پیوند – در خدمت وحدت کمونیستهای ایران

سرمایه‌داری و غارت -۳ (پایانی)

سرمایه‌داری و غارت – ۳ (پایانی)

سلب مالکیت از زمین، نیروی کار، زندگی مادی

نوشتهجان بلامی فاستر، بِرِت کلارک، هانا هولمن نقل ازمانتلی ریویو ترجمهسامان ویژهدسامبر ۲۰۱۹


سرمایه‌داری و غارت – ۱

سرمایه‌داری و غارت – ۲


سلب مالکیت توده مردم از خاک ، پایه و اساس شیوه تولید سرمایه‌داری را تشکیل می دهد. –کارل مارکس۱

یادداشت مترجمنظام سرمایه‌داری که از بدو پیدایش بحران‌ها و خسارات هنگفتی را علیه بشریت، محیط زیست و کره زمین به بارآورده، دوران‌های خونینی را در اشکال مختلف بومی پیش از استعمار، استعمار کهن و تسخیر مستعمرات، استعمار نو، و جهان گلوبال و تحت عناوین ایدئولوزیک آزادی‌خواهی، دموکراسی‌خواهی، نوع‌ دوستی و بشر‌خواهی، ناسیونالیسم لیبرال، امپریالیسم، فاشیسم، ناسیونالیسم افراطی نئولیبرال، و پوپولیسم مدرن پشت سرگذاشته و در هر پوششی که بوده است ماهیت اساسی و تاریخی آن مبتنی بر بهره کشی، خلع ید و تسلط به منظور انباشت سود بیشتر بوده ، دچار هیچگونه دگرگونی ماهوی نشده و در پایانه تاریخی خود جهان را به لبه پرتگاه نابودی کشانده است. کاپیتالیسم که در آغاز با اندیشه لیبرالیستی، تولید انبوه و رقابت، انرژی و نیروهای فوق‌العاده‌ای را آزاد کرد، امروز برخلاف ادعای ایدئولوگ‌های آن بر بام بن‌بست جهانی سرمایه‌های انحصاری با گرایش ارتجاعی به سرمایه‌داری انگلی فعال در زمینه بورس بازی و کسب ارزش افزوده‌های قابل مقایسه با سرمایه ربایی پیشاسرمایه‌داری ایستاده، و پویش کلاسیک خود را نه تنها از دست داده بلکه حتی قادر به مدیریت و حل مشکلات جاری خود نیست. تداوم غارت وحشیانه و سلب مالکیت از کره زمین به نفع یک طبقه اقلیت جهانی جز انهدام روزگار ما چشم اندازی ندارد. این مانع خطرناک باید از پیش روی بشریت برداشته شود.

لحظه IIIامپریالیسم در آنتروپوسین

بحران کاسه گرد و غبار در دهه۱۹۳۰ نقطه اوج رشته‌ای از بحران‌های زیست محیطی در ارتباط با دوران سرمایه‌داری انحصاری اولیه، به ویژه با فرض اَشکال حاد آنها در مستعمرات سفید نشین و مناطق مرزی استعماری جهان بود.۷۰ امروز در عصر سرمایه انحصاری– مالی و امپریالیسم متأخر، مناطق گسترده‌‌ای از سیاره به کاسه گرد و غبار تبدیل شده‌اند، نه بواسطه عملکرد خود اقلیم، بلکه به عنوان نتیجه منطقی سیستم اقتصادی که «تسخیر» طبیعت را به مثابه ابزاری برای بهره‌کشی و استثمار فوق‌العاده جمعیت جهان ترویج می‌کند. مشترکات عمومی جهان، هم‌چنان که در آتش‌سوزی، سفید شدن صخره‌های مرجانی، تخلیه و تهی‌سازی اقیانوس‌ها، انقراض انبوه گونه‌ها، و خشک کردن و آلودگی منابع آب شیرین جهانی بازتاب یافت در همه جا نابود می‌شوند. لذا واقعیت عبارت از رشد هولوکاست اکولوژیکی سیاره بوده، خصوصاآسیب پذیر‌ترین جمعیت‌ها، به ویژه جوامع خط مقدم و جنوب جهانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

تقریبا نیم قرن پیش، در سال ۱۹۷۱، باری کامونرBarry Commoner هشدار داد که:

“ابناء بشر از چرخه زندگی بریده‌اند، نه به خاطر نیاز بیولوژیکی، بلکه بواسطه آن که سازمان اجتماعی «تسخیر» طبیعت را ابداع کرده اند: ابزارهای کسب ثروت که با الزاماتی معین می‌‌گردند که با آن‌چه در طبیعت حاکم است مغایرت دارند. نتیجه نهایی بحران زیست محیطی است، بحران ادامه حیات. بار دیگر، برای بقاء بایستی چرخه را ببندیم. باید بیاموزیم ثروتی را که از طبیعت وام گرفته‌ایم بدان بازگردانیم….جهان نه بواسطه یک خطای مجرد، که برخی طرح‌های هوشمندانه قادر به اصلاح آنند، بلکه بواسطه نیروهای قدرت‌مند اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که مسیر تاریخ را می‌سازند در آستانه انتقال به فاجعه زیست محیطی است. هر کسی که پیشنهادی برای حل بحران محیط زیست دارد، متعهد می‌گردد تا مسیر تاریخ را تغییر دهد.۷۱

شکاف کنونی بین بشریت و متابولیسم(سوخت و ساز) زمین، که کامونر به آن اشاره می‌کند، با نام‌گذاری دوره جدید زمین‌شناسی، آنتروپوسن، مشخص می‌شود که مبین یک گسیختگی کمی و کیفی با تمام دوران‌های گذشته است.۷۲ اجماعی علمی در حال ظهور است که آنتروپوسن حدود سال۱۹۵۰ آغاز شد، که با معرفی رادیونوکلئیدهای مصنوعی از آزمایش بمب های حرارتی، تولید انبوه پلاستیک ها و به ویژه شتاب عظیم توسعه سرمایه‌داری مشخص شده است. رشد وحشتناک سرمایه‌داری که مرزی نمی‌شناسد، موجب گردید که سیستم اقتصادی– اجتماعی از مجموعه‌‌ای از محدوده‌های سیاره‌ای در ارتباط با تغییرات اقلیمی، اسیدی شدن اقیانوس، کاهش اُزونozone ، از بین رفتن تنوع زیستی، کاهش آب شیرین، آلودگی، اختلال در نیتروژن و چرخه فسفر و آلودگی شیمیایی فراتر رود. ۷۳ همین اقدامات سرمایه‌داری و امپریالیسم متأخر امروزه یک بحران زیست محیطی جهانی ایجاد کرده، شرایطی که زندگی را پشتیبانی می‌نمایند تضعیف نموده و مسئله همه کُشی را مطرح می‌کنند: انهدام زندگی به طور کلی.

تحت نظم اقتصادی حاکم، زمین صرفا منبع «هدایای رایگان طبیعت به سرمایه» بوده، آن‌چه را که مربوط به اقتصاد غارت است توجیه می‌کند.۷۴ در این سیستم تولید کالایی عمومی، «مقررات کمیت مطلق» به عنوان ارزش مبادله معیاری جهانی تلقی می‌شود.۷۵ در مورد«جوهر سرمایه‌داری» مایکل پارنتی توضیح داد که «برای تبدیل طبیعت به کالاها و کالاها به سرمایه، تبدیل زمین زنده به ثروت بی‌جان است. این فرآیند انباشت سرمایه سیستم جهانی محیط زیست را ویران می‌کند. با منابع ماندگار و زنده سیاره (زمین زراعی، آب‌های زیرزمینی، تالاب‌ها، جنگل‌ها، شیلات، اقیانوس‌ها، رودخانه‌ها، کیفیت هوا) به عنوان مواد غیر ضروری نامحدود برای مصرف یا مسموم سازی به دلخواه برخورد می‌کند».۷۶ رشد مداوم این سیستم در مورد گسترش و ژرفش دامنه سلب مالکیت محیط زیست، کار، و زندگی مادی همه گونه‌ها پیش‌بینی شده است.‌ این تضاد‌های مرگ‌‌زا در سرتاسر سیستم زمین، از جمله اقیانوس جهانی کاملا آشکارند.

در پی جنگ جهانی دوم، ناوگان‌های ماهیگیری صنعتی به عنوان بخشی از شتاب سهمگین عملیات سرمایه‌داری دچار تحول اساسی شدند. با گذشت زمان، کشتی‌های عظیم، مجهز به فناوری‌های پیشرفته مانند سیستم های سونارsonar و GPS برای مکان‌یابی ماهی‌ها، به معیار و امری مجاز برای فعالیت های ماهیگیری صنعتی تبدیل شدند. قایق‌های ماهیگیری کوچک و ابزارهای ماهیگیری در اعماق قادر به دستیابی به یک رقم رکورد ماهی مورد نظر(گونه‌های مورد علاقه بازار) شدند. این کشتی‌ها با استفاده از رشته طناب‌هایی که مایل‌ها طول داشته با صدها قلاب، و همچنین توری‌هایی که مسافتی بیش از یک مایل داشتند، در یک صید چندین تُن ماهی جمع‌آوری می‌کردند که یک سوم آنها گونه‌های ناخواسته از جمله پستانداران دریایی بودند که کشته شده و دور ریخته می‌شدند.۷۷ در کشتی‌های بزرگ، که در واقع کارخانه‌هایی در دریا هستند، ماهی‌ها روی عرشه پاک و آماده می‌شوند. علیرغم تاثیرات ماهیگیری بیش از حد در تمام سیستم‌های اقیانوسی به روی کاهش جمعیت ماهی‌ها، صید جهانی ماهی در آب‌های شور، با استفاده از این فن‌آوری جدیدسلب مالکیت، از بیست میلیون تن در سال ۱۹۵۰ به نود میلیون تن در سال ۲۰۰۰ افزایش یافت.۷۸ در حالی که هم اکنون ۵/۳ میلیون کشتی ماهیگیری وجود دارد، فقط ۱ درصد این کشتی‌ها ۶۰ درصد صید دریایی را به عهده دارند، که این امر نقش مهم سرمایه انحصاری در این حوزه را برجسته می‌نماید.۷۹

این گونه عملیات شدیدا در صید ماهی موثرند، و از آن‌جایی که می‌توانند با سرعتی بیش از تولید مثل، جمع‌آوری و برداشت نمایند باعث کاهش گسترده جمعیت‌ ماهی‌ها می‌شوند. دامنه این عملیات تنها شرایط اقیانوسی را بدتر کرده است، زیرا با صید یک گونه، شرکت‌ها در فرآیندی موسوم به «ماهیگیری در شبکه‌‌های غذایی دریایی» به سادگی برای صید گونه‌های بعدی اقدام می‌کنند.۸۰ در کنار تخریب زیست‌گاه به علت بحران سیستم زمین به مثابه یک کل، دانشمندان شیلات انهدام همه گونه‌های دریایی را که هم اکنون در میانه قرن صید می‌شوند پیش‌بینی می‌نمایند.۸۱

علیرغم این محدودیت‌های طبیعی، کشورهای امپریالیستی درگیر اقدامات تهاجمی «تصرف– اقیانوس» برای سلب مالکیت حتی‌الامکان بیشتر اقیانوس‌ها هستند. شمال جهانی از طریق مجموعه‌ای از تمهیدات مدیریتی و پیمان‌های تجاری، به تدریج اقیانوس‌ها را ، برای دستیابی به ماهیگیری در سراسر جهان، از جمله آنهایی که در مناطق ویژه اقتصادی کشورهای جنوب هستند محاصره می‌کند. صیادان خُرد به طور فزاینده‌ای از دسترسی به ماهیگیری سنتی منع شده، معاش خانواده و جوامع آنها تضعیف می‌شود.۸۲

برای بسیاری از کشورها جهان جنوبی، غذاهای دریایی کالای صادراتی عمده‌ای به شمال محسوب می‌شوند، که مواد غذایی را برای مردم و حیوانات خانگی تهیه می‌کنند، و همچنین کود ارزشمندی برای غنی‌سازی خاک‌های فرسوده است.۸۳ به عنوان نمونه، تایلند سومین صادر کننده بزرگ کالاهای دریایی است که درآمد آن مبلغی بیش از حدود ۷ میلیارد دلار در سال است.۸۴ به منظور پایین نگه‌داشتن هزینه‌ها، به ویژه با توجه به هزینه های اضافی مربوط به کشتی‌ها، از جمله تجهیزات و سوخت مورد نیاز برای ردگیری مخازن ذخیره ماهی‌های‌ تخلیه شده، برای بسیاری از عملیات صید در تایلند از کار بردگی سود می‌برند، که تخمین زده می‌شود رقمی بین ۲۰۰۰۰۰ – ۱۴۵۰۰۰ نفر باشند.۸۵ این کارگران اسیر مجبورند ساعت‌های طولانی کار کرده، خیلی کم بخوابند، حداقل تغذیه را داشته و با غُل و زنجیر به کشتی بسته شوند. همانند کارگران چینی در جزایر گوانو در قرن نوزدهم، چنان‌چه خیلی آهسته کار کرده یا در هنگام فرآیند کار با ماهی دچار اشتباه شوند، مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند. هر از گاهی، به سایر بنگاه‌های عملیات ماهیگیری فروخته می‌شوند. بسیاری از این کارگران از مناطقی چون فیلیپین، کامبوج، لائوس و اندونزی در جستجوی شغل مهاجرت ‌کردند، اما در نهایت به کار بردگی قاچاق گماشته ‌شدند.۸۶

بعضی از ماهی‌هایی که در این کشتی ها صید می‌شوند برای تهیه خوراک مورد نیاز حوضچه‌های پرورش میگو– این صنعت پر رونق ارسال می‌گردند، که منجر به ناپاکی و آلودگی دریایی گسترده می‌شوند. این شرایط باعث تضعیف صیادان خُرد شده و شرایطی را ایجاد می‌کند که «میگو بهتر از آنها» می‌خورد.۸۷

فتیشیسم(بت‌وارگی) کالایی مرتبط با غذاهای دریایی نه تنها سلب مالکیت از ماهی و کار بردگی را برای به دام انداختن آنها مبهم می‌کند، بلکه باعث استثمار فوق‌العاده در کارخانجات فرآوری می‌شود. در تایلند، این کارخانه‌های شدیدا تیلوریزه شده از طریق اشتغال کودکان و زنانی با دستمزد کم که کار سر، روده، پوست، فیله، پوست کندن، تمیز کردن و مرتب کردن ماهی ها را انجام ‌می‌دهند سود خود را بالا می‌برند. سازمان‌های بین المللی شرایط نامساعد کار، جراحات و فقدان تحصیل و مدرسه را که هزاران کودک به هنگام کار در این صنعت با آنها روبرو می‌شوند، مستند کرده اند.۸۸

بحران کنونی سیستم زمین از اقیانوس‌ها به آب شیرین و فراتر از آن گسترش می یابد. پویایی امپریالیسم و همه‌کُشی در آنتروپوسن با تغییرات در چرخه هیدرولوژیکی زمین همراه است، از جمله تغییرات بارندگی ، خشک شدن و آلودگی منابع آب شیرین و ذوب شدن یخچال‌های طبیعی کوه‌ها با «برج‌های آب» ضروری آنها.۸۹ همان‌طور که جیمز هانسن، اقلیم شناس بیان می‌دارد، تحت استمرار تجارت طبق معمول طی چند دهه آینده، «عرض‌های جغرافیایی کم و پایین در فصول گرم سال می‌توانند برای معیشت انسان آنقدر گرم و غیر قابل مهار بشوند که محرک توقف ناپذیری برای مهاجرت فراهم آورند.این آینده بالقوه برای مناطقی مانند هند، بنگلادش، آسیای جنوب شرقی و نوارهای بزرگ آفریقا در حال مشاهده است».۹۰ تحت این شرایط، بالا آمدن سطح دریا، گرد و غباری شدن و به طور کلی تغییرات شدید هوا باعث می‌شود صدها میلیون نفر از مردم در عرض‌های جغرافیایی کم در گلوبال جنوبی، مجبور شوند از خانه‌های خود مهاجرت نمایند، چه به صورت مهاجرت داخلی در داخل کشورها و یا مهاجرت گسترده به خارج از کشور. در سال ۲۰۱۷، تعداد ۵/۶۷ میلیون نفر به اجبار از خانه های خود آواره شدند، تقریبا یک سوم این افراد به دلیل تغییرات شدید هوا جا به جا شدند. طبق مطالعه بانک جهانی، مهاجرت داخلی به تنهایی در سه منطقه آمریکای لاتین، زیر صحرای آفریقا و آسیای جنوب شرقی – که اندکی بیش از نیمی از جمعیت جنوب جهانی را تشکیل می دهند– تا سال ۲۰۵۰ به ۱۴۳میلیون نفر می‌رسد.۹۱ در این میان، کشورهای ثروتمند، در حالی که غالبا توسط شرکتهای چند ملیتی، از مردم منطقه جنوب جهانی بهره‌کشی فوق‌العاده می‌نمایند، در حال ساختن دیوارهایی هستند و نظامی سازی مرزها را افزایش می‌دهند تا پناهندگان (از جمله پناه‌جویان اقلیمی) را دور نگه دارند.

ما در دوره ای از جهانی‌سازی سرمایه‌داری بی‌پایان زندگی می‌کنیم که در آن مبارزه به خاطر کاهش آب شیرین به موازات جستجوی منابع جدید سوخت های فسیلی صورت می‌گیرد، که به نوبه خود باعث افزایش انتشارات کربن ورای تغییرات اقلیمی گشته و در نتیجه موجب گرمایش سریع زمین و افزایش خشکسالی می‌شوند. در نوعی دیوانگی تحریک شده توسط سیستم سرمایه‌داری که هیچ‌گونه محدودیتی نمی‌شناسد، یک رقابت جهانی نومید کننده برای کنترل آخرین منابع باقیمانده آب شیرین و سوخت‌های فسیلی به همراه سایر منابع کمیاب وجود دارد.۹۲

جمع‌بندیفراتر از سیستم غارت

سود حاصل از سلب مالکیت، مقوله کلیدی اقتصادی بود که مارکس در نقد خود از مفهوم آدام اسمیت پیرامون موجودی/ انباشت پیشین از آن استفاده ‌کرد.۹۳ پرلمان می‌نویسد«الهیات اسمیت از انباشت پیشین» اظهار می‌‌دارد که «موقعیت فرماندهی سرمایه‌داران به دلیل پس اندازهای گذشته خود بوده است»- دیدگاهی که ماركس آن را تحقیر کرد.۹۴ از این رو به اصطلاح انباشت پیشین برای ماركس صرفا یك ابزار ایدئولوژیك اقتصاد سیاسی كلاسیك، به معنای پنهان داشتن واقعیت «سلب مالکیت تولیدكنندگان بلافصل» بود.۹۵ از این منظر، ظهور سرمایه‌داری فقط به دلیل بیگانگی یا سلب مالکیت طبیعت و از خود بیگانگی یا سلب مالکیت توانایی‌های انسانی و زندگی مادی امكان پذیر بود. سلب مالکیت مشخصه همه تمدن‌های طبقاتی پیشین بود، اما نقش و سرشت به مراتب سیستماتیک و منظم‌تری به خود گرفت و تحت سیطره سرمایه‌داری دامنه بسیار وسیع‌تری را عهده‌دار شد، تا جایی که به بخشی از یک ثنویت(چون دایه یا هوو) تبدیل شد، همراه با استثمار، کلاهبرداری سرمایه‌داری را به مثابه کل شکل داد. حرکت به سوی گسترش‌ نمایی بی‌پایان و سرانجام حرکت به سمت سوسیالیسم ، نفی نفی.

در جامعه بورژوازی سرمایه‌داری جدید، سلب مالکیت آن‌چنان که در روش‌های تولید فرعی وجود دارد، ذاتی سیستم نبود. در عوض، قرار بود پویایی درونی کاملا نوینی از استثمار ایجاد نماید که منطق پیش‌برنده خود را داشت، و در انباشت سرمایه تبارز می‌‌یافت. استثمار به نوبه خود تقاضای حلقه‌های کماکان گسترده‌تر سلب مالکیت را آفرید و مرزهای سیستم را گسترش داد. از این رو دیالکتیک استثمار و سلب مالکیت که سرمایه‌داری را شکل دادند بیشتر مارپیچی شریر و فاسد بود که با منطق انباشت سرمایه پیوند داشت. سرمایه‌داری در اوایل دوره مدرن، به بی‌رحمانه‌ترین نظام‌های سلب مالکیت که جهان تاکنون به خود دیده است ختم شد: برده‌داری، زن ستیزی(فروش همسر، سوزاندن جادوگران، بهره‌کشی فوق‌العاده از زنان و کودکان)، تصرف اراضی، نسل کشی و نابودی زمین، به کل سیاره گسترش می‌یابد. مارکس با آگاهی کامل از این تناقضات، نوشت: «اگر پول بنا به گفته آوژیر» ‘با لکه‌ای خون مادرزادی به روی یک گونه‌اش به دنیا می‌آید’ سرمایه با چکیدن خون و چرک از سر تا انگشتان پا، از هر منفذی متولد می شود».۹۶

در محافل سیاسی اصلی (و همچنین برای برخی دیگر با گرایش بیشتر چپ) مرسوم است كه با این دهشت‌های مرتبط با توسعه سرمایه‌داری در مقیاس جهانی، اگر اصلا تصدیق نمایند، صرفا همچون «درد زایمان» برخورد شود. غالبا، آنها به عنوان پدیده‌هایی از گذشته‌های دور تلقی می‌گردند که باید فراموش ‌شوند، با داستانی پیروزمندانه از ظهور اجتناب ناپذیر سرمایه لاپوشانی شده، یا با « قصه کودکستان» به اصطلاح انباشت بدوی پنهان گردند، به موجب آن سرمایه‌داران منفرد به دلیل تقوا و ریاضت خویش به ثروت رسیده و با بند و تسمه پوتین‌هایشان(خود اتکایی) خود را بالا کشیدند.۹۷

با این حال، وحشت ناشی از سلب مالکیت تولید کنندگان مستقیم (از جمله کارگران غیر مزدی) و زمین تنها یک «گناه اصلی» نیست، بلکه یک واقعیت ثابت سرمایه‌داری است که با آن سلطه خاکی خود و «تحمل رنج در مرزهایش» را برقرار می‌کند.۹۸ در سرمایه‌داری متاخر و امپریالیسم متاخر در قرن بیست و یکم، این سلب مالکیت از برخی جهات با تعمیق زنجیره‌های ارزش امپریالیستی فراتر از هر زمان دیگری در گذشته پیش می‌رود، که به موجب آن بخش اعظم ارزش اضافی کل جهان از طریق یک فرآیند تصرف ارزش، برای تغذیه صندوق‌های شرکت‌های چند ملیتی و ثروتمندان در مرکز سیستم کنار گذاشته می‌شود.۹۹ این مسئله با نبردهای مکرر پیرامون اساس زن ستیزانه مالکیت خصوصی که شامل کنترل بدن زنان؛ احیای سرمایه‌داری نژادی؛ تخریب سیاره به عنوان مکانی برای سکونت انسان ها؛ و گسستن «زنجیره نسل بشر» می‌شود همراه است.۱۰۰

تلاش‌های بسیاری برای پیشبرد تئوری و عمل در جناح چپ، به دنبال پیوند دادن تئوری ماركسی استثمار با دیگر ستم‌های متقاطع می باشد كه جزء لاینفك واقعیت سرمایه‌داری تاریخی است. تجزیه و تحلیل ما نشان می‌دهد که ایجاد این پیوندها مستلزم درک اهمیت مفهوم سلب مالکیت در ماتریالیسم تاریخی کلاسیک و دیالکتیک سلب مالکیت و استثمار است. انگلس با بیان اینکه خانواده پدرسالار مبنای همه توسعه طبقاتی و مؤسسات مالکیت خصوصی بود، مخالف نقد استثمار در مرکز تئوری سرمایه‌داری نبود، بلکه می‌دانست که تمامی گستره ظلم و ستم در طول تاریخ ریشه درانقیاد زنان دارد، که از طریق مالکیت خصوصی به آنچه که وی «سه شکل اساسی برده داری» برده ها، رعایا و برده‌های مزدی می‌خواند، ظهور کرده است. این تاریخ سلب مالکیت زمین، کار و زندگی مادی بود، که در آن نظام استثمار سرمایه‌داری می‌بایست توسعه یافته‌ترین و وحشیانه‌ترین شکل باشد. لحظات مختلف تاریخی سلب مالکیت که توضیح داده ایم – صنعتی شدن کشاورزی و شکاف متابولیکی جهانی، دوران کاسه گرد و غبار دهه ۱۹۳۰ و امپریالیسم آنتروپوسن – همه لحظات تاریخی ویژه‌ای می‌باشند که بازتاب دهنده «قلب وحشیانه» سیستم هستند.۱۰۲

اپیکور در دوران باستان می نویسد: «عدالت طبیعت، وعده سودمندی متقابل است [یعنی] نه به یکدیگر آسیب برسانند و نه به آن آسیب برسانند».۱۰۳ سرمایه‌داری در جستجوی ارزش انتزاعی، چنین رابطه متقابل و عادلانه‌ای را در هر سطحی از بین ‌برده، و تا آنجا پیش می‌رود که اساس هستی سیاره‌ای را تهدید می‌کند. فی‌الواقع، در قفای استثمار سرمایه‌داری مجموعه گسترده‌ای از نابرابریها، شامل اَشکال مختلف سلب مالکیت یا غارت قرار گرفته است که شرایط مرزی و محدوده سیستم را تعیین می‌نمایند. اینجاست که ما در چندین مکان و منزل‌گاه پنهان نه تنها راز استثمار سرمایه‌داری بلکه سرمایه‌داری نژادی، سرمایه‌داری مغرض زن ستیز، و نابودی خلاق طبیعت را نیز کشف می‌کنیم.۱۰۴

همه اینها این واقعیت را برجسته می‌کنند که به دور از شرایط استثمار و سلب مالکیت، درک کلیت روابط سرمایه‌داری، که باهم موجبات مجموعه ظلم و ستم‌هایی را فراهم می‌آورند که مشخصه نظام است غیر ممکن می‌باشد. به علاوه همین جاست که شروع به درک جنبه‌های مختلف درهم تنیده سلطه سرمایه‌داری می‌کنیم که در پاسخ یک عمل مشترک انقلابی را الزام‌ آور می‌سازند. همان طور که هنری لفور اشاره کرد، با توجه به وسعت و مقیاس بحران زیست محیطی سیاره‌ای هم اکنون موضوع «انقلاب یا مرگ» است.۱۰۵

«عدالت طبیعت» اپیکور، که مستلزم عمل متقابل واقعی است، علی‌رغم تظاهرش به چیزی برای چیزی quid pro quo یا مبادله برابر، که صرفا افراط‌های نهفته در استثمار و سلب مالکیت را پنهان می‌دارد، در هیچ جای منطق سیستم سرمایه‌داری که مرزهای تاریخی خود را تعیین و تعریف می‌نماید یافت نمی‌شود. در قرن بیست و یکم، این دیالکتیک استثمار و سلب مالکیت بی‌پایان، در تلاش برای تشدید نرخ استثمار می‌باشد، در حین آن که به مرزهای زندگی به عنوان موانعی صرف (یا مرزهایی) برخورد می‌کند که باید توسط سرمایه مورد تعرض قرار‌گیرند، باعث نابودی خلاقانه زمین، یعنی اساس خود زندگی شده است. برای زنجیره‌ای از نسل‌های بشر، فقط یک پاسخ ممکن وجود دارد: سلب مالکیت از سلب مالکیت کنندگان و ایجاد همکاری مشترک انقلابی در عصری جدید از توسعه پایدار بشر – سوسیالیسم زیست محیطی.۱۰۶

سامان

ژانویه ۲۰۲۰– هلند


یادداشت‌ها:

  1.  Karl Marx, Capital, vol. 1 (London: Penguin, 1976), 934.
  2.  Marx, Capital, vol. 1, 90.
  3.  This issue is perhaps best taken up in Kozo Uno, Principles of Political Economy: Theory of a Purely Capitalist Society (Brighton: Harvester, 1980).
  4.  The term primitive in Marx’s reference to “so-called primitive [primary] accumulation” was a mistranslation from German into English. Marx was referring to original or primary accumulation, as this was understood in British political economy in the eighteenth and nineteenth centuries. Through a process of translation into German and then translation from the German back into English, the term originalprevious, or primary was rendered incorrectly into primitive. Moreover, Marx himself explicitly referred to “so-called primitive [primary] accumulation” of classical political economy—with the “so-called” here signaling his recognition that what was involved in reality was expropriation, and not accumulation (capital formation) at all—a crucial point of his whole analysis. These theoretical subtleties have been lost in most later analyses, though recognized by as important a Marxian economist as Maurice Dobb. See Maurice Dobb, Studies in the Development of Capitalism (New York: International Publishers, 1947), 178.
        Ironically, Marx has been frequently criticized in English language literature for use of the term primitive, in this respect, and for denying that these relations existed throughout the history of capitalism—criticisms that are completely at odds with his own analysis, as opposed to bourgeois political economy. David Harvey’s “accumulation by dispossession” introduced in his book The New Imperialism, was therefore intended to get around this criticism by providing a substitute for the notion of “primitive accumulation,” so as to avoid this common criticism that “primitive accumulation,” for Marx, related only to the early modern era in Europe in the Americas. But since Marx himself in his critique had indicated his objection to the notion of original or primary accumulation, and was concerned rather with the primary expropriation that made industrial capitalism possible—and since there is no difficulty in seeing this as related to expropriation more generally—far less confusion is generated, we believe, by utilizing Marx’s own historically concrete and theoretically incisive terminology, focusing on expropriation. This is especially the case insofar as Harvey’s “accumulation by dispossession” (like the term primitive accumulation itself) confuses dispossession or expropriation with actual accumulation, while for Marx they were separate categories—so much so that capitalism’s confusion of primary expropriation with primary accumulation was for him the subject of his critique in this part of Capital. See David Harvey, The New Imperialism (Oxford: Oxford University Press, 2003), 137–82.
  5.  Adam Smith, The Wealth of Nations (New York: Modern Library, 1937), 260; Marx, Capital, vol. 1, 873–75; Michael Perelman, The Invention of Capitalism: Classical Political Economy and the Secret of Primitive Accumulation (Durham: Duke University Press, 2000), 26. On the fact that Marx’s “so-called primitive accumulation” was a continuous reality of capitalism for Marx, requiring that the preconditions of the system be constantly remade through renewed expropriation or separation of workers from the means of production, see Massimo De Angelis, “Marx and Primitive Accumulation: The Continuous Character of Capital’s ‘Enclosures,’” The Commoner 2 (2001): 1–22. The version used for this article was available on ResearchGate.
  6.  Marx, Capital, vol. 1, 874. Marx explicitly criticized such views as constituting “the abstinence theory.” See Marx, Capital, vol. 1, 298–99. The essence of “so-called primitive accumulation” for Marx was expropriation. It was, as Dobb says, not accumulation proper, but “an accumulation of capital claims” related to the “ownership of assets,” and thus a “transfer of ownership,” and did not involve capital formation or an increase in “the quantity of tangible instruments of production in existence.” See Dobb, Studies in the Development of Capitalism, 178.
  7.  Perelman, The Invention of Capitalism, 26.
  8.  Max Weber, General Economic History (New York: Collier, 1961), 221–24; Joseph A. Schumpeter, Imperialism and Social Classes (New York: Augustus M. Kelley, 1951). On Marx’s argument that such expropriation of laborers and the land was an ongoing reality of capitalism, see Perelman, The Invention of Capitalism, 28–32.
  9.  Marx, Capital, vol. 1, 873, 934.
  10.  Marx, Capital, vol. 1, 914–15.
  11.  Marx, Capital, vol. 3 (London: Penguin, 1981), 571.
  12.  Karl Marx and Fredrick Engels, Collected Works, vol. 33 (New York: International Publishers, 1975), 11, 14.
  13.  Michael D. Yates, Can the Working Class Change the World? (New York: Monthly Review Press, 2018), 55–56; John Bellamy Foster and Brett Clark, “The Expropriation of Nature,” Monthly Review 69, no. 10 (2018): 1–27.
  14.  On expropriation defined as appropriation without equivalent or without reciprocity, as conceived in the work of Marx and Karl Polanyi, see Foster and Clark, “The Expropriation of Nature,” 3–11. Marx often used the term appropriation without exchange, by which he meant appropriation without equivalent (a term also employed by him), as all exchange was by definition equal, otherwise it was a form of robbery. Today, however, we sometimes refer to unequal exchange, understanding this as a form of expropriation.
  15.  Marx had translated Adam Smith’s “previous” as ursprünglich (original), which was then translated back into English by Samuel Moore and Edward Aveling as “primitive,” forgetting that the German was simply a rendering of an English term. Perelman, The Invention of Capitalism, 25. Marx wrote that “it may be called primitive accumulation [ursprüngliche Akkumulation], because it is the historical basis, instead of the historical result, of specifically capitalist production”—however, he later explained that such “so-called primitive accumulation” was in fact (primary) expropriation rather than accumulation proper. Marx, Capital, vol. 1, 775.
  16.  Marx, Capital, vol. 1, 871, 873, 939.
  17.  Commenting on Benjamin Franklin’s statement that “war is robbery, commerce is cheating,” Marx, insisted that this of course could not be taken literally to mean all was fraud and robbery; rather even under mercantilism the “intermediate steps” in commodity production had to be taken into account and a wider theory of profit upon expropriation had to be developed. Nevertheless, the distinction between mercantilism and the era of free competition based on exploitation within the context of equal exchange was vital to the understanding of capitalism’s industrial take-off. Marx, Capital, vol. 1, 267.
  18.  Ernest Mandel, introduction to Capital, vol. 1, by Marx, 27–28.
  19.  Karl Marx, Capital, vol. 3 (London: Penguin, 1981), 949.
  20.  On accumulative versus nonaccumulative societies/processes and the relation of this to exchange value versus use value, see Henri Lefebvre, Critique of Everyday Life, one-volume ed. (London: Verso, 2014), 609–33; Henri Lefebvre, Toward Architecture of Enjoyment (Minneapolis: University of Minnesota Press, 2014), 128–35.
  21.  Samir Amin, Eurocentrism (New York: Monthly Review Press, 2010).
  22.  Justus von Liebig, Letters on Modern Agriculture (London: Walton and Maberly, 1859), 179, 254–55; Justus von Liebig, The Natural Laws of Husbandry (New York: Appleton, 1863), 233.
  23.  Marx, Capital, vol. 1, 915.
  24.  Marx, Capital, vol. 1, 930.
  25.  Nancy Fraser, “Roepke Lecture in Economic Geography—From Exploitation to Expropriation: Historic Geographies of Racialized Capitalism,” Economic Geography 94, no. 1 (2018): 10; Michael C. Dawson, “Hidden in Plain Sight,” Critical Historical Studies 3, no. 1 (2016): 149; Sven Beckert, Empire of Cotton (New York: Vintage, 2014), xviii, 37–39; Peter Linebaugh, Stop, Thief! The Commons, Enclosures, and Resistance (Oakland: PM, 2014), 73; John Bellamy Foster and Brett Clark, “The Robbery of Nature: Capitalism and the Metabolic Rift,” Monthly Review 70, no. 3 (July–August 2018): 1–20.
  26.  Glen Sean Coulthard, Red Skin White Masks (Minneapolis: University of Minnesota Press, 2014), 14.
  27.  David Harvey, The Enigma of Capital (Oxford: Oxford University Press, 2010), 228–32.
  28.  Marx, Capital, vol. 3, 358; Karl Marx, Grundrisse (London: Penguin, 1973), 409–10; Karl Marx and Frederick Engels, Ireland and the Irish Question (Moscow: Progress, 1971), 142.
  29.  Beckert, Empire of Cotton, 32–39.
  30.  Dawson, “Hidden in Plain Sight,” 149; Roxanne Dunbar-Ortiz, An Indigenous Peoples’ History of the United States (Boston: Beacon, 2014); Marx, Capital, vol. 1, 914–36.
  31.  Karl Marx and Frederick Engels, On Colonialism (Moscow: Foreign Languages, no date).
  32.  M. L. Thompson, “The Second Agricultural Revolution, 1815–1880,” Economic History Review 21, no. 1 (1968): 62–77. We have narrowed the time frame of the second agricultural revolution, which captures the specific transformations listed, especially those associated with soil chemistry.
  33.  Liebig, Letters on Modern Agriculture, 179, 254–55; Liebig, The Natural Laws of Husbandry, 233.
  34.  Justus von Liebig, “1862 Preface to Agricultural Chemistry,” Monthly Review 70, no. 3 (July–August 2018): 146–50.
  35.  Marx, Capital, vol. 1, 637–38.
  36.  Ian Angus, “Cesspools, Sewage, and Social Murder: Ecological Crisis and Metabolic Rift in Nineteenth-Century London,” Monthly Review 70, no. 3 (July–August 2018): 33–69; Brett Clark and Stefano B. Longo, “Land-Sea Ecological Rifts: A Metabolic Analysis of Nutrient Loading,” Monthly Review 70, no. 3 (July–August 2018): 106–121.
  37.  Brett Clark and John Bellamy Foster, “Ecological Imperialism and the Global Metabolic Rift,” International Journal of Comparative Sociology 50, no. 3–4 (2009): 311–34; Brett Clark, Daniel Auerbach, and Karen Xuan Zhang, “The Du Bois Nexus: Intersectionality, Political Economy, and Environmental Injustice in the Peruvian Guano Trade in the 1800s,” Environmental Sociology 4, no. 1 (2018): 54–66.
  38.  Charles Wingfield, The China Coolie Traffic from Macao to Peru and Cuba (London: British and Foreign Anti-Slavery Society, 1873), 3–5; Michael J. Gonzales, “Chinese Plantation Workers and Social Conflict in Peru in the Late Nineteenth Century,” Journal of Latin American Studies 21 (1955): 385–424; Peter Blanchard, “The ‘Transitional Man’ in Nineteenth–Century Latin America,” Bulletin of Latin American Research 15, no. 2 (1996): 157–76; Stephen M. Gorman, “The State, Elite, and Export in Nineteenth Century Peru,” Journal of Interamerican Studies and World Affairs 21, no. 3 (1979): 395–418; Evelyn Hu-DeHart, “Coolies, Shopkeepers, Pioneers,” Amerasia Journal 15, no. 2 (1989): 91–116; Evelyn Hu-DeHart, “Huagong and Huashang,” Amerasia Journal 28, no. 2 (2002): 64–90; Gregory T. Cushman, Guano and the Opening of the Pacific World (Cambridge: Cambridge University Press, 2013), 55.
  39.  Alanson Nash, “Peruvian Guano,” Plough, the Loom and the Anvil 10, no. 2 (1857): 73.
  40.  Karl Marx, The Poverty of Philosophy (New York: International Publishers, 1963), 112.
  41.  “Chinese Coolie Trade,” Christian Review (1862); George W. Peck, Melbourne and the Chincha Islands (New York: Charles Scribner, 1854), 207; Jimmy M. Skaggs, The Great Guano Rush (New York: St. Martin’s, 1994).
  42.  Wingfield, The China Coolie Traffic, 5.
  43.  Maxine Berg, “What Difference Did Women’s Work Make to the Industrial Revolution?,” History Workshop 35 (1993): 29; Maxine Berg, “Women’s Work and the Industrial Revolution,” ReFresh 12 (1991): 3; Joyce Burnette, “Women Workers in the British Industrial Revolution,” Economic History Association, March 26, 2008, available at http://eh.net.
  44.  Marx, Capital, vol. 1, 364–66, 574–75, 595–99, 796–97.
  45.  Nancy Fraser, “Crisis of Care? On the Social-Reproductive Contradictions of Contemporary Capitalism,” in Social Reproduction Theory, ed. Tithi Bhattacharya (London: Pluto, 2017); Martha Gimenez, “Capitalism and the Oppression of Women: Marx Revisited,” Science and Society 69, no. 1 (2005): 11–32; John Bellamy Foster and Brett Clark, “Women, Nature, and Capital in the Industrial Revolution,” Monthly Review 69, no. 8 (January 2018): 1–24.
  46.  Berg, “What Difference Did Women’s Work Make to the Industrial Revolution?”; Berg, “Women’s Work and the Industrial Revolution.”
  47.  John Bellamy Foster, “Marx as a Food Theorist,” Monthly Review 68, no. 7 (December 2016): 12–14.
  48.  Marx, Capital, vol. 1, 750, 809–11; Marx and Engels, Collected Works, vol. 4, 370; Foster, “Marx as a Food Theorist.”
  49.  Marx, Capital, vol. 1, 860. See also Eamonn Slater, “Marx on Colonial Ireland,” History of Political Thought 39, no. 4 (2018): 719–48; Eamonn Slater, “Marx on the Colonization of Irish Soil,” Maynooth University Social Science Institute Working Paper Series no. 3, January 2018.
  50.  Richard Van Alstyne, The Rising American Empire (1960; repr., New York: W. W. Norton, 1974), 1–27, 69, 78; John Bellamy Foster, The Vulnerable Planet (New York: Monthly Review Press, 1994), 46–49. On Engels and the Iroquois, see Frederick Engels, The Origin of the Family, Private Property, and the State (Moscow: Progress, 1948), 88–93.
  51.  See Foster and Clark, “The Expropriation of Nature,” 15–16; Anthony F. C. Wallace, Death and Rebirth of the Seneca (New York: Vintage, 1969), 114–15; Eugene D. Genovese, The Political Economy of Slavery (New York: Vintage, 1967), 89; Daniel D. Richter Jr. and Daniel Markewitz, Understanding Soil Change (Cambridge: Cambridge University Press, 2001), 43-48..
  52.  Carolyn Merchant, Ecological Revolutions (Chapel Hill: University of North Carolina Press, 1989), 186–88, 196–97.
  53.  Karl Marx, “J. W. Johnston. Notes on North America,” in Marx/Engels Gesamtausgabe, by Karl Marx and Frederick Engels (Berlin: Walter De Gruyter, 2019), 311.
  54.  Foster, The Vulnerable Planet, 70–72.
  55.  See John Bellamy Foster and Hannah Holleman, “Max Weber and the Environment,” American Journal of Sociology 117, no. 6 (2012): 1653–55.
  56.  Donald Worster, Dust Bowl (Oxford: Oxford University Press, 2004), 24.
  57.  Hannah Holleman, Dust Bowls of Empire (New Haven: Yale University Press, 2018), 113.
  58.  Wright Mills, introduction to The Theory of the Leisure Class, by Thorstein Veblen (New York: New American Library, 1953), vi.
  59.  Thorstein Veblen, Absentee Ownership and Business Enterprise in Recent Times: The Case of America (New York: Augustus M. Kelley, 1923), 168–71. Veblen here was referring to the famous Lauderdale Paradox. See John Bellamy Foster, Brett Clark, and Richard York, The Ecological Rift (New York: Monthly Review Press, 2010), 53–72.
  60.  Veblen, Absentee Ownership, 186–91.
  61.  Veblen, Absentee Ownership, 169.
  62.  Graham Vernon Jacks and Robert Orr Whyte, The Rape of the Earth: A World Survey of Soil Erosion (London: Faber and Faber, 1939), 17. Jacks and Whyte, while recognizing the devastation wrought on indigenous populations, nonetheless argued somewhat along “white man’s burden” lines as to the necessary tasks for the future. See Holleman, Dust Bowls of Empire, 52.
  63.  Jacks and Whyte, The Rape of the Earth, 36.
  64.  Holleman, Dust Bowls of Empire, 113–16.
  65.  Holleman, Dust Bowls of Empire, 113–16.
  66.  Veblen, Absentee Ownership, 171.
  67.  South Africa Drought Investigation Commission, Final Report of the Drought Investigation Commission (Cape Town: Cape Times Limited, Government Printer, 1923), 5.
  68.  Edward Roux, Time Longer Than Rope (Madison: University of Wisconsin Press, 1964); Edward Roux, The Veld and the Future: A Book on Soil Erosion for South Africans (Cape Town: African Bookman, 1946), 59.
  69.  Robert Mitchum, “Dust Bowl Would Devastate Today’s Crops, Study Finds,” UChicago News, December 19, 2016.
  70.  Holleman, Dust Bowls of Empire.
  71.  Barry Commoner, The Closing Circle (New York: Alfred P. Knopf, 1971), 298–99.
  72.  Alluding to Marx’s conception of metabolic rift, Commoner in The Closing Circle noted that Marx had pointed to capitalism’s “destructive effects on the cyclical ecological process that links man to the soil.” See Commoner, The Closing Circle, 280.
  73.  Anthropocene Working Group, “Results of Binding Vote by AWG,” May 21, 2019, available at http://quaternary.stratigraphy.org. See also Ian Angus, Facing the Anthropocene (New York: Monthly Review Press, 2016), 44–45; Clive Hamilton and Jacques Grinevald, “Was the Anthropocene Anticipated?,” Anthropocene Review 2, no. 1 (2015): 67; J. R. McNeill, The Great Acceleration (Cambridge, MA: Harvard University Press, 2016); Jan Zalasiewicz, Colin N. Waters, Mark Williams, and Colin P. Summerhayes, The Anthropocene as a Geological Time Unit: A Guide to the Scientific Evidence and Current Debate (Cambridge: Cambridge University Press, 2019).
  74.  Marx and Engels, Collected Works, vol. 37, 732–33.
  75.  István Mészáros, Beyond Capital (New York: Monthly Review Press, 2000), 41, 107.
  76.  Michael Parenti, Blackshirts and Reds (San Francisco: City Lights, 1997), 154–55.
  77.  Callum Roberts, The Ocean of Life (New York: Penguin, 2012); Jennie M. Harrington, Ransom A. Myers, and Andrew A. Rosenberg, “Wasted Fishery Resources,” Fish & Fisheries 6, no. 4 (2005): 350–61; Stefano B. Longo, Rebecca Clausen, and Brett Clark, The Tragedy of the Commodity (New Brunswick: Rutgers University Press, 2015); Stefano B. Longo, Rebecca Clausen, and Brett Clark, “Capitalism and the Commodification of Salmon: From Wild Fish to a Genetically Modified Species,” Monthly Review 66, no. 7 (2014): 35–55.
  78.  UNFAO, State of World Fisheries and Aquaculture 2012 (Rome: Food and Agriculture Organization of the United Nations, 2012), available at http://fao.org.
  79.  Florian Doerr, “Blue Growth and Ocean Grabbing” (Colloquium Paper No. 18, International Institute of Social Studies, International Colloquium, February 4–5, 2016), 1–20.
  80.  Daniel Pauly, Villy Christensen, Johanne Dalsgaard, Rainer Froese, and Francisco Torres, “Fishing Down Marine Food Webs,” Science 279, no. 5352 (1998): 860–63; Daniel Pauly, Vanishing Fish (Vancouver: Greystone Books, 2019).
  81.  Boris Worm et al., “Impacts of Biodiversity Loss on Ocean Ecosystem Services,” Science 314, no. 5800 (2006): 787–90; Éva Plagányi, “Climate Change Impacts on Fisheries,” Science 363, no. 6430 (2019): 930–31.
  82.  Doerr, “Blue Growth and Ocean Grabbing”; Transnational Institute Agrarian Justice Program, The Global Ocean Grab: A Primer (Amsterdam: Transnational Institute, 2014).
  83.  Brett Clark, Stefano B. Longo, Rebecca Clausen, and Daniel Auerbach, “From Sea Slaves to Slime Lines: Commodification and Unequal Ecological Exchange in Global Marine Fisheries,” in Ecologically Unequal Exchange: Environmental Injustice in Comparative and Historical Perspective, ed. R. Scott Frey, Paul K. Gellert, and Harry F. Dahms (London: Palgrave Macmillan, 2018), 195–220.
  84.  United Nations, State of World Fisheries and Aquaculture, 2010 (Rome: Food and Agriculture Organization, 2014).
  85.  Dean Irvine, Saima Mohsin, and Kocha Olarn, “Seafood from Slavery: Can Thailand Tackle the Crisis in its Fishing Industry?,” CNN, May 17, 2015.
  86.  International Labour Organization, Caught at Sea: Forced Labour and Trafficking in Fisheries (Geneva: International Labour Organization, 2013); Ian Urbina, “Tricked and Indebted on Land, Abused or Abandoned at Sea,” New York Times, November 9, 2015; Ian Urbina, “‘Sea Slaves’: The Human Misery that Feeds Pets and Livestock,” New York Times, July 27, 2015.
  87.  Wilma A. Dunaway and M. Cecilia Macabuac, “‘The Shrimp Eat Better Than We Do’: Philippine Subsistence Fishing Households Sacrificed for the Global Food Chain,” Review 30, no. 4 (2007): 313–37.
  88.  “International Expert Meeting on Labour Exploitation in the Fishing Sector in the Atlantic Region,” International Labour Organization; M. F. Jeebhay, T. G. Robbins, and A. L. Lopata, “World at Work: Fish Processing Workers,” Occupational and Environmental Medicine 61 (2004): 471–74.
  89.  John Bellamy Foster, Hannah Holleman, and Brett Clark, “Imperialism in the Anthropocene,” Monthly Review 71, no. 3 (July–August 2019): 81–85.
  90.  James Hansen, “Saving Earth,” June 27, 2019, available at http://columbia.edu.
  91.  John Podesta, “The Climate Crisis, Migration, and Refugees,” Brookings Institution, July 25, 2019; World Bank, Groundswell: Preparing for Internal Climate Migration (Washington DC: World Bank, 2018).
  92.  Foster, Holleman, and Clark, “Imperialism in the Anthropocene,” 70–88
  93.  Smith, The Wealth of Nations, 260; Marx, Capital, vol. 1, 873.
  94.  Perelman, The Invention of Capitalism, 29.
  95.  Marx, Capital, vol. 1, 927.
  96.  Marx, Capital, vol. 1, 925–26.
  97.  Marx, Capital, vol. 1, 873–74.
  98.  Zoé Samudzi, “Policing the Borders of Suffering,” Jewish Currents, June 21, 2019.
  99.  Intan Suwandi, Value Chains: The New Economic Imperialism (New York: Monthly Review Press, 2019).
  100.  Marx, Capital, vol. 3, 754.
  101.  Frederick Engels, Dialectics of Nature (Moscow: Progress, 1934), 328–29; Engels, The Origin of the Family, Private Property, and the State, 56–58, 65, 160, 172; Karl Marx and Frederick Engels, Collected Works, vol. 25 (New York: International Publishers, 1975), 314.
  102.  Curtis White, The Barbaric Heart (Sausalito, CA: PoliPoint, 2009).
  103.  Epicurus, The Epicurus Reader (Indianapolis: Hackett, 1994), 35.
  104.  Marx, Capital, vol. 1, 279; Nancy Fraser, “Behind Marx’s Hidden Abode: For an Expanded Conception of Capitalism,” New Left Review 86 (214): 55–72.
  105.  Henri Lefebvre, “Leszek Kolakowski and Henri Lefebvre: Evolution or Revolution,” in Reflexive Water: The Basic Concerns of Mankind, ed. Fons Elders (London: Souvenir, 1974), 261.
  106.  Paul Burkett, “Marx’s Vision of Sustainable Human Development,” Monthly Review 57, no. 5 (October 2005): 34–62; Harvey, The Enigma of Capital, 228–32.

دسته‌بندی شده در: سیاسی, سرتیتر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: