پیوند – در خدمت وحدت کمونیستهای ایران

سرمایه‌داری، بحران محیط زیست، و سوسیالیسم – زولتان زیگدی

سرمایه‌داری، بحران محیط زیست، و سوسیالیسم – زولتان زیگدی

در کنار جنون مصرف، میلیاردها نفر از جمعیت جهان فاقد حتا یک زندگی ابتدایی پایدار است. آنها در میان فقر، بیماری، مسکن، غذا و آب ناکافی به ندرت زنده میمانند. تا ابزارهای مادیرفع فلاکت تأسفآور، و غیرانسانی میلیاردها انسان مهیا نشده، پیشرفت و رشد باید الزامیباشد. محروم ساختن سنگدلانه آنها از آینده به دلیل خوار شمردن ابرمصرفگرایی، حقیر وخودخواهی است. کسانی که چنین آسان پیشرفت و رشد را محکوم میکنند بیشرمانه چشم خودرا بر نابرابریها طبقاتی، نژادی و ملی بسته اند.

umwelt5


منبع: مارکسیسملنینیسم امروز

نویسنده: زولتان زیگدی

تارنگاشت عدالت


«گفتارهای این کنفرانس، به تصریح یا که در مضمون، جملگی بر چهرهنمایی چپ در وجود یک استراتژیسیاسی متکی بر تجارب غنی و نیز ناکامیهای پیشین چپ ایران و جهان تأکید داشتند. استراتژی چپیمتمایز با دیروز خود و منعکس در راهبردی که در آن باورمندی به آزادی، پایبندی بر اصول دمکراسی، باچشمانداز سوسیالیستی و دفاع از محیط زیست تجلی مییابند.» (پیرامون استراتژی سیاسیبرداشتاز طرحها و مباحث کنفرانس «وحدت چپ») 


صد سال دیگر، بشر ممکن است سال ۲۰۱۴ را به مثابه سالی به یاد آورد که ما برای نخستین بار مطلعشدیم ممکن است لایه بزرگ یخ در غرب قطب جنوب را به طور برگشتناپذیر متزلزل کرده و موجب افزایش ۳متری سطح دریا شده باشیم.

در عینحال، سال ۲۰۱۵، زمانی که مطلع شدیم یخچال غولپیکر شرق قطب جنوب نیز به همان سرنوشتدچار شده و ممکن است سطح دریا را به همان اندازه بالاتر بیاورد، میتواند قوز بالا قوز باشد.

سکنه نیمکرۀ شمالی و به ویژه آمریکاییها باید در نظر بگیرند زمانی که قسمت تحتانی کره زمین مقدارعظیمی یخ از دست میدهد کسانی از ما که نزدیکتر به بخش فوقانی آن زندگی میکنند به علت قانونجاذبه بیشتر از باقی کرده زمین بالا آمدن سطح دریا را خواهند دید (واشنگتن پست، ۱۶ مارس ۲۰۱۵).

تازهترین یافتهها درباره تغییرات اقلیمی که در واشنگتن پست گزارش شد یک گام دیگر به سوی فاجعه محیطزیستی را نشان میدهد. بیفرهنگها، آخرالزمانیها، و دیگر تجلیلگران نادانی به کنار، مردم درک میکنندکه تخریب فزاینده کره زمین در کوتاهمدت درد و فراتر از آن فاجعه به بار خواهد آورد. زمانیکه انسان برروی کره زمین ظهور نمود، محیط زیست، شرایط اقلیمی، و دیگر  ویژگیهای جهان طبیعی موانع ظاهراًغیرقابل عبوری را برای بقاء نشان میدادند. ماقبل تاریخ و تاریخ اولیه انسان یک مبارزه ظریف برای ایجادمانع در برابر بلاهای طبیعی و تلاش نومیدانه برای بهرهبرداری از چیزهای اندکی بود که طبیعت ارايهمینمود.

نزدیک دویست هزار سال پس از پیدایش انسان اندیشهورز (هومو ساپینس) شرایط یک دور کامل زده است. بشریت ابزارهای غلبه بر طبیعت را (گرچه بسیار دور از یک شیوه انسانی)، اما با توجه بسیار کم بهپایداری پروژه انسانی پیدا کرده است.

امروز، گونه آسیبپذیر سایق جهان را به غیرقابل سکونت شدن برای خود تهدید میکند؛ یک نوع خودکشینابخردانه از سوی تنها گونهای که به درستی ادعا میکند دارای خرد است. برای آنهایی که مصمم هستنداز این مسیر خودکشی اجتناب نمایند، مشخص ساختن علت و یافتن راهحلها یک وظیفه عاجل است.

آیا «پیشرفت» و «رشد» دشمن است؟

در برخی محافل مُد است که علت بحران محیط زیستی را در شهوت ارضاء نشدنی برای «پیشرفت»- اصطلاحی که به همان اندازه موهوم است که نادقیققرار دهند. با نگاه به گذشته، به دهه ۱۹۶۰ و عصر«ضدفرهنگ»، بسیاری جهانی را تصور میکنند که مصرفگرایی و فتیش برای تازه برای همیشه به سودیک سبک زندگی ساده و ارزشهای روشنفکرانه، معنوی، هنری طرد شود. این تعهد به مصرف ساده و مهارخواستن بسیار تحسینبرانگیز است.

اما این به مثابه یک گزینه شخصی هر قدر تحسینبرانگیز باشد، یک سیاست اجتماعی شدیداً کوتهبینانهاست. مطمئناً، اقشار متوسط بالای کشورهای پیشرفته [و در حال پیشرفت مانند ایرانعدالت] میتوانند باخروج از رقابت دیوانهوار برای خانههای بزرگتر، خودروهای تجملیتر، و آخرین اسباببازیها الکترونیکیبه محیط زیست کمک کنند. بدون تردید، طلب دیوانهوار بیش‌‌تر و بهتر نه قابلتحسین است و نه پایدار. اما

ما پیش از آنکه پیشرفت یا رشد را محکوم کنیم باید توجه داشته باشیم که در رد پیشرفت و رشد چیزیبیشتر از مصرفگرایی بی حد و حصر در ایالات متحده و اروپا یا زیادهرویی مبتذل طبقات بالا در میاناست.

در کنار جنون مصرف، میلیاردها نفر از جمعیت جهان فاقد حتا یک زندگی ابتدایی پایدار است. آنها درمیان فقر، بیماری، مسکن، غذا و آب ناکافی به ندرت زنده میمانند. تا ابزارهای مادی رفع فلاکت تأسفآور،و غیرانسانی میلیاردها انسان مهیا نشده، پیشرفت و رشد باید الزامی باشد. محروم ساختن سنگدلانه آنهااز آینده به دلیل خوار شمردن ابرمصرفگرایی، حقیر و خودخواهی است. کسانی که چنین آسان پیشرفتو رشد را محکوم میکنند بیشرمانه چشم خود را بر نابرابریها طبقاتی، نژادی و ملی بسته اند.

 

راهحلها

راهحلهای آتی به شکلها و رنگهای گوناگون مطرح میشوند. راهحلهای فردی مفید و قابل دفاع هستند، بهاین شرط که محرومین را از فرصت دستیابی به استانداردهای زندگی مناسب و متناسب با استانداردهایزندگی مرفهترها محروم نکنند. به عنوان مثال، خواست عدم استفاده از وسايل خانگی ساخته شده باتکنولوژیهای غیرکارآمد به وسیله مردمی که به وسايل خانگی مدرن دسترسی ندارند هم غیرمنطقی و همناعادلانه است. فداکاری برابر در شرایط نابرابری اقتصادی گسترده نمیتواند راهحلی برای تخرب محیطزیست باشد. بازیافت، استفاده دوباره، و دیگر طرحهای شخصی گرچه لازم و مفید بوده، اما قادر نیستندگسترش جهانی و تمام شدن منابع را آهسته نمایند. راهحلهای فردی و شخصی نیز نمیتوانند منابع اصلیتخریب محیط زیستیعنی شرکتها و دولتها را خنثا نمایند.

راهحلهای متداول بر محوریت بازار و رویکردهای نظارتی بر بحران محیط زیست قرار دارند.

اکثر فعالین محیط زیست شکست محوریت بازار یا اقدامات نظارتی را به مثابه شکست اراده سیاسیمیبینند. آنها معتقدند که سیاستمداران و جنبشهای سیاسی هنوز به پیآمدهای شوم نادیده گرفتن بحرانمحیط زیست پی نبرده اند. این گرچه ممکن است درست باشد اما محدودیت شدید راه‌‌حلهای بازارمحور ونظارتی و غیرممکن بودن کارآیی آنها را در اقتصاد سرمایهداری جهانی نمیبینند.

غیبت اراده سیاسی به دلیل نادانی نیست، بلکه به این دلیل است که نظام سیاسی متعلق به سرمایهداراناست و از آنها تغذیه میشود. به علاوه،

اقتصاد جهانیکه عمدتاً یک اقتصاد سرمایهداری استاز منفعت و فقط منفعت نیرو میگیرد. و منفعتبا مبدل ساختن هر چیز مادی و غیرمادی به کالا ادامه و گسترش مییابد. منابع طبیعی، به مثابه یک کالا بهجز آنچه که به سودجویی مرتبط میشود هیچ ارزشی ندارند.

استثمار انسان و منابع طبیعیکار و ثروت طبیعتگندم آسیاب منفعت است. و سرمایهداری منفعت راپیش از طبیعت و پیش از مردم قرار میدهد. هم تاریخ و هم منطق انباشت و گسترش سرمایهداری ناگزیربودن اتلاف و نابودی را نشان میدهند.

فقط زمانی که تخریب طبیعت مانعی در برابر روند انباشت و گسترش منفعت باشد نظام سرمایهداری بهبحران پاسخ میگوید؛ دانشمندان محیط زیست به ما میگویند این خیلی دیر خواهد بود.

و این دقیقاً نکتهای است که نائومی کلاین در کتاب تازه خود به نام «این همه چیز را تغییر میدهد: سرمایهداری در برابر تغییرات اقلیمی»، مانند دیگر روایتهای گوناگون سوسیال دمکراتیک، چپنرم، کهنوعاً مبهم بوده، بین رد حلول نولیبرالی سرمایهداری و چیزی ناروشن نوسان میکنداما با جرأت بیشتریبر آن انگشت گذاشته است. اما، تفکر کنونی او بُرّاتر است، گرچه هنوز از تأیید یک نگرش منسجم ازسوسیالیسم فاصله دارد. او تصدیق میکند: «اما به این دلیل که این همه صبر کرده ایم، و اکنون بایدپخش گازها را آنقدر که به آن نیاز داریم کاهش دهیم، اکنون نه فقط با نولیبرالسم، بلکه با سرمایهداریکشمکش داریم، زیرا این ناگزیر بودن رشد را چالش مینماید. (نقل شده در «مانتلی ریویو»، یاداشتتحریریه، مارس ۲۰۱۵). «کلاین» به خاطر این وسیعاً به وسیله خوانندگان لیبرال خود که هنوز وفادارانه بهسرمایهداری چسبده اند، مورد انتقاد قرار گرفت.

تحریریه «مانتلی ریویو» نکتهبینانه اشاره میکند که «بحث کلاین اینجا انکارناپذیر است. مطمئناً، در انتقاداز نولیبرالیسم برای برچیدن ابزارهای لازم برای برخورد با تغییرات اقلیمی، او با زبردستی از این موضوعکه آیا سرمایهاری به مثابه یک نظام هرگز میتواند به طور جدی مشکل را تخفیف دهد، اجتناب مینماید.» (همانجا)

سرمایه نمیتواند مشکل را تخفیف دهد

تحریریه «مانتلی ریویو» یه طور متقاعدکننده استدلال مینماید:

«کلاین به اندازه کافی واقعبین و رادیکال است که به رسمت شناختن این ضرورت از جانب او، همراه باآمادگی او برای عمل برای آن، او و کل جنبش محیط زیست چپ را که او نمایندگی میکند در کشکمش باسرمایه به مثابه یک نظامو نه فقط با زهرآگینترین شکل نولیبرالی آن قرار میدهد. همانطور که اومیگوید این یک «بحث دو مرحلهای» است، و ما اکنون در مرحله دوم قرار داریم. اگر قرار است ما یکشانس منطقی برای نجات تمدن داشته باشیم از این فاکت نمیتوان فرار کرد که منطق انباشت سرمایه بایدکنار زده شود.» (همانجا)

برای اینکه «کل جنبش محیط زیست چپ» فراتر از راهحلهای فردی، پاسخهای بازارمحور، نظارت، ردنولیبرالیسم، و حتا سرمایهداری برود، جنبش باید هدف دیگری را تعریف کند و بپذیرد. آن هدف کدام است؟

تنها نظامی که در آن منافع وسیع بشریت جای منطق «منفعتپیش از همه» را بگیرد میتواند به پرسشپاسخ دهد. تنها نظامی که بتواند هرجومرج تولید و توزیع را با برنامهریزی ملی ریشهکن نماید میتواند یکپاسخ به شمار آید. تنها نظامی که بتواند با مالکیت عمومی آیندهنگر جای منافع کوتاهمدت فردی را بگیردمیتواند با بحران مقابله نماید. و تنها نظامی که نابرابریهای افراطی موجود همراه با سرمایهداری وامپریالیسم را از میان بردارد میتواند به نیاز ما برای آوردن عدالت اجتماعی برای محرومین تحقق بخشد.

 

علیرغم تردید بخش عمده چپ از به زبان آوردن کلمه، پاسخ بسیار ساده است: سوسیالیسم.

فیل نادیدهدر اتاق

چیزی که از جنبش محیط زیست، از جمله «جنبش محیط زیست چپ» غایب است نقش امپریالیسم در دامنزدن به بحران محیط زیست است. به گفته ویکیپدیا: «وزارت دفاع ایالات متحده به تنهایی یکی ازبزرگترین مصرفکنندگان انرژی در جهان است، و ۹۳ درصد کل مصرف سوخت ایالات متحده را در سال۲۰۰۷ داشته استدر سال مالی ۲۰۰۶، وزارت دفاع تقریباً ۳۰ هزا گیگاوات ساعت برق، به قیمت تقریباً۲٫۲ میلیارد دلار مصرف کرد. برق مصرفی وزارت دفاع میتواند برق کافی برای بیش از ۲٫۶ میلیون خانهآمریکایی را تأمین کند. در مصرف برق، وزارت دفاع اگر یک کشور بود، با اندک مصرفی کمتر از دانمارکو بیشتر از سوریه در رده ۵۸ قرار میگرفت (کتاب فاکت جهان «سیا»، ۲۰۰۶). وزارت دفاع سالانه ۴میلیارد و ۶۰۰میلیون گالن سوخت، به طور متوسط ۱۲میلیون و ۶۹۹ هزار گالن آمریکایی در روز، مصرفمیکند

به این کل برق و سوخت مورد مصرف باقی ناتو، ژاپن، روسیه، جمهوری خلق چین و همچنین متخاصمانیکه پیوسته با امپریالیسم در جنگ هستد را اضافه کنید و شما میزان اتلاف بیحساب و از نظر اجتماعیغیرلازم منابع طبیعی و نابودی زیست بوم را در دست دارید.

صدها پایگاه نظامیقرارگاههای امپریالیسم را که منابع را به جای حفاظت از محیط زیست صرف جنگمیکنند در نظر بگیرید.

به این کل آلودگی بیپایان، نابودی طبیعت و ساختارهای ساخت انسان، آلودگی زمین و آب و غیره را که بااستفاده بیپایان از سلاحهای مخرب همراه است، اضافه کنید.

تأثیرات کامل نظامیگری و تجاوز امپریالیستی در تصور نمیگنجد.

پنتاگون تخمین میزند که تولید و نگهداری تنها یکی از سامانههای تسلیحاتی، اف۳۵، به حدود سهچهارمتریلیون دلار کاهش یافته استیک هزینه عظیم ناگفته مانده برای محیط زیست.

متأسفانه، بسیاری از فعالین محیط زیست بیشتر به آسیب ناشی از ریختن زباله در محیط نگران هستند تاخطر عظیمی که طرح امپریالیستی و جنگ بیپایان برای محیط زیست دارد. پیوستن به جنبشضدامپریالیستی و ضدجنگ، مبارزه برای پایان دادن به امپریالیسم، از کل نوشداروهای لیبرالی و سوسیالدمکراتیکی که در حال حاضر بر بحث در جنبش محیط زیست غالب است بالقوه یک شیوه مؤثرتر برای التیامزخمهای محیط زیست استپریوس [خودرو برقی ساخت تویوتا] آری، پهپادهای شکارکننده، نه.

جنبش محیط زیست، در روند بلوغ خود، باید گزینه سوسیالیستی را بپذیرد. جنبش محیط زیست باید با عزمثابت علیه امپریالیسم و خطر آن برای محیط زیست بایستد. هیچ موضع دیگری نمیتواند جلوی مارش«تمدن» به سوی نابودی خود را بگیرد. جانبداری رزمنده اصیل از محیط زیست با مشارکت برایسوسیالیسم و علیه امپریالیسم میآید.

دسته‌بندی شده در: بین المللی, سرتیتر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: