پیوند – در خدمت وحدت کمونیستهای ایران

فریاد واپسین توفنده ست!

از چنین شدِ  برگ ریزِ پاییز

خاک خونین  چه بگوید ؟

از چنان آه  سوگوارانه

که هوای مسموم را می شکافد

کدام برقابرق شمشیر را

تابِ  هماورد است؟

مادران بنشسته به سفره‌ی عزا

گل های پرپر را

از میدان جنگ نابرابر

در خاک نشاندند

این همه خاک خونین

از میدان ژاله

تا میدان های بزرگ در همه ی سال ها

در همه ی شهر ها

و خاورانی که هنوز فریاد است 

و فریاد واپسین بسیاران

که

توفنده ست حسین اکبریسه‌شنبه 26 آذر‌ماه سال 1398

«دریا» دو شعر از: زهره مهرجو

meer darya

«دریا»

دو شعر اززهره مهرجو


دریافت مطلب از اینجا

دسته‌بندی شده در: سرتیتر, عمومی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: