امپرياليسم قرن نوزدهمي بريتانيا و اروپا به اين شكل بود، اما امپراتوري آمريكا در قرن بيست و يكم به استعمار نيازي ندارد. يك نظام كارآمدتري براي مجبور ساختن اقتصاد ساير كشورها به ادغام مالي به وجود آمده كه كارش بيرون كشيدن ارزش و ثروت از ساير نقاط جهان است. امپراتوري امريكا در قرن بيست و يكم به طور رو به رشدي با شبكه عميقي از روابط مالي پيوند خورده كه تأمين كننده قدرت اقتصاديش با اهرمهاي مختلفي است و ميتواند هرگاه كه بخواهد نظر خود را به ساير كشورها تحميل كند و اگر اين ابزارهاي مالي و اقتصادي براي براندازي نيروهاي داخلي و حكومتي كه ميخواهد مسير مستقلي از روابط اقتصادي و سياسي با امريكا داشته باشد، ناكافي بود، پس از اينكه اقتصاد به اندازه كافي خراب شد، دولت مستقل، مورد حمله مستقيم بيشتري قرار ميگيرد. نمونه موردي امروز
كشور ونزوئلا است. امپرياليسم مالي راه را براي اقدامات سياسي و نظامي عليه ونزوئلا باز كرده است.
متن اصلي:
https://www.counterpunch.org/2019/03/05/financial-imperialism-the-case- /of-venezuela


دسته‌بندی شده در: سیاسی, سرتیتر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: