پیوند – در خدمت وحدت کمونیستهای ایران

وقتی نیروهای چپ در صحنه نیستند … بخش ششم

فصل ۶ از بخش نخست کتاب «وقتی نیروهای چپ در صحنه نیستند» با عنوان: «عراق، لیبی، سوریه: ویرانی پس از ویرانی»

در کتابخانۀ «عدالت» منتشر شد.

۶. عراق، لیبی، سوریه: ویرانی پس از ویرانی
پس از این‌که عملیات طرابلس به پایان رسید، غرب و شاه‌نشینان حومه خلیج کمک به اسلام‌گرایان لیبیایی را عهدهدار شدند. اکنون آن‌ها قادر بودند با سوریه، کشوری را بی‌ثبات کنند که با هجوم چندین و چند هزار شبه‌نظامی مسلح روبه‌رو شده بود و در چنگال جنگی قرار گرفته بود که بی‌ملاحظه از خسارت از هر دو سو غوغا می‌کرد.
باز اینجا هم تجاوزگران خود را مدافع و پاسدار اخلاق جا زدند ولی با این‌حال گوشه‌هایی از حقیقت از سوی دوستان استراتژی و ژئوپلیتیک آشکار شد. در تابستان ۲۰۱۳ یک کارشناس امور سیاسی مشهور آمریکایی در اعلام جرم از رژیم سوریه رفتار شورشیان را هم زیاد پسندیده و مثبت تعریف نکرد:
«سلفی‌های متعصب به شیوه طالبان و سنی‌های متدین مضروب می‌کنند و یا می‌کشند، صرفاً به خاطر این‌که آن‌ها از البسه‌ای که برایشان بیگانه است، اقتباس نمی‌کنند؛ سنی‌های افراطی که در حال قتل‌عام علویون و یا مسیحیان به خاطر اعتقاد مذهبی آن‌ها هستند (…). اگر روزی پیروز شوند، سوری‌های غیرسنی باید منتظر تبعید اجتماعی و در بدترین حالت یک کشتار واقعی باشند.»

آیا چنین تحلیل وحشتناکی فراخوانی برای جلوگیری از وقوع خطر بود؟ اصلاً و ابداً:
در اینجا تنها خروجی موجود یک پات درازمدت است که خطری برای منافع آمریکا ندارد (…). تنها یک راه خروج وجود دارد که برای ایالات متحده بسیار مناسب است و آن برقراری تعادل برای مدتی نامعلوم است. از این طریق که ارتش اسد و هم‌پیمانانش (ایران و حزب‌ﷲ) در جنگ علیه جنگجويان افراطی هم‌پیمان القاعده گرفتار شوند. در آن‌صورت چهار دشمن  واشنگتن در جنگی علیه یکدیگر مشغول خواهند شد و نهایتاً قادر نخواهند بود به آمریکا و هم‌پیمانانش حمله کنند.

دنیای بورژوازی و کشوری که در رأس آن قرار دارد توانست خیلی بیش‌تر از این وضعیت غم‌انگيز که به شکل تغییرناپذیری بین «بربرها» برقرار است، بهره‌مند شود!

حتی یک سال و نیم بعد از آن نیز «اولاند» هنوز روی بمباران سوریه تأکید داشت. جنگنده‌های فرانسوی «رافائل» آماده بودند که مأموریت خویش را آغاز کنند: جنگ «درضمن تبلیغ خوبی برای بمب‌افکن‌های (آن‌ها) بود که در جهان خیلی سخت به فروش می‌رفت.» اکنون این امکان دیگر موجود نیست ولی مطمئناً موقعیت‌های دیگری فراهم خواهد شد.

در واقع تعداد کسانی که از عراق به سوریه مهاجرت می‌کنند از عراقی‌هایی که به میهن خود بازمی‌گردند، بیش‌تر است

مردم عراق تنها به خاطر این‌که جنگی را که هنوز ادامه داشت پشت سر بگذارند دست به مهاجرت نمی‌زدند، بلکه همین‌طور به این خاطر که نمی‌توانستند بیش از این در کشوری که در اثر ارتشاء و بی‌لیاقتی دستگاه اداری ویران شده بود، تاب بیاورند. آری، «سوریه کشوری محسوب می‌شود که بهتر می‌توان در آن زندگی کرد.» پاسخ مردم عراق  به سؤال «اینترناشنال هارالد تریبیون» ساده و روشن بود. آن‌ها در رابطه با سوریه می‌گفتند: «زندگی در آنجا زیباست و زنان سوری نیز زیباترند» (علاوه برآن، حجاب اجباری نیست). «به هر حال آنجا یک چیز مهم وجود دارد و آن آزادی و امنیت در همه جاست.» از این‌رو بود که «به خاطر تعطیلات تابستانی تعداد افرادی که عراق را به سوی سوریه ترک می‌کردند، افزایش پیدا کرده بود.» برعکس، موج کسانی که امروز از سوریه فرار می‌کنند، بسیار عظیم است…

از سال ۱۹۸۹ که به سال رحمت شهرت پیدا کرد، پاناما و عراق و یوگسلاوی و لیبی و سوریه به جنگ کشیده شدند. رومرکز (Epicenter) این مناقشات خاورمیانه است که غرب وعده می‌دهد، می‌خواهد آنجا تمدن و دمکراسی و صلح برقرار سازد. پس از صدها هزار کشته و میلیون‌ها زخمی و فراری و مهاجر، بالاخره حقیقت آشکار می‌شود. مسأله تنها ویرانی‌های هولناک مادی نیست. به مناسبت جنگ اول و دوم خلیج (۱۹۹۱ و ۲۰۰۳) شیعیان عراقی به سرنگونی سنی‌های مورد حمایت صدام حسین فراخوانده شدند و سپس با در نظر داشتن شیعیان ایرانی و هم‌پیمانان احتمالی آن، سنی‌ها فراخوانده شدند علیه شیعیان عراقی و به ویژه سوری اسلحه به دست گیرند. جنگجویان بی‌رحمِ سنیِ خلافت که مدت‌ها تشویق و ترغیب می‌شدند امروز در عراق و به ویژه کردستان تجزیه‌طلب به شدت زیر ضربه قرار گرفته اند.

در خاورمیانه، غرب در مبارزه علیه دولت‌های لائیکی که (پس از پایان جنگ جهانی دوم) به دنبال انقلاب‌های ضداستعماری پدید آمده بودند و یا علیه جنبش‌های رهایی‌بخشی ضدغربی که دارای مواضع لائیک بودند همواره از نیروهای اصولگرا و مذهبی حمایت کرد. در عراق، در لیبی، در سوریه و فلسطین که در گذشته اسرائیل در مقابل جنبش آزادی‌بخش فلسطین به رهبری عرفات از حماس پشتیبانی کرد، ویرانی و مرگی که به دنبال این رفتار به جای ماند بسیار قابل توجه است. کشورهایی چون عراق و لیبی و سوریه اکنون با انحلال دولت-ملت مستقل و یکپارچه روبه‌رو هستند، در حالی‌که استقرار یک دولت-ملت برای خلق شهیدپرور فلسطینی که سرزمینش روزبه‌روز کوچک‌تر می‌شود و قطعه قطعه می‌گردد، بعید به نظر می‌رسد. ولی بدتر از این هم هست. در خاورمیانه آتش جنگ داخلی بین مذهبیون و لائیک‌ها و در چارچوب مذهب بین اسلام و مسیحیت و در چارچوب اسلام بین شیعیان و اهل سنت برافروخته شده است. در نتیجۀ آن، کشور عراق و سوریه با اشغال بخشی از کشور به وسيلۀ نیروهای القاعده، که از طرف عربستان سعودی (که همیشه و تحت هر شرطی در پیمان با غرب قرار دارد) تأمین مالی و تجهیز نظامی می‌شوند، خود را مواجه می‌بینند. شیوه برخورد این گروه را می‌توان به خوبی از نمونه‌ای که در مقاله «اینترناشنال هارالد تریبیون» آمده بود، دریافت. از یکی از رهبران القاعده در رابطه با اجساد خونین کودکانی که ظاهراً به قتل رسیده و در خاک افتاده بودند سؤال شد. پاسخ او بسیار ساده بود: «آن‌ها مسلمان نبودند!»

بخش سوم ،چهارم و پنجم این نوشته قبلأ در تیرماه ( یولی) در پیوند منتشر شده است

 

دسته‌بندی شده در: سياسى, سرتیتر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: