پیوند – در خدمت وحدت کمونیستهای ایران

کشتار مردم ونزوئلا با سلاح تحریم بخاطر نفت – حسین بهادری

images-=

کشتار مردم ونزوئلا با سلاح تحریم

بخاطر نفت حسین بهادری

اوائل قرن بیستم در ونزوئلا نفت کشف شد. امریکا برای تصاحب طلای سیاه عوامل خود را در راس شرکت های نفتی به این کشور روانه کرد و توانست با برگماردن دست نشانده گان خود بر مسند قدرت کنترل اقتصادی، سیاسی ونزوئلا را بدست بگیرد. سرمایه داری امریکا برای پیاده کردن سیاست استعماری در جامعه ونزوئلا اقدام به تاسیس موسسات فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی از قبیل روزنامه انگلیسی‌زبان، مرکز فرهنگی آمریکایی، مدارس دوملیتی، برنامه‌های آموزش زبان انگلیسی، سازمان‌های پیشاهنگی دختران و پسران، اتحادیه مسیحی مردان جوان(YMCA) و اتاق بازرگانی ونزوئلا و آمریکا که کارش فقط و فقط واردات کالا و خدمات مورد نیاز از آمریکا به ونزوئلا بود؛ کرد.

برای مشخص کردن سیاست استعماری امریکا در امریکای لاتین ضرورت دارد به جنبه های تاریخی عوامل تاثیر گذار و شرایط مشابه مختلف برخورد کنیم.

از قرن‌ ۱۹ این ایالات متحده بود که تصمیم می‌گرفت چه کسی باید در کشورهای آمریکای لاتین حکومت کند. اساس این سیاست را «دکترین مونرو» تشکیل می‌داد که به نام رییس‌جمهور وقت «جیمز مونرو» (۱۸۱۷ تا ۱۸۲۵) شهرت یافت. از این منظر امپریالیسم امریکا بر اساس «دکترین مونرو» از قرن ۱۹ کشورهای امریکای لاتین را جزء حیاط خلوت خود حساب می کند و مانع نفوذ دیگر کشور ها در امریکای لاتین می شود.

برای درک عمیق تر سیاست مداخلگرانه آمریکا نه تنها در امریکای لاتین بلکه در افریقا، آسیا بویژه در خاورمیانه بررسی رابطه تاریخی «دلار نفتی» و «تحریم های اقتصادی به مثابه دومین سلاح کشتار دسته جمعی امریکا» ضرورت دارد:

تا قبل از قرن بیستم پشتوانه پول طلا بود. در نتیجه واگذاری وام به کشورها رابطه مستقیم با ذخیره طلا منبع وام دهنده ( بانک ها و کشورها) داشت. تا اینکه نیکسون رئیس جمهور وقت امریکا در سال ۱۹۷۱ تصمیم گرفت وابستگی دلار آمریکا به طلا را لغو کند.

بدنبال این تصمیم نیکسون، آمریکا و عربستان سعودی توافق نامه ای تحت عنوان«فروش نفت به دلار» را منعقد کردند. این توافق، عربستان را متعهد میکرد که نفت خود را فقط به دلار فروخته و درآمدهای نفتی اش را به بانک‌ها و موسسات مالی آمریکایی بسپارد. در مقابل آمریکا متعهد شد که از حاکمیت خانواده «ال سعود» بر عربستان حمایت مستقیم کند.

بعد از تثبیت فروش نفت با دلار سود آورترین صادرات آمریکا دلار شد و مسیر تاریخ تغییر یافت. پیامد اصلی این تغییر چنین شد که اگرهر کشوری، ارزش و جایگاه این مهمترین کالای صادراتی آمریکا را تهدید کند، با تحریم مواجه بشود. در این راستا و ادامه چنین سیاست اقتصادی بود که سه جنگ امپریالیستی معاصر عراق، لیبی وسوریه به خاطر تسلط برمنابع نفت و گاز خاورمیانه و افریقا صورت گرفت.

سابقه تاریخی تحریم ها

امپریالیسم امریکا بعد از تصرف کویت توسط عراق درسال ۲۰۰۱با مطرح کردن دوباره مصوبه سال ۱۹۴۸سازمان ملل مبنی برمنع استفاده از«سلاح کشتار جمعی»، اعلام کرد که رژیم عراق سلاح های کشتار جمعی در اختیار دارد. درصورتیکه آمریکا در همان زمان می دانست، تنها سلاح هایی که رژیم عراق در اختیار دارد، نه سلاح اتمی، بلکه ته مانده ی سلاح های شیمیایی و بیولوژیکی ست که امریکا و آلمان سال ۱۹۹۱ در اختیار رژیم بعثی عراق،  برای جنگ علیه ایران و کردهای عراق در اختیارش قرار داده اند، می باشد. تنها دلیل واقعی تحریم و حمله نظامی آمریکا به رژیم صدام حسین، این واقعیت بود که او(صدام حسین) تصمیم گرفته بود که معامله نفتی عراق را با ارز های دیگری بویژه با «یورو»  و نه با «دلار» مبادله کند. در اینجا باید یادآورشد، بر اساس آمار سازمان ملل در اثر تحریم های غیرانسانی آمریکا در عراق یک میلیون و هفتصد هزار نفر جان خود را از دست دادند که نیم میلیون نفر از آنها را کودک بودند. (برای درک بیشتر عمق این فاجعه بشری به خاطر بیاوریم که دربمباران اتمی ژاپن توسط آمریکا یکصد و چهل هزار نفر کشته شدند!(

کشور دیگری که به خاطر نفت ویران شد لیبی بود. بزرگترین گناه قذافی در این بود که مصمم بود معاملات نفتی را بدون دلار انجام دهد، و واحد پولی جدیدی که اعتبار مالی اش را از طلا می گرفت را جایگزین ارزهای ناتوان کشورهای آفریقا ی کند. (برای اطلاعات بیشتر به مقاله – چرا قذافی باید کشته می شد- نقش فرانسه در جنگ علیه لیبی نوشته پروفسور دکتر ورنر رووف ترجمه و تلخیص از الف. میم. مراجعه کنید)
انجام معاملات نفتی با یک واحد پولی آفریقائی بجای دلار می توانست برای اقتصاد امریکا و سیستم «دلار نفتی» نتایج ویران کننده و خطرناکی داشته باشد.
به همین علت «کلینتون» با امضای قانون تحریم ها علیه عراق و لیبی به اقتصاد و جامعه این کشورها ضربه نابود کننده ای زد.

تحریم اقتصادی این کشورها، باعث محدودیت شدید در صادرات نفت ، کاهش دسترسی به پول نقد و در ادامه آن  محدودیت جدی در ارائه مواد غذایی و دارو در این کشور ها به مردم بوده، در نتیجه به جرات می توان گفت، سیاست تحریم های آمریکا علیه کشورها جهان، چیزی نیست، بجز قتل عام مردم و تروریسم اقتصادی. در حقیقت تحریم های آمریکا یک سلاح کشتار جمعی که نابود کننده تر از بمباران اتمی هیروشیما ست.

«چاوز» در جریان تجاوز نظامی غرب به لیبی گفت: «آنها فقط  بدنبال نفت لیبی هستند و جان مردم برایشان پشیزی ارزش ندارد» و در همین ارتباط است که اخیرا گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد «آلفرد ده زایاس» در مورد حقوق بشر، چند ی پیش از دیوان عالی بین المللی درخواست کرد که تحریم ها (آمریکا و متحدانش) علیه ونزوئلا را به عنوان «جنایت علیه بشریت» مورد تحقیق و بررسی قرار دهند.

سابقه تاریخی استعمار امریکا لاتین

در قرن ۱۵ تمامی سرزمین های آمریکای لاتین یا همان آمریکای جنوبی توسط دوقدرت استعماری اسپانیا و پرتقال اشغال شد که برای مردم بومی  بیش از شصت میلیون قربا نی بجا گذاشت و کلیه بافت های اقتصادی و اجتماعی آنها  با خشونت غیر قابل تصوری  نابود شد.

در سال ۱۸۲۳  امریکا براساس سیاست «دکترین مونرو»  (Monroe-Doktrin) تحت عنوان آمریکا برای آمریکائی ها قوانینی را بر قاره آمریکا تحمیل کرد که در هر شرایطی میتوانست در امور کشورهای این قاره دخالت کرده، رژیم ها را عوض کند و حتی مرزهای رسمی کشورها را تغییر دهد.  این روند ادامه داشت تا اینکه بین سال های ۱۹۵۳تا ۱۹۵۹ مردم کوبا در نتیجه مبارزات پیگیرانه به سلطه امریکا در کوبا خاتمه دادند. شکست امریکا در کوبا تاثیر زیادی در بیداری مردم زحمتکش امریکا لاتین  گذاشت.

مبارزات استقلال طلبانه ی مردم ونزوئلا از سال ۱۸۱۶ علیه اسپانیا  شروع شد. درسال۱۸۲۵ مردم ونزوئلا تحت رهبری  «سیمون بولیوار» ارتش اسپانیا را شکست داده و استقلال خود را بازیافتند . با خلاص شدن مکزیک از زیر یوغ فاشیست های اسپانیا زمینه آزادی و مستقل شدن دیگر کشورهای آمریکای لاتین فراهم شد.

ونزوئلا و مکزیک گذشته از تاریخ مبارزاتی مشترک برای استقلا ل، نقش تعیین کننده ای در بیداری مردم امریکای لاتین داشته اند و دارند. درست از این منظر همیشه به عناوین مختلف به غضب امپریالیسم امریکا گرفتار شده اند. از زمانی که نفت در این کشورها  کشف شد، آمریکا آنها را بحال خود رها نکرد و فشار بر دولت و مردم این کشورها را روز به روز  بیشترمی کند.

امروز این حقیقت که در ونزوئلا هدف آمریکا نفت است و نه دمکراسی را تنها آن گروه از نیروها و افراد  باور می‌کنند که اخبارو رویدادهای ونزوئلا را، بدون توجه به سابقه تاریخی سیاست دخالتگرانه امریکا در این کشور را از رسانه ها سرمایه داری برای پخش دورغ پردازیهای  امریکا و متحدانش را دنبال می کنند.
اصرار آمریکا برای تسلط بر ونزوئلا به خاطر منابع سرشار نفت، معادن طلا، آهن، مس وغیره، موقعیت جغرافیایی و سوق الجیشی این کشور به مثابه مرکز ارتباطی بین آمریکای مرکزی و جزایر کارائیب است.
تاریخ آمریکای لاتین نشان داده که تسلط  بر ونزوئلا برابر است با تسلط  بر آمریکای مرکزی و جنوبی.
امریکایی ها از زمانی که انقلاب «بولیواری» به رهبری چاوز بر دولت دست نشانده امریکا پیروز شد، همیشه تلاش کرده‌اند با کمک دولت مردان خود فروخته  و افراد اجیر شده از طریق «کودتا نظامی» و یا «شورش های خیابانی» دولت سوسیالیست حاکم بر ونزوئلا را سرنگون کنند.

تا قبل از بکار گیری تحریم های آمریکا، دولت چاوز توانسته بود نابرابری و فقر را کاهش دهد و حقوق بازنشستگی را بالا ببرد. از طریق درآمد فروش نفت، پروژه های اجتماعی مانند، بیمه درمانی مجانی، آموزش رایگان همگانی، شبکه غذائی ارزان و انبوه سازی مسکن برای کارگران و زحمتکشان را عملی  کند. اقدامات چاوز بمذاق امپریالیست ها خوش نه امد. تحریم ها به مثابه دومین کالای صادراتی امریکا عملا از سال ۱۹۹۸ با هدف سرنگونی دولت قانونی ونزوئلا شروع شد و  از سال ۲۰۱۲ شدت گرفت. طی ۵سال(۲۰۱۲-۲۰۱۷) درآمد سرانه افراد در ونزوئلا بدلیل تحریم ها بیش از ۵۰%   کاهش یافته است.

پیآمد ۵ سال تحریم  این بود که میلیونها نفر از مردم ونزوئلا به دلیل کمبود مایحتاج اولیه زندگی، اعم از مواد غذائی و داروئی  مجبور به ترک میهنشان شدند.

در سپتامبر ۲۰۱۷ حکومت ونزوئلا برای تامین ارز خارجی تصمیم گرفت، نفت خود را به یوان بفروشد. بدنبال این تصمیم، «دونالد ترامپ» فرمان تشدید تحریم های فلج کننده ونزوئلا را امضا کرد. سپس خزانه داری امریکا ۷ میلیارد دلار از درآمدهای نفتی شرکت نفت ونزوئلا را در امریکا بالا کشید. انگلستان ۸ میلیارد ذخایر طلای ونزوئلا را مسدود و درخواست دولت «مادورو» را برای انتقال ۲،۱میلیارد طلای ونزوئلا رد کرد. در این ارتباط  «جان بولتون» اعلام کرده است که تمام گزینه ها روی میز است.
بدنبال موضع گیری کاخ سفید رسانه‌های آمریکایی  که بدون شک جزو فاسد ترین موسسات این کشورند، وقتی نوبت راه انداختن سیاست های مداخلگرانه برای دستیابی به نفت برسد همه آنها یک صدا نغمه های شوم را به صدا در می آوردند. همانطور که ازسال ۲۰۰۱ فاکس نیوز، سی ان ان و نیویورک تایمز همه یکصدا مردم آمریکا را برای حمله به عراق تحریک کردند، همین برنامه را در مورد ونزوئلا هم به جلو میبرند.
«دمکراسی» و «آزادی» همیشه بهانه ی امپریالیست ها برای غارت نفت و ثروت ملی دیگرکشورها بوده و رسانه‌ های غربی نیز همواره در خدمت این هدف بوده اند.

امروز ونزوئلا  نمونه خیلی مشخصی است كه چگونه امپریالیسم امریكا با بکارگیری اهرمهای مالی می تواند مردم کشوری را به گروگان بگیرد، تا دولتی را که جرئت کرده موقعیت دلار را بخطر اندازد و یا مسیر مستقلی را در پیش بگیرد سرنگون کند.
در جهانی كه سرمایه داری آمریكا هژمونی مسلط دارد، دلار به عنوان ارز جهانی تجارت و همچنین ارز ذخایر بانكی استفاده میشود. امریكا این امکان را دارد با دستکاری در شبکه مالی بین المللی، ارزش پول یک کشور را بشدت پائین آورد. نتیجه سقوط آزاد پول ملی یک کشور یعنی بالا رفتن قیمت كالاهای وارداتی به ویژه مواد غذائی و درمانی آنچه که امروز ما در در کشورهای تحریم شده بروشنی شاهد این روند هستیم. افزایش قیمت مایحتاج مردم، صعود تورم، پائین آمدن قدرت خرید مردم به ویژه طبقه کارگر و حقوق بگیران و رشد میزان بیکاری نتیجه مستقیم تحریم است. همه این فاکتورها پیش در آمد فروپاشی اقتصادی کشور، رشد نارضایتی عمومی، بیکاری و شدت گرفتن اعتراضات و شورش های کور برای دخالت به اصطلاح انسان دوستانه برای گماردن دست نشانده گان برمسند قدرت سیاسی است.
بعد از تشدید تحرم ها و مسدود کردن منابع مالی ونزوئلا که به ویژه منجر به کمبود موادغذائی و داروئی شد، اپوزیسیون مخالف دولت قانونی با پشتیبانی مالی امریکا بر دامنه تظاهرات و خشونت های خیابانی  افزود. فشاربر «مادورو» افزایش یافت و بحران ونزوئلا وارد مرحله تازه ائی شد . امریکا برای برکنار کردن «مادور» از قدرت در مرحله اول با زدن انواع اتهامات ساختگی به کوبا، چین و روسیه در رسانه های سرمایه داری فشار بر دولت قانونی ونزوئلا را افزایش داد. هدف امریکا از ربط دادن چین، روسیه بویژه کوبا را به مسائل داخلی «ونزوئلا» قطع ارتباطات ونزوئلا با متحدین خود بویژه با کوبا و بعد ساقط کردن هر دو نظام انقلابی در امریکای لاتین است. گام بعدی برنامه های امریکا برای سرنگونی دولت قانونی «مادورو» را «خوان گوایدو» در بیست و سوم ژانویه به اشاره امریکا برداشت. او اعلام کرد زمان بدست گرفتن استقلال مان فرا رسیده و خود را رئیس جمهور موقت نامید. «خوان گوایدو» از سوی «ترامپ» به عنوان رئیس جمهور به رسمیت شناخته شد. ترامپ بلافاصله «الیوت آبرامز» را به عنوان مامور ویژه برای عملیات در ونزوئلا انتصاب کرد، فردی که طراح قتل عام ارتش آمریکا در السالوادور بود. تیم  «آبرامز» با مشارکت «جان بولتون» در۳۰ اپریل دست به کودتا زد. اما دولت «مادورو» توطئه کودتا را شکست داد.

در کلام آخر می توان علل تمرکز امریکا را برای به قدر ت رساندن «خوان گوایدو»، و شکست کودتا ۳۰آپریل و برنامه های تجاوزگرانه امپریالیسم امریکا در ونزوئلا را در چند نکته بیان کرد:

الفعلل تمرکز امریکا برای تسلط بر ونزوئلا:۱- وجود ذخایر نفتی بالغ بر  ۳۰۰ میلیارد بشکه) این مقدار ذخایر۵۰ میلیارد بشکه بیشتر از ذخایر موجود درعربستان و برابر با مجموع ذخایر نفتی کشورهای کویت، عراق  و امارات متحده عربی است) بعلاوه معادن طلا، آهن،مس و…۲- موقعیت سوق الجشی ونزوئلا  به مثابه مرکز ارتباطی بین آمریکای مرکزی و جزایر کارائیب . ۳- مخالفت ونزوئلا از زمان انقلاب بولیواری به رهبری چاوز با سیاست های استعماری منطقه ای و جهانی آمریکا. ۴- کمک به کوبا و نیکاراگوئه

ب علل شکست کودتا و برنامه های امریکا : ۱- حمایت بیش از ۴۰ هزار شوراهای محلی و بیش از ۳ هزار کمیته شهری از حکومت سوسیالیست ها.  ۲ – پشتیبانی اکثریت کارگران و زحمتکشان از دولت مادورو و مخالفت با دخالت خارجی.  ۳- پشتیبانی همه جانبه حزب کمونیست ونزوئلا از دولت قانونی مادورو.  ۴- مخالفت اکثریت مردم ونزوئلا با دخالت امریکا  و حمایت از مذاکره  دولت با مخالفان . ۵-حمایت نیروهای سیاسی و اجتماعی آمریکای لاتین از مبارزات و ایستادگی مردم ونزوئلا در برابر تهدیدهای جنگی امپریالیست ها. ۶- حمایت اکثریت زحمتکشان از اقدامات عمیق و وسیع اجتماعی دولت سوسیاست ها برای مثال ( ساخت مدارس و بیمارستان ها، آموزش و پرورش و مراقبت های بهداشتی مجانی، ساخت مسکن به ویژه برای کاگران و زحمتکشان، افزایش حقوق بازنشتگان و… که ۱۸۰ درجه با سیاست های اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی نئوکانها در کشورهای امریکا لاتین تفاوت اساسی دارد. ۷- همبستگی انترناسیونالیستی وایجاد بریگاد بین‌المللی جوانان «چه گوارا» و ورود جوانان رزمنده از سراسر جهان به جمهوری بولیواری ونزوئلا ، برای دفاع از ونزوئلا در برابر سلطه جوئی امپریالیستی، و  دفاع از حق تعیین سرنوشت مردم ونزوئلا.

با توجه به آنچه که گفته شد، مطمئنآ با پیروزی طبقه کارگر و نیروی های ترقی خواه و استقلال طلب ونزوئلا بر مزدوران داخلی و مداخلگران امریکائی و اروپائی باردگر نه تنها دوران شکوفائی ونزوئلا شروع خواهد شد بلکه بدون شک این پیروزی تاثیر انکار ناپذیری در رشد مبارزات طبقه کاگر و مردم کشورهای امریکای لاتین علیه دخالتگری امپریالیسم امریکا خواهد داشت.

 

 

دسته‌بندی شده در: بین المللی, سرتیتر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: